۱۳۹۹ فروردین ۲۰, چهارشنبه

مدیر بیمارستان میبد: سه کودک به کرونا مبتلا شدند

۲۰ فروردین ۱۳۹۹،‏ ۹:۳۵
کد خبرنگار: 1154
کد خبر: 83742934
 
۰ نفر
 
  •  
  •  
  •  
  •  
مدیر بیمارستان میبد: سه کودک به کرونا مبتلا شدند
یزد- ایرنا- مدیر بیمارستان امام جعفر صادق (ع) میبد از مبتلا شدن یک دختر بچه هشت ساله و ۲ کودک ۲ و سه ماهه این شهرستان به بیماری کووید ۱۹(کرونا) خبر داد.
دبیح الله برجسته سه شنبه شب با انتشار فیلمی در صفحه اینستاگرام بیمارستان افزود: امشب نتایج سی. تی. اسکن و علایم حاد تنفسی بیماری دختر بچه هشت ساله‌ که در حال حاضر در بیمارستان بستری است ،  مثبت اعلام شد.
وی ادامه داد: همچنین ۲ کودک ۲ ماهه و سه ماهه نیز دارای علائم بیماری کرونا تشخیص داده شدند که در منزل تحت کنترل هستند.
مدیر بیمارستان میبد تصریح کرد : در چند روز اخیر با افزایش مراجعه آمار بیماران دارای علائم تنفسی در بیمارستان روبرو هستیم و ورودی سی. تی. اسکن و اورژانس بیمارستان در ۲ شب گذشته افزایش یافت.
برجسته از خانواده‌ها خواست آموزش کودکان در ارتباط با بیماری کرونا را بیشتر مورد توجه قرار  دهند تا دیگر شاهد درگیر کودکان به این بیماری نباشیم و آنها را از افراد مبتلا دور نگهدارند.
وی همینطور از شهروندان خواست در خانه بمانند و انجام امور بیرون از خانه را با پرهیز از تردد غیرضروری  در سطح شهر مدیریت کنند.
بیمارستان میبد در حال حاضر با ۲۱۹ تخت و فضای فیزیکی استاندارد و تجهیزات مجهز ارائه دهنده خدمات درمانی به بیماران است.
ساخت این بیمارستان در سال ۱۳۶۸ با همت شادروانان میرزا محمد صادقیان و سید حسین میردهقان (کرباسی) در زمینی به مساحت ۱۱۰ هزار مترمربع و حدود ۱۲ هزار مترمربع زیربنا شروع شد و با همکاری دانشگاه شهید صدوقی یزد (در رابطه با تجهیزات زیربنایی  ) تکمیل و در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۸۰ افتتاح شد.
 مرکز شهرستان ۱۰۵ هزار نفری میبد در ۵۰ کیلومتری شمال غرب شهر یزد مرکز این استان قرار دارد.
به گفته متخصصان حدود ۲۵ درصد بیماری کرونا قابل تشخیص نیست، و برخی افراد با علائم خفیف بیماری از ناقلان ویروس آن هستند.
همچنین تفکیک کرونا از بیماری های مشابه قدری سخت است و مردم با رعایت اصول بهداشت فردی و اجتماعی، می توانند از ابتلا به بیماری در امان باشند.
به  گزارش ایرنا، ویروس کرونا اواسط دی ماه (دسامبر ۲۰۱۹ ) در ووهان واقع در مرکز چین گزارش شد. ابتدا از این بیماری به عنوان ذات‌الریه نام برده می‌شد؛ اما کمیسیون ملی بهداشت آن کشور در ۳۰ دسامبر سال ۲۰۱۹ ( نهم دی) به صورت رسمی شیوع این ویروس را اعلام کرد. 
شناسایی نخستین مورد آن در ایران ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۸ در قم رسانه ای شد.

۱۳۹۹ فروردین ۱۹, سه‌شنبه

کرونا تهدیدی برای کودکان قرنطینه در خیابان!/شناسایی ۱۳۳ کودک کار در کردستان


سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۶
۰۹:۱۵ - ۱۳۹۹/۱/۱۹
کرونا تهدیدی برای کودکان قرنطینه در خیابان!/شناسایی ۱۳۳ کودک کار در کردستان
کودکان کار به طور طبیعی از محرومیت شدید رنج می‌برند و از نظر مالی و معیشتی در تنگنا و از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز فقر مضاعف دارند، اکنون نیز یکی از اقشار آسیب‌پذیر جامعه هستند که «کرونا» در کمین آنها قرار دارد.
کرونا تهدیدی برای کودکان قرنطینه در خیابان!/شناسایی ۱۳۳ کودک کار در کردستان
خبرگزاری فارس استان کردستان/فاطمه ملایی؛ هرچند وجود کودکان کار در جامعه ما سوژه جدیدی نیست اما در برابر این واژه تلخ و با توجه به بحران کرونا این روز‌ها که همه برای دوری از این بیماری منحوس و حفظ سلامت خود از تجمع در اماکن عمومی و خیابان‌ها خودداری می‌کنند، اما در خیابان‌های شهر می‌توان تصویر کودکان مظلوم و کاری را دید که سلامتی آن‌ها در معرض خطر جدی قرار دارد.
با چرخشی در خیابان‌های سنندج که این روزها به خاطر ترس از ابتلا به کرونا و گسترش ویروس تقریبا خالی از هر رهگذری شده است، متاسفانه سر چهارراه‌ها و یا پیاده‌روهای خیابان حضور کودکانی به چشم می‌خورد که در تقلای لقمه نانی از جان خود مایه گذاشته‌اند، کودکانی که مدارس برای حفظ سلامتی آن‌ها تعطیل شده است اما آنها بخاطر شرایط مالی و تنگدستی همچنان در گوشه و کنار خیابان‌ها برای اندک درآمدی پرسه می‌زنند.
کودکانی از جنس درد و رنج با نگاه سوزناک‌ کودکی که تمام آرزوهایش را در چهار راه‌ها و پشت چراغ قرمز جا گذاشته است هنگامی که به عمق چشمانشان خیره می‌شوی تلخی را می‌بینی که در آن مدت‌هاست بار غم را بسته‌اند و داغ و حسرت بازی‌های کودکی و رویا‌های شیرین در دل‌های کوچکشان برجا مانده است. دلم می‌سوزد برای  این همه تلخی روزگار برای دخترها و پسربچه‌هایی که روی خوشی از این دنیا ندیده‌اند، در همه دوره‌ها بازیچه ایام قرار گرفته و اکنون هم یکی از قشرهای بسیار آسیب‌پذیر و ناتوان در مقابل کرونا هستند.
اگرچه این کودکان در معرض آسیب کرونا قرار دارند، اگر خدای ناکرده اتفاقی برای اینها بیافتد، با توجه به شدت سرایت بیماری، تهدید بزرگی برای جامعه نیز محسوب می‌شوند، نظر به اینکه بستر کار این قشر آسیب‌پذیر، خیابان و محیط اجتماعی است و آنها با افراد مختلفی در طول شبانه‌روز در تماس هستند همه ما در برابر آنها و جامعه‌ای که این کودکان می‌توانند منبعی برای انتشار ویروس باشند، مسوولیم.
این کودکان بنا بر دلایل مختلف اعم از سهل‌انگاری و جدی نگرفتن این بیماری و یا عدم توان مالی و نداشتن دسترسی به امکانات پزشکی لازم و در نتیجه پیگیری نکردن مراحل لازم برای درمان به راحتی می‌توانند این ویروس را در خانواده و جامعه منتشر کنند این قربانیان کوچک، در حالیکه روز خود را در اماکن عمومی و خیابان‌ها به شب می‌رسانند، نه تنها ماسک و دستکش در بساطشان نیست، بلکه اگر برای چند دقیقه آنان را خوب تحت نظر بگیریم متوجه خواهیم شد که حتی از راه‌های پیشگیری از کرونا اطلاعات درستی ندارند و به راحتی اصول بهداشتی را نادیده می‌گیرند.
قلب یخی کودکان کار را دریابیم
در خیابان فردوسی سنندج کار می‌کند، نامش سیروان و ۱۴ سال دارد، در یکی از نواحل منفصل شهری زندگی می‌کند با یک ترازوی اسباب رزق... و چند بسته آدامس...
به بهانه وزن‌گیری‌ پای صحبت را با وی باز می‌کنم، سیروان دانش‌آموز است و در این ایام تعطیل و شیوع ویروس کرونا باید در خانه بماند، اما به قول خودش از صبح تا غروب در خیابان‌های شهر سرگردان و مشغول دستفروشی و یا وزن کردن مردم  است.
در پاسخ به این سوالات که، چرا اومده بیرون و از ابتلای به کرونا نمی‌ترسد، گفت: خانم جان تو میدانی گرسنگی و بی‌پناهی چیست؟ من مجبورم، درآمد دیگه‌ای ندارم گفتم خوب سلامتی مهم‌تر از پول است باید در خانه بمانید، گفت: پس شما الان تو خیابان چکار می‌کنید؟
قلبم درد گرفت ... داد از این همه درد و داد از این بارسنگین فقر و نداری که پسربچه ۱۴ ساله که به گفته خودش یتیم و با نامادری و پنج خواهر و برادر قدو نیم قد خود زندگی می‌کند، محتاج یک لقمه نان شب است و به تنهایی متحمل می‌شود‌، به یاد آوردم که  آغوش خیابان آن‌قدر گرم نیست که بی‌پناهی‌ و گریه‌های کودکی را پناه دهد.
این سوال به ذهنم خطور کرد که، چه کسی از روزگار فلاکت‌بار کودکان کف خیابان خبر دارد؟
شناسایی ۱۳۳ کودک کار در کردستان
معاون امور اجتماعی بهزیستی استان کردستان با اشاره به حمایت بهزیستی از کودکان کار اظهار کرد: در حال حاضر ۱۳۳ کودک کار زیر ۱۸ سال در کردستان از طریق موسسه مردم‌نهاد «ئاسوی زانیاران» شناسایی شده که براساس مصوبه شورای عالی فرهنگی تمام این کودکان ساماندهی شده‌اند که چهار نفر آنها دختر هستند.
محسن شجاعی تصریح کرد: در حال حاضر ۱۳ مرکز کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در استان وجود دارد که ۱۲ مرکز آن به کمک موسسات خیریه و با همکاری سازمان بهزیستی فعالیت می‌کنند و در واقع خیرخواهان استان سهم زیادی را برعهده گرفته‌اند.
وی به فعالیت‌های بهزیستی در راستای کمک به کودکان کار در این شرایط گسترش کروناویروس اشاره کرد و ادامه داد: در این ایام با کمک‌های مادی، توزیع بسته‌های غذایی و بهداشتی و اهدای بروشورهای آموزشی خانواده‌ها را اقناع کرده‌ایم که حتی‌الامکان از ورود کودکان به خیابان جلوگیری کنند اما متاسفانه به طور میانگین روزانه شاهد حضور تعدادی از کودکان در سرچهارراه‌ها و خیابان‌های سطح شهر هستیم.
معاون امور اجتماعی بهزیستی کردستان با بیان  اینکه خیابان کانون آسیب برای کودکان کار است، افزود: خیابان جای کودکان نیست و اولویت اصلی ما بازگرداندن این افراد به کلاس درس و کانون خانواده است.
شجاعی، مشکلات اقتصادی، فقر و نداری را دلیل اصلی حضور کودکان کار در خیابان دانست و یادآور شد: با همکاری نهادهای مدنی در این ایام حمایت از کودکان کار بیشتر شده و سعی براین است که نیازهای مادی آنان تا حدودی برطرف شود‌.
معاون امور اجتماعی بهزیستی استان کردستان اذعان کرد: افرادی نیز که از سوی خانواده پس زده شده و فاقد مکان زندگی هستند، در مراکز شبانه‌روزی سازمان بهزیستی پذیرش می‌شوند.
شجاعی از شهروندان خواست از کودکان کار خرید نکنند چراکه با این کار کودکان تشویق شده و بیشتر در معرض آسیب‌های جدی دیگری قرار می‌گیرند و ریشه هزاران آسیب را برای آنان بنیان می‌گذارند لذا با سپردن کمک‌های نقدی و غیرنقدی خود به موسسه خیریه ئاسوی زانیاران کردستان کمک بزرگی در حل مشکلات جامعه هدف ما داشته باشند.
وی با اشاره به اینکه تلاش ما این است تا این کودکان به مدارس بازگردانده شوند، بیان کرد: اولویت ما در مقابل کودکان کار ادامه تحصیل، عدم حضور در خیابان و ارتباط با خانواده است ولی برخی از این کودکان به دلیل مسائل اقتصادی ادامه تحصیل نمی‌دهند که ما تمام تلاش خود را در این زمینه به کار گرفته‌ایم تا کودکی به دلیل مشکلات اقتصادی از ادامه تحصیل باز نماند.
معاون امور اجتماعی بهزیستی استان کردستان از ارتباط موثر این ارگان با خانواده کودکان کار بخصوص مادران آنها  خبر داد و گفت: برگزاری کلاس‌های آموزشی در حوزه بهداشت فردی، آموزش خانواده در حوزه اعتیاد، مشکلات فرار از خانه، تاب‌آوری اجتماعی را آموزش می‌دهیم.
کودکان زیر 18 سال نباید در مشاغل سخت به کار گرفته شوند
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کردستان گفت: طبق کنوانسیون حقوق کودک که به عنوان معتبرترین سند حقوقی شناخته می‌شود و ایران نیز از سال ۷۲ با حق تحفظ به این کنوانسیون ملحق شد، هر فرد شاغل زیر 18 سال کودک کار محسوب می‌شود و این افراد نباید در مشاغل سخت به کار گرفته شوند.
رضا اعظمی، با اشاره به اینکه موضوع حمایت از ملت، در قوانین کشور ما اهمیت زیادی دارد و حتی قانون اساسی کشور را نیز می‌توان مرتبط با همین موضوع دانست، اظهار کرد: برابر قوانین کشور ما، هر فردی در هر موقعیتی باید از انواع حمایت‌ها بهره ببرد.
وی با اشاره به اینکه از جمله مضراتی که کار در سن نوجوانی ایجاد می‌کند، شامل جلوگیری از افزایش جدی مهارت‌ها و آموزش و دانش، افت بهره‌وری، افزایش صدمات جانی و مالی، بروز انواع آسیب‌های اجتماعی شامل سوءاستفاده جنسی، اعتیاد، خرده فروشی، مواد مخدر، تکدی‌گری و انواع بزهکاری‌ها می‌شود، ادامه داد: جلوگیری از این آسیب‌ها باعث ایجاد قانونی به نام قانون حمایت از کودکان و نوجوانان شده است.
کودکان کار باید در اولویت برخورداری از طرح‌های حمایتی قرار گیرند
نعمت‌الله عزیزی عضو هیات علمی دانشگاه کردستان با اشاره به اپیدمی کرونا و الزامات توجه به کودکان کار، اظهار کرد: در شرایط بحرانی و شیوع همه‌گیری کرونا (بیماری کووید-19) که تقریباً جامعه بشری را در سراسر جهان در برگرفته و همه اقشار و گروه‌های اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است، در کنار فشار بسیار سنگین بر نظام سلامت و درمان جوامع، اختلال کارکردی در دیگر بخش‌ها، ساختارها و سازوکارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و فضای کسب و کار را  نیز در پی داشته است.
وی افزود: تعداد افراد مبتلا به عارضه و تعداد فوت‌شدگان ناشی از آن  به صورت تصاعدی در حال افزایش است، وضعیت بحرانی آن در بسیاری از کشورها از مرز هشدار گذشته، تمامی مظاهر حیات اجتماعی بشر از آن متأثر شده و روال عادی زندگی و فعالیت روزمره بشر در کلیت آن برای همه گروه‌های مختلف در جامعه اساساً دچار مشکل شده است.
به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه کردستان، در این میان با وجود اینکه تمامی بخش‌های جامعه ما نیز از این عارضه متأثر شده‌اند، اما مدیریت این مهم برای بخش وسیعی از طبقات کم‌درآمد، آقشار آسیب‌پذیر، مستمندان، بیکاران، زنان سرپرست خانوار و کودکان کار عملاً ناممکن است.
عزیزی ادامه داد: از اینرو اگر چنین اقشار و گروه‌هایی مورد حمایت و پشتیبانی جدی و سیستماتیک قرار نگیرند، خود به کانون پرخطری برای گسترش و شیوع این بیماری تبدیل و سبب وارد آمدن صدمات انسانی، اجتماعی و اقتصادی جبران‌ناپذیری به کل جامعه خواهند شد. 
وی ادامه داد: در میان این گروه‌ها و اقشار که نیازمند توجه و حمایت فوری هستند، کودکان کار به دلایل مختلفی اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی شاید در صدر گروه‌هایی قرار دارند که باید در اولویت اول برخورداری از طرح‌های حمایتی قرار گیرند.
عزیزی افزود: به هر حال از آنجا که کودکان کار علیرغم صغر سن، به منزله نان‌آور و بازوی اقتصادی خانواده‌های فقیر و مستمند محسوب می‌شوند و هرگونه چالشی در مسیر فعالیت روزانه آنان عملاً به گسترش دامنه و شعاع فقر و فلاکت می‌انجامد، چنین بحرانی امکان تلاش برای تأمین مایحتاج ضروری و تهیه قوت لایموت را از این کودکان کار سلب کرده و آنان در وضعیتی بسیار بحرانی قرار داده است.
وی تصریح کرد: اکنون این سؤالات اساسی مطرح می‌شود که نقش و مسوولیت ملی و انسانی، اخلاقی و اجتماعی دولت و نهادهای دولتی از یک‌طرف و رسالت و مسؤلیت جامعه و نهادهای مدنی در خصوص حمایت و پشتیبانی از این گروه آسیب‌پذیر چیست؟ چگونه و با چه سازوکاری می‌توان از رویکردی هم‌افزایانه میان بخش‌های دولتی و غیردولتی مدد گرفت تا امکان‌گذار با کمترین ریسک و آسیب از وضعیت بحرانی موجود برای این اقشار فراهم کرد؟، بی‌تردید مدیریت صحیح و مؤثر و همه‌جانبه این بحران ملی ذاتاً به عهده دولت است، هرچند همکاری، مشارکت، حمایت و پشتیبانی همه آحاد جامعه در رعایت دستورالعمل‌ها، اصول و مقرارت راهنمایی کننده در این وضعیت بحرانی حداقل انتظاری است که تمامی گروه‌ها و اقشار جامعه به آن متعهد و ملزم باشند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان گفت: بنابراین کودکان کار که به طور طبیعی از محرومیت شدید رنج می‌برند و از نظر مالی و معیشتی در تنگنا بوده و از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز فقر مضاعف دارند، در زمره گروه‌های پرریسک و بسیار مستعد برای ابتلای به بیماری کرونا محسوب می‌شوند لذا اهمال مسوولان امر در توجه مناسب به این گروه نه تنها تلاش شبانه‌روزی دولت و مردم را برای شکستن زنجیره بیماری ابتر خواهد ساخت، بلکه به دلیل عدم برخورداری آنان از شرایط معیشتی مناسب و انجام کارها و اقدامات پرخطر برای تأمین مایحتاج ضروری زندگی، طولانی شدن دوره همه‌گیری و از کنترل خارج شدن مسیر مدیریت و کنترل بیماری را به دنبال خواهد داشت.
عزیزی تاکید کرد: فراهم کردن شرایط قانونی برای استفاده از ذخایر استراتژیک کشور برای تأمین و حمایت مالی، غذایی و بهداشتی و دیگر ملزومات ضروری اقشار کم درآمد بویژه کودکان کار، شناسایی کودکان کار و ایجاد یک بانک اطلاعاتی جامع از محل سکونت و شرایط زندگی این گروه هدف، تهیه و تأمین بسته‌های حمایتی هدفمند خوراکی، بهداشتی و ...برای حداقل یک‌دوره دو ماهه، هماهنگی و همکاری مستمر میان نهادهای دولتی و مؤسسات خیریه و دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد برای پوشش حداکثری کودکان کار و خانواده‌های آنان، تشکیل انجمن‌ها و رابطین محلی برای شناسایی و هدایت کمک‌های دولتی و مردمی به این گروه و استفاده مؤثر از ظرفیت‌های حمایتی موجود در محلات  و مناطق مختلف شهری، بررسی و انجام تست‌های تشخیصی مستمر کودکان کار از نظر سلامتی و اطمینان از عدم ابتلای آنان به کرونا و فراهم کردن خدمات آموزش آنلاین برای آن‌دسته از کودکان کار که در حال تحصیل  هستند مورد عنایت مسوولان امر و نهادهای حمایتی دولتی و سازمان‌ها مردن نهاد قرار گیرد.
وی اظهار کرد: امید است که خدای مهربان در سایه همدلی و همکاری همه مردم، امکان رهایی جامعه بشری را از این بیماری واگیر فراهم سازد.
کودکان کار و کودکان خیابان بشدت در معرض خطر کرونا قرار دارند
کاوه قادری روانشناس بالینی در سنندج گفت: پدیده کودکان کار و خیابان یکی از بارزترین فرآیندهای سوءرفتار و نبود پایگاه سالم اجتماعی و عدم تامین نیازهای اولیه کودکان است که اثر مخربی بر سلامت آنها دارد.
وی خاطرنشان کرد: کودکان خیابانی در کشورهای مختلف اصطلاح ویژه خود را دارند اما از پذیرفته ‌شده‌ترین تعاریف و طبقه‌بندی‌های کودکان خیابانی، تعریفی است که یونیسف از کودکان خیابانی به عمل آورد و آنان را به دو گروه تقسیم کرده است.
قادری افزود: گروه اول کودکان خیابانی، کودکان شـاغل در خیابان هسـتند از خانواده‌های کم‌درآمد و پرجمعیت آمده‌اند و علت بودن آنان در خیابان کسب درآمـد است در این گروه، احساس تعلق به خانواده وجود دارد اما میزان این ارتباط متفاوت است و ممکن است چند بار در سال باشد برخی از این کودکان بـه مدرسه می‌روند و هرچند ممکن اسـت در فضای روابط درون خیابان درگیر مشکل‌هایی مانند مصرف مواد مخدر و رفتارهای خلاف قانون شوند اما به ‌طور کلی، رفتارهای مجرمانه محدودی نسبت به گروه دوم دارند.
وی همچنین گفت: گروه دیگر کودکان خیابانی، قشـر کوچک‌تری از کودکان خیابانی را تشکیل می‌دهند اما مشکلات آنان نسبت به گروه اول بسیار پیچیده‌تر اسـت برای این گروه از کودکان خیابانی، خیابان به منزله خانه است آنان در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنان حکم خانواده را پیدا کرده‌اند این کودکان با مدرسه بیگانه‌اند و ممکن است در شرایط ناامن، قربانی آزار جسمی و جنسی شوند.
به گفته قادری، بسیاری از کودکان این گروه مورد سوءاستفاده گروه‌های غیرقانونی و تبهکار قرار گرفته‌اند و از آنان در قاچاق و توزیع موادمخدر، دزدی و سایر فعالیت‌های خلاف قانون مانند تجارت جنسی کودکان استفاده می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: بر‌خلاف پدیده فرار که آمار دختران در آن بالاتر است، بیش از ۹۰ درصد کودکان کار و خیابان را پسران تشکیل می‌دهند حال در شرایطی که بیماری کرونا بیش از ۱۹۸ کشور دنیا را درگیر کرده و این روزها همگان در حال رعایت موارد بهداشتی و به عبارتی خودقرنطینگی هستند و به کوچکترین نشانه‌هایی از وجود ویروس حساس هستند این قشر بی‌پناه در هر دو بخش چه کودکان کار و چه کودکان خیابان بشدت در معرض خطر کرونا قرار دارند چرا که برای این افراد ماندن در خانه آن معنای متداولی که برای همه ما وجود دارد را ندارد چرا که آنها یا خانه‌ای ندارند در آن بمانند یا آن خانه چنان امن نیست و از فرط گرسنگی و رنج مجبور به حضور در خیابان‌ها می‌شوند که برای حل این مشکلات راهکارهای کوتاه‌مدت بیشتر شبیه نوعی مسکن است اما نبود آن هم رنج این کودکان را بیشتر می‌کند.
این روانشناس بالینی تاکید کرد: در این شرایط باید مسوولان نهادهای حمایتی و بهداشتی، فعالان مدنی، انجمن‌ها و خیرین با تهیه بسته‌های مواد غذایی و مواد بهداشتی ضمن ارتباط با این کودکان و خانواده‌های آنها علاوه بر حمایت‌های مادی آموزش‌های لازم را برای مدیریت این شرایط در اختیار آنان قرار دهند و کودکانی که سرپناهی ندارند با ارجاع آنها به خانه‌های امن و حمایت‌های مادی و بهداشتی از آنها می‌توان تا حدی از رنجشان کاست اگر چه همه می‌دانیم مداخلات پایدارتری در این زمینه لازم است.
میزان اعمال بزهکارانه در کودکان خیابانی بالا است
مهدی گلباغی مدیرعامل موسسه خیریه «ئاسوی زانیاران» کردستان نیز اظهار کرد: یکی از موضوعاتی که در اکثر کشورهای جهان رواج دارد، موضوع کار کسانی است که براساس تعریف سازمان جهانی بهداشت(WHO) در رده سنی ۶ تا ۱۸ سال قرار دارند و از لحاظ مقطع رشدی در حال سپری نمودن دوره کودکی هستند و می‌بایست بیشتر زمان خود را به انجام اموراتی اختصاص دهند که موجبات رشد همه جانبه آنها را در زمینه‌های مختلف از قبیل جسمانی، ذهنی، اجتماعی، شناختی و... فراهم آورد.
وی با بیان اینکه کار کودکان یکی از آسیب‌های اجتماعی است که اثرات زیانباری را در سه سطح فرد، خانواده و جامعه به دنبال دارد و بخش بزرگی از جامعه را درگیر می‌نماید افزود: از سوی دیگر به علت عدم رشد کافی یا نادرست بسیاری از جنبه‌های زندگی، میزان بروز سایر آسیب‌های اجتماعی از جمله مصرف و فروش مواد مخدر، سوء استفاده‌های جنسی و جسمی(چه در قالب قربانی و چه انجام دهنده) به صورت همزمان بسیار بالاست.
 به گفته مدیرعامل موسسه خیریه ئاسوی زانیاران کردستان، به طور کلی به کسانی که در رده سنی ۶ تا ۱۸ سال بخشی از وقت خود را در خیابان و مراکز پرتردد مشغول به انجام مشاغل کاذب هستند واژه «کودک کار» اطلاق می‌شود، عموماً این کودکان پس از اتمام مدرسه یا قبل از آن اقدام به فروش کالاهای غذایی یا مصرفی احاد مختلف جامعه، پادویی، جمع‌آوری ضایعات و... می کنند و بعد از آن باقی اوقات شبانه‌روز را با خانواده سپری می‌کنند.
گلباغی خاطرنشان کرد: برخلاف تصور عموم، تعریف کودکان کار با کودکان خیابانی متفاوت است بر همین اساس کودکان کار بخشی از وقت خود را به یادگیری آموزشی در سطح مدارس سپری می‌کنند و میزان شیوع اعمال بزهکارانه در آنها پایین است از سوی دیگر کودکان کار به صورت مستمر با خانواده خود ارتباط دارند اما کودکان خیابانی تمام وقت خود را به علت نداشتن سرپناه یا فرار از منزل در خیابان سپری نموده و تمایلی برای ادامه تحصیل ندارند. همچنین میزان انجام اعمال بزهکارانه در آنها بالا است و ارتباطی با خانواده ندارند.
گلباغی با بیان اینکه عوامل مختلفی در شیوع کار کودکان موثر است که در وهله اول می‌توان به اصلی‌ترین عامل یعنی فقر اقتصادی اشاره نمود که خود به تنهایی عامل بسیاری دیگر از عوامل از قبیل نداشتن درآمد، فقر فکری و فرهنگی، حاشیه‌نشینی است، یادآور شد: عدم توسعه‌یافتگی اقتصادی جوامع، سیاست‌های متفاوت دولتمردان و ویژگی‌های جمعیت شناختی از دیگر عوامل بروز کار کودکان است.
 وی تصریح کرد: با توجه به شیوع کار کودکان در استان کردستان به طور اعم و شهرستان به طور اخص در اسفندماه سال ۹۴ تعدادی از خیرین سرشناس و اساتید دانشگاهی تصمیم گرفتند که با نظارت معاونت امور اجتماعی سازمان بهزیستی تمرکز خود را بر روی پیشگیری و کاهش آسیب‌های اجتماعی از قبیل کار کودکان، خشونت و آسیب‌های موجود در زمینه دختران و زنان معطوف نمایند لذا با بهره‌گیری از جدیدترین متدهای مدیریتی و نیروی انسانی توانمند اقدام به تاسیس سه مرکز حمایتی اجتماعی کردند.
وی یادآوری کرد: هر کدام از این مراکز با استفاده از دستورالعمل‌های سازمان بهزیستی خدمات تخصصی شامل خدمات روانشناختی، مددکاری، بهداشتی، درمانی، حقوقی، مالی و فرهنگی تفریحی را با در نظر گرفتن دو فاکتور مهم آموزش و توانمندسازی به جامعه هدف خود یعنی کودکان کار و خیابان ۶ تا ۱۸ سال دختران در معرض خشونت ۱۲ سال به بالا و زنان در معرض آسیب و آسیب‌دیده و خانواده این سه گروه  ارائه می‌کنند.
وی ادامه داد: مرکز حمایتی آموزشی کودک و خانواده با هدف حمایت از کودکان کار و خیابان فعالیت خود را از اسفندماه سال ۹۴  آغاز نموده است و در حال حاضر تعداد ۱۳۳  نفر کودک کار را تحت پوشش قرار داده است که ۱۲۸ نفر از آنها پسر و چهار نفر دختر کار هستند. 
ویژگی‌های جمعیت‌شناختی جامعه هدف
به گفته گلباغی، بیشتر این کودکان در رده سنی ۱۲  تا ۱۵ سال قرار دارند و در مقطع تحصیلی راهنمایی مشغول به تحصیل و  بیشتر ساکن محلات حاشیه شهر بخصوص محله منفصل شهری نایسر، اسلام‌آباد و عباس‌آباد هستند.
وی افزود: این کودکان عضو خانواده‌های پرجمعیت هستند و شغل بیشتر والدین این کودکان دستفروشی و کارگر غیرماهر فصلی است و در خانواده این کودکان یک یا دو نفر دارای بیماری از قبیل آسم، دیسک کمر، مشکلات قلبی عروقی، دیابت و.... وجود دارد درصد بالایی از پدر کودکان کار در زمره والدین بد سرپرست (معتاد یا مشکلات حاد روانی) قرار می‌گیرند و بیشتر این کودکان در منازل استیجاری ساکن هستند.
مدیرعامل موسسه خیریه ئاسوی زانیاران به خدمات ارائه شده این موسسه به کودکان کار و خانواده آنها گریزی زد و گفت: خدمات روانشناسی، مددکاری، ارائه مشاوره به صورت حضوری و تلفنی پیگیری امورات مختلف مددجویان در ارگان‌های ذیربط برگزاری کارگاه‌های آموزشی، پیگیری درمان‌های تخصصی تا زمان حصول نتیجه، خدمات حقوقی خدمات تفریحی فرهنگی، ورزشی، کمک‌های غیرنقدی، تامین وسایل ضروری زندگی، اهدای سبد کالای ماهیانه، کمک‌های نقدی، پرداخت مستمری ماهیانه، کمک هزینه ودیعه و اجاره منزل، پرداخت هزینه قبوض چهارگانه، کمک هزینه خرید دارو خرید جهیزیه، حرفه آموزی، ثبت‌نام مددجو در مشاغل مختلف، پرداخت دستمزد ماهیانه، پرداخت وام خود اشتغالی، آموزش مشاغل و هزینه‌های آموزشی و درمانی از جمله این خدمات است.
بیماری کرونا و کودکان کار
گلباغی خاطرنشان کرد: با توجه به عوامل مختلفی از قبیل فصلی‌بودن کار سرپرست بسیاری از کودکان کار، نداشتن درآمد مکفی، عدم توانایی کار توسط والدین بد سرپرست و تک سرپرست بودن، انجام کار جانبی در هر شرایطی حتی بحرانی یک وظیفه مهم از طرف کودکان تلقی شده و نسبت به تامین مایحتاج زندگی و نیازهای اولیه احساس مسئولیت می‌کنند از سوی دیگر به علت عدم توسعه اقتصادی و تعریف مشاغل خاص کودکان در جامعه، انجام هر شغلی که منجر به کسب درآمد از راه حلال و قانونی امری طبیعی است و در نظر گرفتن امنیت و سلامت جسمی و ذهنی در اولویت بعدی قرار می‌گیرد.
 وی افزود: با توجه به شیوع ویروس کرونا و قدرت بالای انتقال و همه‌گیری این ویروس در سطح جامعه، حضور کودکان در سطح خیابان و انجام کارهای پرخطر از قبیل جمع‌آوری ضایعات منجر به در معرض خطر قرار داشتن کودکان در سطح بسیار بالای مبتلا به این ویروس شده است.
گلباغی تاکید کرد: در چنین شرایطی ارگان‌های مرتبط با ساماندهی موضوع ساماندهی کودکان کار موظف‌اند با تامین نیازهای اساسی اولیه غذایی و مالی شرایط عدم حضور کودکان در سطح خیابان را فراهم آورند که در این زمینه موسسه خیریه ئاسوی زانیاران اقداماتی از قبیل برگزاری جلسات توجیهی در راستای انجام اقدامات پیشگیرانه در دو سطح موسسه و مددجویان زیرپوشش، برگزاری کارگاه آموزشی پیشگیرانه برای جامعه هدف و همکاران، حذف خدمات تفریحی و ورزشی مددجویان تا زمان عادی شدن شرایط جامعه، ارائه خدمات و رفع نیازهای مددجویان از طریق تماس تلفنی به علت کاهش خروج آنها از منازل، تهیه پک بهداشتی برای مددجویان و تحویل همراه سبد کالای پایان سال با رعایت اصول بهداشتی، تماس همکاران مرکز حمایتی آموزشی کودک و خانواده (کودکان کار و خیابان) با والدین مددجویان زیرپوشش جهت آگاه‌سازی درباره بیماری، ضدعفونی روزانه واحد اداری و خوابگاه موسسه در سه نوبت توسط همکاران، برگزاری کارگاه آموزشی را انجام داده است.
به گفته مدیرعامل این موسسه مردم نهاد حامی کودکان کار در کردستان قبل از شیوع بیماری کرونا در استان، با توجه به پراکندگی محیط زندگی مددجویان مقرر شد که برای مددجویان ساکن در محله منفصل شهری نایسر یک کارگاه آموزشی یک ساعته همراه با اهدای سبد کالای صبحانه در پایگاه خدمات اجتماعی شماره ۲ نایسر برگزار شود والدین مددجویانی که مسافت کمتری با موسسه داشتند تعدادی به صورت تصادفی انتخاب و یک کارگاه آموزشی تصویری برای آنان برگزار شد و به والدین سایر مددجویان نیز آموزش به صورت تلفنی ارائه شد.
گلباغی  اظهار کرد: این موسسه در راستای ترویج رعایت اصول بهداشتی به خرید و توزیع پک میان جامعه هدف اقدام  کرد و با توجه کمبود ماسک و همچنین نیاز مبرم جامعه هدف به آن، همکاران موسسه تصمیم گرفتند که تعداد پنج هزار عدد ماسک را تهیه و در اختیار مددجویان جامعه هدف و سایر اقشار نیازمند جامعه قرار دهند.
کرونا تهدیدی برای کودکان قرنطینه در خیابان 
اکبر ولدبیگی مدرس دانشگاه در رشته علوم اجتماعی هم می‌گوید: طبق آمار رسمی بیش از ۴۰۰ هزار کودک کار در کشور وجود دارند که اکثرا مشغول گل‌فروشی، سیگارفروشی دست‌فروشی و  زباله‌گردی هستند.
وی با بیان اینکه کودکان کار کسانی هستند که از چتر حمایتی خانواده محروم و از استانداردهای زندگی و حق طبیعی برخوردار نیستند، افزود: اغلب کودکانی رها شده و اکثر فقر فرهنگی و اقتصادی خانواده باعث تولد این کودکان شده است، چون خانواده نمی‌تواند از این کودکان حمایت اقتصادی داشته باشد و نیازهای اولیه آنان را تامین کند بنابراین در خیابان رها و معضلی اساسی برای کل کشور نه فقط در این شرایط گسترش ویروس کرونا بلکه در همه ادوار هستند.
به گفته این مدرس دانشگاه و فعال اجتماعی، اساسا بی‌حفاظ‌ترین قشر جامعه، کودکان خیابانی و قرنطینه خیابان هستند که برای خود و دیگران هم با توجه به گسترش و واگیری سریع کرونا ویروس مشکل‌آفرین خواهند شد.
ولدبیگی تصریح کرد: این کودکان با توجه به وضعیت نامطلوبی که از لحاظ بهداشت و تغذیه‌ دارند، از لوازم محافظتی همچون ماسک، دستکش و شست‌و‌شوی دست‌ها با مواد شوینده به صورت مکرر برخوردار نیستند لذا سیستم بدنی آنها ضعیف و در معرض آسیب و ابتلا به کرونا هستند.
وی یادآور شد: با توجه به افزایش خط فقر در جامعه متاسفانه تعداد این قشر هر روز بیشتر خواهد شد ازاین‌رو سازمان‌های حمایتی همچون بهزیستی، هلال احمر، فرمانداری‌ها، استانداری، کمیته امداد و مراکز بهداشتی در طول چند سال اخیر طرح‌های ویژه‌ای اجراکرده و زحمات شایانی برای جمع‌آوری و ساماندهی این قشر انجام داده‌اند اما با توجه به تعداد زیاد آنها و مدیریت از سوی شبکه‌های خاص، کنترل و ساماندهی آنان به راحتی مقدور نیست مگر اینکه سازمان‌های مردم نهاد به کمک سازمان‌های دولتی بشتابند.
ولدبیگی تصریح کرد: در حال حاضر متولی این کودکان نهادهای مردمی هستند لذا بهتر است که نهادهای محلی و اورژانس‌ اجتماعی از انجمن‌های مدنی درخواست کمک کنند که در این زمینه فعالیت و تجربه داشته‌اند، این قشر را ساماندهی کنند.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: باتوجه به بحران کرونا قرنطینه موجب پرداخت هزینه زیادی شده است، مردم و دولت تحت فشار هستند فلذا یکی از آن دسته کارهایی که می‌تواند زحمات کادر درمان و دیگر متولیان امر را هدر دهد کودکان خیابانی هستند، چون کسانی برای حمایت و جایی برای نگهداری ندارند بنابراین حداقل در این شرایط اضطراری نهادهای حمایتی این کودکان را در محلی خاص جمع‌آوری و ایزوله کنند.
ولدبیگی با بیان اینکه اگر محرومین از لحاظ اقتصادی حمایت شوند کودکان مجبور به آمدن در خیابان نخواهند شد، افزود: پخش تصاویری در خصوص خطر ویروس کرونا برای این کودکان و خانواده‌های آنان برای توجیه ماندن در خانه در این ایام ضروری است.
این فعال اجتماعی پیشنهاد داد: فارغ از منطقه جغرافیایی کاری که می‌توانیم برای این کودکان انجام دهیم تشکیل شبکه‌ای اضطراری حمایتی به صورت سریع و جهشی که متشکل از نهادهای دولتی، مدنی و  مردمی باشد تا فعلا این قشر در خیابان‌ها جمع‌آوری شوند.
وی با اشاره به اینکه در اصل کودکان کار محروم‌ترین قشر جامعه هستند حتی اگر ۱۰ درصد آنها به صورت ابزار از طریق شبکه‌هایی کنترل شوند، ۹۰ درصد آنها نه شناسنامه، هویت، خانواده و نه دسترسی به آموزش دارند، اضافه کرد: این قشر مورد سوءاستفاده و آزارهای جسمی و جنسی قرار گرفته‌اند و اکنون که کشور ما یکی از آسیب‌پذیرترین کشورها در حوزه کرونا است اگر چه موفقیت‌هایی در زمینه کنترل و مهار ویروس داشته‌ایم و انصاف نیست که زحمات همکاران حوزه بهداشت و درمان را با سهل‌انگاری کودکان کار هدر دهیم باید تردد این کودکان را با حمایت‌های آموزشی، بهداشتی و مالی  کنترل کنیم تا منبع شیوع ویروس نشوند و به خود و جامعه آسیب نرسانند‌.
ولدبیگی بر لزوم حمایت از خانواده‌های آسیب‌پذیر تاکید کرد و گفت: اساس و پایه تولد کودکان کار فقر اقتصادی است بدون تردید کودکی که حمایت عاطفی و اقتصادی شود به خیابان‌ها برای به دست‌آوردن لقمه نانی پناه نمی‌آورد، تامین مالی خانواده‌ها، طرح ساماندهی اورژانسی متشکل از نیروی انتظامی، مراکز درمانی و حمایتی با همکاری انجمن‌های مدنی و مردمی ضرورت دارد و طبق رسالت اجتماعی خود مسوول هستند که از این بیشتر وارد فاز آسیب و بحران نشویم.
وی با بیان اینکه در پدیدآمدن کودکان خیابانی و کودکان کار فقر اقتصادی فاکتور مهمی است، یادآور شد: آنها باید در سیکل آموزش‌های رسمی و غیررسمی و مهارتی قرار گیرند قطعا روال زندگی آنان هم تغییر خواهد کرد تاکنون شاید کار اساسی برای کاهش تعداد و رویکرد این کودکان انجام نشده به این دلیل هم تعداد آنها افزایش یافته به هرحال در این شرایط جمع‌آوری موقت کودکان کار باتوجه به موقعیت اضطراری ضروری است.
ولدبیگی تصریح کرد: بعد از طاعون، کرونا و کنترل روند اپیدمی این ویروس، با برنامه‌ریزی مشخص و به صورت اصولی این معضل جدی را  باید حل کرد چراکه نیم‌میلیون کودک کار در کشور شاید اکنون همه در خیابان‌ها نباشند اما در معرض خطر و انتشار آن هستند لذا با توجه به کارهای عام‌المنفعه توسط نیکوکاران و افراد باشرف در سطح کشور بخصوص در منطقه کورده‌واری می‌توان از ظرفیت آنان در این راستا کمک گرفت‌.

۱۳۹۹ فروردین ۱۷, یکشنبه

کودک کار در اورژانس بیمارستان

تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۸:۳۹ اجتماعی » كودكان كار و خيابان کودک کار در اورژانس بیمارستان کودک خردسال واکسی در آلوده ترین مکان یعنی داخل اورژانس بیمارستان مشغول کار است. شعار سال: ویدیویی از یک کودک کار در فضای مجازی دست به دست در حال چرخش است که نشان می دهد این کودک تنها با داشتن یک ماسک در بخش اورژانس یک بیمارستان که این روزها حتی افرادی که دچار یک سرماخوردگی ساده هم هستند نباید به بیمارستان ها مراجعه کنند چرا که بیمارستان ها این روزها بسیار آلوده به ویروس کرونا هستند یک کودک کار در بخش اورژانس بر روی زمین نشسته و لوازم کار خود که واکس زدن کفش ها است را در جلوی خود گذاشته است. Play Videoتعداد بازدید : 0 کد ویدیودانلود فیلم اصلی  

منبع خبر : سایت خبری شعار سال

https://shoaresal.ir/fa/news/269024/کودک-کار-در-اورژانس-بیمارستان

شناسایی 18 مورد ابتلای جدید به کرونا از جمله 4 کودک در اربیل

یک‌شنبه 17 فروردین 1399  ::  13:02   

شناسایی 18 مورد ابتلای جدید به کرونا از جمله 4 کودک در اربیل

سرویس عراق و اقلیم کردستان- وزارت بهداشت و درمان اقلیم کردستان اعلام کرد که 18 مورد ابتلای جدید به ویروس کرونا، از جمله 4 کودک، در شهر اربیل شناسایی شده اند.
به گزارش کردپرس به نقل از سایت خبری رادیو نوا، در اطلاعیه ای که از سوی وزارت بهداشت و درمان اقلیم کردستان، منتشر شده، آمده که نتایج آزمایشات انجام شده در شهر اربیل مرکز اقلیم، حاکی از ابتلای 18 مورد جدید به ویروس کرونا در این شهر است.
بر اساس اطلاعیه مذکور، مبتلایان جدید شامل 4 کودک، 6 زن و 8 مرد هستند و همگی بر اثر حضور در یک مراسم ختم در این شهر، به کرونا مبتلا شده اند.
تاکنون 32 شهروند اربیل در پی شرکت در مراسم ختم مذکور و تماس با افراد آلوده، به کرونا مبتلا شده و این تجمع افراد، موجب افزایش آمار ابتلا به کرونا در اقلیم شده است.
شمار مبتلایان به ویروس کرونا در اقلیم تاکنون به 233 مورد رسیده که از این تعداد سه مورد جان خود را از دست داده و 74 مورد نیز کاملا بهبود یافته اند و به گفته وزیر بهداشت اقلیم وضعیت یکی از مبتلایان وخیم است و دیگران در شرایط سلامتی مناسبی قرار دارند.
وزارت بهداشت اقلیم پیشتر نیز اعلام کرده بود که 81 درصد از مبتلایان به کرونا در اقلیم بدون علائم بیماری هستند و 37 درصد مبتلایان را نیز افراد زیر 20 سال تشکیل می دهند.

۱۳۹۹ فروردین ۱۴, پنجشنبه

وضعیت شادی و رفاه در زندگی کودکان در ایران

وضعیت شادی و رفاه در زندگی کودکان در ایران
تنظیم و ویرایش: رضا ویسانیان
شادی یکی از نیازهای اساسی بشر، غذای روح و عاملی برای رشد و پیشرفت است.کودکان در هر سنی نیاز به شادی و نشاط دارند. شاد زیستن برای آنها به اندازه تغذیه خوب، اهمیت دارد، زیرا سلامت روحی، روانی و جسمی کودکان را تامین می‌کند. هیچ کودکی از بدو تولد شاد یا غمگین متولد نمی‌شود، بلکه با انتخاب‌ها و کارهایی که انجام می‌دهد، وضعیت روحی‌اش در مسیر شاد زیستن یا غمگین شدن قرار می‌گیرد.بازی و شادی با کودک زاده میشوند. کودک همیشه از تماس‌ با نزدیکانش در محیطی‌ پر محبت و ریلکس احساس رضایت میکند و به طور طبیعی شاد میشود.شما به سختی میتوانید کودک را از بازی بازدارید.  چرا که بازی جزئی از زندگی‌ کودک است. نقش اسباب بازی هم بسیار زیاد است. اسباب بازی‌هایی‌ که به آموزش و رشد فکری کودک کمک اساسی‌ میکند ودرشکل گرفتن شخصیت کودک مهم است.و تجارب و یاد گیری‌های او را تکمیل میکند.که البته در دسترس همگان نیست. میلیونها کودک کار از داشتن اسباب بازی محرومند و هرگز آموزش را از این طریق تجربه نمیکنند.کودکی را ببینید، اگر راضی‌ باشد، شیرش را خورده باشد، جایش خیس نباشد و محیط مناسبی داشته باشد مرتب میخندد و خوشحال است. یک احساس مثبت که زندگی‌ انسان‌ها را معنی‌ می‌دهد و او را به ادامه زندگی‌ تشویق میکند.کسانی که دارای تشویش، التهاب و نگرانی هستند ویا غمگینند به سختی پیشرفت می‌کنند و زندگی‌ برایشان سخت است.یک گزارش بین‌المللی، با بررسی وضعیت ۱۵۶ کشور نشان می‌دهد، ایران از نظر شاخص‌های «شادی» هنوز در وضعیت مناسبی قرار نگرفته و رتبه ۱۱۷ را در بین کشورهای مورد بررسی در سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ دارد.شادی شاخص سعادت و خوشبختی انسان است. شادی شاخص آزادی، تامین اقتصادی، سلامتی، آزادی بیان و آزادی حق انتخاب است. مفهوم شادی به رفاه و امنیت اجتماعی فرد گره خورده است. همه اینها حقوق پایه‌ای است که برای انسان امروز یک اصل است. شادی با آزادی تداعی میشود. یک زندانی یا کسی‌ که شکنجه و تحقیر شده، شاد نیست. کودکی که در مسیر خانه با صحنه فاجعه بار اعدام روبرو می شود، آسیب عمیق روحی‌ میبیند که همیشه در ذهنش خواهد ماند. این کودک نمیتواند شاد باشد با توجه به این مسائل راحت تر میشود در مورد افسردگی کودکان در کشوری که حکومتش به مرگ و گریه تشویق میکند و تنها راه حلش، در مقابل اعتراضات مردم سرکوب و اعدام است صحبت کرد. حکومت اسلامی ضّد شادی است، یعنی‌ ضّد زندگی‌ است، ضّد آن چیزی است که بشریت را به حرکت در میاورد و سعادتمند میکند. حکومتی که رهبرش نشاط را در غصه و گریه میبیند و کودک را شهید و قربانی حساب میکند. حکومتی که در این چهار دهه، در همه عرصه‌های زندگی‌ خصوصی مردم دخالت مستقیم کرده و سعی‌ بر آن داشته  که تمامی راه‌هایی‌ را که جوانان برای ارتباط با یکدیگر و با دنیای خارج را فیلتر یا مسدود کنند.حکومت اسلامی برای بقا خود نیاز به آدمهای  قانع، مطیع با احساساتی سرکوب شده دارد٬ که تفریحشان مشهد٬ قم و جمکران و موسیقی شان مداحی و نوحه است. پس روحیه رقص و آواز با این نیاز حکومت جور در نمی آید. شادی برای کودکان و نوجوانان مثل نان و آب لازم و ضروری است،جمهوری اسلامی از بدو سر کار آمدنش تا حالا دغدغه اصلیش این بوده است که چگونه دنیای شاد کودکی را از کودکان و نوجوانان بگیرد. چگونه شستشوی مغزی بدهد که از شادی کودکان جلوگیری شود. سوال این است، جمهوری اسلامی چرا از شادی کودکان و نوجوانان می ترسد؟ دلیلش این است که دنیای شاد برای کودکان و نوجوانان پایه های جمهوری اسلامی را که بر اساس گریه و زاری، تعزیه خوانی و خرافات مذهبی بنا شده است می لرزاند و دست به شیشه عمر چنین حکومتهایی می برد. حکومتی که جامعه را با ترساندن، رعب و وحشت، شکنجه و کشتار نگه داشته است و به این شیوه ۴ دهه حکومت کرده است، واقعیت این است که شادی، آزادی، عدالت و انسانیت برای چنین حکومتی مثل سم است. به همین خاطر از رقص کودک در کودکستان می ترسد و نگران است. جمهوری اسلامی بر اساس روشها، سنتها و ارزشهای قرن حجر و واپسگرایی پایبند است. به همین خاطر از پیشرفت جامعه در دنیای امروز عاجز است.و مدرنیته شدن وارتقاء فرهنگی  جامعه را با ارعاب و ترس وحشت می خواهند از چشم جوانان دور بدارند. شادی کودکان و نوجوانان که جمهوری اسلامی به طور واقعی نگرانش بودند و تا حالا تلاشش بر این بوده که جلویش را بگیرد،هیچ که نتوانسته است جلو این حرکت عظیم اجتماعی را بگیرد بلکه جمهوری اسلامی را به لبه پرتگاه برده است. فضای باز و شاد برای کودکان و نوجوانان یک مجموعه ایی به هم پیوسته از شرایط زندگی کودکان و نوجوانان است که تامین و تضمین آن به عهده جامعه است. فضای شاد و ایمن بر سر سفره خانواده هایی که در زیر خط فقر زندگی می کنند و کودکان و یا نوجوانانشان مجبور به کار طاقت فرسا می شوند، ایجاد نمیشود. نمی توان از فضای شاد صحبت به میان آورد مادامی که سه میلیون و پانصدهزار کودک در ایران ترک تحصیل کرده اند و امکان مدرسه رفتن ندارند. از وضعیت خانواده ها و کودکانی که از بیمه بیکاری محرومند از مجموعه خانواده ها و کودکانی که سرپناهی ندارند، از صد هزار کودکی که در ایران اسمشان کودکان بی شناسنامه و بی هویت است. از کودکانی که چیزی به نام اسباب بازی ندارند، از کودکانی که امکانات تفریح از آنها سلب شده است از کودکانی که امکانات دارویی و بهداشتی از آنها قطع شده است و در کل از کودکانی که امنیت جانی آنها در خطر است از فضای باز و شاد برای کودکان نمی توان صحبت کرد. بلکه فضای باز و شاد جزئی از خواب و رویاهای آنها شده است. اساس  قوانین حکومت اسلامی بر پایه احکام و فتواهای مراجع تقلید، ولایت فقیه، شورای نگهبان، فقها و مجلس اسلامی و حوزه علمیه قم است. تمام این تفکرات گرفته شده از قرآن، کتب مذهبی، روایات و احادیث عقب مانده است.حکومتی جمهوری اسلامی همان نقشه ای را که برای ارعاب جامعه و مطیع کردن مردم به قوانین اسلامی تحت عنوان قوانین الهی دارد٬ بطور سیستماتیک٬ هدفمند و آگاهانه در آموزش و پرورش پیاده کرده است.نظام آموزشی جمهوری اسلامی سیستمی مبتنی بر سربازگیری به روش مغزشویی در میان کودکان و نوجوانان است. این سیستم کودکان را مانند غنایم جنگی به حساب می آورد٬ که باید مطیع و فرمانبردار بار آورده شوند. نظام آموزشی جمهوری اسلامی در ایجاد افسردگی٬ پژمردگی و جو غم و اندوه نقش اساسی و تعیین کننده دارد.کل سیستم آموزشی با دست درازی در زندگی خصوصی کودک٬ استقلال فکری و ذهنی او را پریشان میکند. کودک با مفاهیمی که معنای ملموسی از آنها ندارد و کلا ارزش کودکانه ندارد٬ مانند دعا٬ نماز٬ عبادت٬ توبه٬ پرهیز از گناه٬ شهادت٬ جنگ و ایثار و غیره روبرو میشود. دنیای کودکی اش به هم میریزد و مجموعه ای از پدیده های زمخت و اندوهگین و ناآشنا با دنیای کودکانه او٬ جای شادی٬ جَست و خیز و فانتزی هایش را میگیرد.جدایی جنسیتی و حجاب اجباری از مهد کودک شروع میشود. جدایی از همبازی٬ جدایی از اسباب بازی مشترک٬ جدایی از بازیهای جمعی مختلط٬ به یکباره دیواری از حس تردید و تفاوت در ذهن کودک ایجاد میکند. پسران خود را مهاجم و دختران خود را در معرض هجوم همسالان خود می بینند! سپس مراسمها و بازیهای مذهبی ــ سیاسی کودک را درخود می پیچد. بطور مثال٬ جشن تکلیف یکی از غمبارترین جشنهایی است که این سیستم طراحی و مهندسی کرده است. در این به اصطلاح جشن قرار است دختربچه های نه ساله٬ از این به بعد٬ حجاب و تکلیف دینی را رعایت کنند. از امروز به بعد آتش جهنم در انتظار آنها زبانه میکشد!مَحرم و نامَحرم٬ حد شرعی و همه کراهت اندوهبار مذهب به یکباره بر سر کودک آوار میشود.در نظام آموزشی جمهوری اسلامی بیش از صد و پنجاه مراسم با عناوین مختلف٬ طراحی شده است. در میان اینهمه مراسم نمیتوان یک مراسم شاد٬ که خنده بر لب کودک بیاورد٬ پیدا کرد.رقص و آواز و موسیقی که سازنده ذهن کودک است و مستقیما در پرورش شخصیت مستقل کودک نقش پایه ای ایفا میکند٬ ممنوع است، جمهوری اسلامی بشدت مانع آن است.کلا باعث ایجاد جوی است که کودک خود را گناهکار و بدهکار ببیند٬ فکرش را بکنید٬ کودک هفت٬ هشت ساله بابت کدام گناه باید از خدا طلب بخشش کند؟ مگر چه کرده است؟انواع اردوهای مذهبی ـ آموزشی مثل راهیان نور در مناطق جنگی هم همین نقش را دارند. محیط های آموزشی اساسا غمبار و عبوس اند. مانند مسجد و تکیه عزاداری طراحی میشوند. کودکان در این محیط ها باید بیاموزند که سرباز اسلام اند٬ شهادت طلبند٬ عشق و دوستی یعنی ایثار در راه حکومت و اهداف آن. درعین حال تبعیض سازمان یافته دولتی و رسمی در نظام آموزشی یک بخش و یک رکن دیگر اندوهبار شدن محیط های آموزشی است. تبعیض و نابرابری احساس حقارت مخربی در شخصیت کودک ایجاد میکند.به کل این سیستم عبوس و غمزده٬ فقر و فلاکت عمومی تحمیل شده بر جامعه را هم اضافه کنید٬ میشود کانون عزاداری! به جراٸت میتوانم بگویم٬ محیط مدارس در ایران حتی از اندوهناک ترین و غمزده ترین محیط های آموزشی جهان است.نکته مهمتری که اینجا شاید از نظر پنهان بماند حق شاد بودن است. شادی یک حق است. مانند رفاه٬ مانند سلامتی٬ مانند استراحت و تفریح. حق شاد بودن یک رکن زندگی کودک است. نظام آموزشی اساسا با نادیده گرفتن و پایمال کردن آن٬ کودک را از کودکیش جدا می کند٬ ذهنش را با خرافات مذهبی آلوده و تباه میکند.این رشد نگران کننده و شوک آور میزان افسردگی در کودکان و نوجوانان را دست کم نگیرید. این اسباب دردسر وحشتناکی برای خود این افراد و کل جامعه و آینده آن خواهد بود. افسردگی فقط غمزدگی نیست. تخریب شخصیت٬ کودکان و نوجوانان٬ عواقب غیر قابل جبرانی دارد. کل نظام سیستم آموزشی مسبب و عامل اصلی این فروپاشی و درونگرایی مخرب در میان کودکان و نوجوانان است.سپردن اداره مهد کودک ها به مساجد و نهادهای مذهبی از دیگر پروژه های  سیستم آموزشی مبتنی بر ترویج ایدٸولوژی اسلامی است. از سوی دیگر٬ محیط آموزشی بعلت حساس بودنش٬ به دژ نظامی ــ امنیتی بیشترشبیه است٬ تا مدرسه!این پادگانی است که دستگاه اطلاعاتی برای کسب حقایق پنهان درون خانه و خانواده سربازانش را مورد تجسس دایمی قرار میدهد.بنابراین هجوم مذهبی و ایجاد فضای غم و اندوه دلایل سیاسی کاملا حساب شده ای دارد. همانطور که در جامعه نباید شادی و جشن و سرور برپا باشد٬ در محیط های آموزشی که دیگر تماما تحت کنترل پلیسی حکومت هم هست٬ به هیچ وجه خبری از شادی و رقص و موزیک نباید باشد. حرام وحلال و واجب و مستحب٬ مفاهیمی است که جای حق و انتخاب و رای را می گیرد.همانطور که اساسا در مذهب جایی برای حق و انتخاب وجود ندارد٬ و دستورات دینی باید انجام شود و نامش واجبات است٬ و آنچه کسی مجاز نیست انجام بدهد نامش حرام است. محیط های آموزشی تحت کنترل شدید همین آموزه قرار دارند. اما نتیجه این تهاجم چه میشود؟عصیانگری٬ ناآرامی٬ چند شخصیتی٬ حس انتقام و خشونت٬ بیرحمی و عدم تحمل نظرات متفاوت و مخالف٬ اطاعت و فرودستی٬ احساس تحقیر و دو گانگی از خصوصیات شناخته شده و بارز این فشارهای ایدٸولوژیک است.فرار از این فضای بسته٬ اولین واکنش طبیعی کودکان و نوجوانان است٬ این فرار برابر قوانین مذهبی ــ سیاسی جرم محسوب میشود٬ بنابراین شادیهای مخفی و زیرزمینی و در عین حال دوگانگی بسرعت رشد میکند. برای کودکان و نوجوانان٬ ریاکاری و فریبکاری به بخشی از واکنش طبیعی و دفاع از حق خود  بدل میشود.در آنچه که به اصطلاح به آن هنر و فرهنگ مذهبی و اسلامی گفته میشود٬ آزادی٬ حق انتخاب٬ شکوفایی٬ حقیقت ٬تکامل و پویایی و زیبایی جای خود را به اطاعت محظ٬ کورکورانه و گزافه گویی میدهد.حکومت اسلامی این به اصطلاح هنر را میخواهد به اجبار به جامعه و مخصوصا کودکان و نوجوانان تحمیل کند. و در نتیجه می بینید که جوانان از آنها چه جوکهایی میسازند.٬ حسین پارتی و غیره واکنش دفاعی جامعه است.اما حکومت اسلامی افکار و ایده های سیاسی ــ مذهبی اش را در غالب سرودها و اشعار و فیلم و نمایش و تعزیه و پرده گردانی و سینه زنی و نوحه خوانی و گریه و شیون و ایجاد فضاهای مذهبی که نامش را فضای روحانی و اخلاص گذاشته به خورد جامعه میدهد.  و به اقرار خودشان٬ هنوز موفقیتی بدست نیاورده اند. این "هنر"  بجز با زور و تهدید و ارعاب و مغزشویی راه رشد دیگری نیافته است.برای نمونه به مراسم تکان و بهت آور٬ "شیرخوارگان حسینی"٬ "سه سالگان حسینی" ٬ "نیروی بسیج شیرخواران"٬ نگاه کنید٬ اینها جشن و سرور محسوب میشوند. ادامه منطقی آن را میتوان در جشن تکلیف٬ اعیاد مذهبی٬ نوحه خوانی ها و مداحی و تعزیه و غیره دید.من ذره ای زیبایی٬ ذوق٬ جسارت٬ شکوفایی٬ تفکر پیشرو٬ نوآوری٬ گسترش دامنه ذهن  را در آن نمی بینم.آنچه که فرهنگ اسلامی نامیده میشود٬ بخش جدایی ناپذیر دستگاه استبداد دینی است. عمیقاً ضد زن٬ ضد برابری و در هر شکل و شمایلی پس رو و عقب مانده است.کودکان از این هنر اسلامی بشدت آسیب میبینند٬ خشونت و زمختی اش با روان و ذهن ساده و حساس کودکان بیگانه است.پرنده در قفس شاد نیست. و ایران در حال حاضر قفسی است تنگ و سیاه. در این قفس باید گشوده شود تا مردم و قبل از همه کودکان بتوانند آزادی را تنفس کنند.
" کودک شاد امروز، انسان موفق و خوشبخت فرداست."

افزایش خشونت خانگی علیه زنان و کودکان در قرنطینه


  • شهر خبر
  • بانك ملي
۰ نفر
 
  •  
  •  
  •  
  •  
۱۳ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۵
افزایش خشونت خانگی علیه زنان و کودکان در قرنطینه
شهروندآنلاین نوشت: نگرانی‌ها درباره در خطر بودن زنان و کودکان در خانواده‌های آسیب‌پذیر رو به افزایش است. فعالان حقوق کودکان و زنان و البته مسئولان سازمان بهزیستی در گفتگو با «شهروند» از بیشترشدن تماس‌ها با صداهای مشاور و اورژانس اجتماعی درباره کودک و همسرآزاری در خانه‌ها خبر می‌دهند و می‌گویند میزان تماس‌ها توسط خانواده‌ها از اول اسفند تا به حال، افزایش معنادار داشته است.
ملیحه یکی از زنان محله شوش در جنوب شهر تهران است که این روزها در سکوت و تعطیلی پس از شیوع کرونا، خشونت خانگی پنهان در قرنطینه را تجربه می‌کنند.
او روز هشتم فروردین، نامه نوشته و آن را به دست مددکار رسانده است. تا همین دو هفته قبل از شروع سال جدید، ملیحه خانم در یک تولیدی کار می‌کرده اما از وقتی به دلیل شیوع کرونا، کارگاه را تعطیل کرده‌اند، مجبور است مدام در خانه بنشیند؛ یک مصیبت تازه در روزهای قرنطینه. ملیحه خانم از روز اول شروع قرنطینه خانگی، هر روز کتک خورده است؛ سه فرزند سه، هشت و ۱۲ ساله اش هم همین‌طور. او در نامه‌اش با اشک و آه نوشته است که شوهرش قبلا کارگر ساختمانی بوده اما چند سالی است که معتاد شده‌ و همه مسئولیتش در خانواده را رها کرده‌ است.
دوازدهم فروردین بود که «ایرنا» به نقل از بهزاد وحیدنیا، مدیرکل مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی از افزایش سه برابری آمار تماس‌های اختلافات زوجین در قرنطینه با صدای مشاور یا همان ۱۴۸۰ خبر داد و حالا محمود علی‌گو، مدیر کل دفتر آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در گفتگو با «شهروند» می گوید هرچند هنوز آمار دقیق تماس‌ها با اورژانس اجتماعی مشخص نشده اما تعداد تماسها با خط ۱۲۳ در یک ماه گذشته به طور قطع افزایش داشته است و این یعنی بیشتر شدن کودک آزاری و همسرآزاری که تمرکز اورژانس اجتماعی بر آن است. علی‌گو می گوید در ایران، قشر متوسط، قرنطینه را جدی‌تر گرفته است و احتمالا آمار خشونت در این طبقه بالاتر رفته است: «طبقه متوسط اجتماعی لزوما دارای خشونت بیشتر نیست اما نوع خشونتش برای ما محسوس‌تر است؛ اینکه من بچه‌ام را در فشار روانی دارایی‌هایش بگذارم این هم نوعی از خشونت است؛ درست است که کتکش نزدم ولی شاید اثر آسیبی آن بیشتر باشد و حتی شاید کت‌ زدن اثر آسیبی کمتری هم داشته باشد. معمولا خشونت‌های روانی نادیده گرفته می‌شوند در حالی که در طبقه متوسط نوع خشونت‌ها، بیشتر روانی است. البته به نظر من این موضوع قطعا در قالب طبقه تقسیم‌بندی نخواهد شد و همه بخش‌های جامعه را درگیر می‌کند.» مدیرکل مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی معتقد است یکی از دلایل بیشتر شدن آزارهای کلامی و جسمی در خانه‌ها این است که خانواده‌ها برای در کنار هم بودن تمرین نداشته‌اند و این قطعا اثرش را در همه عرصه ها گذاشته؛ همان طور که به قول او در صدای مشاور بهزیستی هم مسائل خانوادگی و تماس با مشاور افزایش پیدا کرده است. به گفته او مسئولان سازمان بهزیستی در روزهای شیوع کرونا به این جمع‌بندی رسیده اند که تاکید بیشتر به مشاوره در خانواده‌ها می تواند بیشتر به کاهش آسیب‌هایی که بعد از این دوره وجود خواهد داشت، کمک کند.
بهزاد وحیدنیا، مدیرکل مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی هم در گفتگو با «شهروند» خبر می‌دهد که حدود ۶۰ درصد تماس‌ها مربوط به مشکلات خانوادگی بوده است؛ از جمله مشکلات با همسر، پدر و مادرها با فرزندان و البته مشکل با خانواده همسر. او هم مشکلات اقتصادی و بیکاری در دوران شیوع کرونا را یکی از اصلی‌ترین عوامل تاثیرگذار در افزایش خشونت‌های خانگی می‌داند: «اگر امروز تنش‌های روانی وجود دارد، بخشی از مسائل مربوط می‌شود به اینکه وضعیت اقتصادی مطلوبی در جامعه نداریم. اینکه مردم باید در خانه بنشینند، بخشی از آنها تحت تاثیر فشارهای اقتصادی قرار می‌گیرند و بنابراین چنین عواملی در پدیداری آزار و اذیت‌های خانوادگی تاثیر می گذارد. از طرف دیگر با توجه به افزایش نگرانی‌ها و اضطراب‌ها در جامعه که هیچکس هم منکرش نیست، شرایط اجتماعی حاکم هم ممکن است نقش داشته باشد. در قرنطینه خانگی، اعضای خانواده‌ها کنار هم در خانه‌ها هستند، میزان ارتباطات و تماس‌ها بین آنها بیشتر می‌شود؛ یعنی افزایش گفتگوها و تنش‌ها. در همه اختلاف‌هایی که بین زوجین وجود دارد، رگه‌هایی از آزار و خشونت را می شود دید. لزوما همه آنها جسمی نیست؛ مسامحه، تخریب عاطفی و انواع آزارها بین زوجین، والد و بچه و حتی سالمندان وجود دارد. سالمندآزاری در حال حاضر یکی از موضوعات مهم و قابل توجه درمیان آزارهاست. »
به گفته وحیدنیا، درصدی از مسائلی که توسط خانواده‌ها در تماس‌ها از اسفندماه مطرح شده، به اختلافات سلیقه‌ای درباره نوع رفتار در شرایط بحران، مباحث تربیت کودک، بلوغ و نوجوانی و نیازهای آنها به ارتباطات اجتماعی و تلاش برای حفظ سلامت خانواده بوده است؛ به ویژه نگرانی در خانواده‌هایی که افراد های‌ریسک مانند سالمند و معلول و … داشته‌اند.

کودکان بیشتر کتک می خورند

این روزها نگرانی درباره وضعیت کودکان در خانه‌ها، به ویژه در خانواده‌های شلوغ هم افزایش داشته است. تعدادی از فعالان حقوق کودکان در گفتگو با «شهروند» می‌گویند برخوردهای جسمی و کلامی با تعداد زیادی از کودکان در خانه‌ها افزایش داشته است. یاسمن دادور، مسئول کارشناسان «صدای یارا»- اولین خط تلفن کمک فکری به کودکان و نوجوانان- می‌گوید شروع قرنطینه در شرایطی که مردم چندان آمادگی‌اش را نداشته‌اند، موجب مشکلاتی در خانواده‌ها شده است: «در هر حال الان شرایطی است که خیلی‌ها شرایط قرنطینه را جدی گرفته‌اند یا مجبور شدند که جدی بگیرند و الان در منزل‌اند. داستانی که این میان پیش می‌آید داستان بچه‌هاست. شاید بچه‌ها روزی ۵ -۶ ساعت مهد بودند، مدرسه بودند یا فعالیت‌های دیگری داشته‌اند مثلا باشگاه می‌رفتند، کلاس می‌رفتند ولی الان این اتفاق نمی‌افتد. این نوع حضور رو در رو و مستقیم والدین و فرزندان منجر به بروز یک سری تعارضات در خانه می شود، این تعارضات ممکن است تعارضات فعلی باشند، ممکن هم است تعارضات قبلی باشند که حل نشده مانده و الان دوباره پراهمیت می‌شوند.» او ادامه می دهد: «حالا اینها را کنار مشکلات دیگر والدین بگذارید. مثلا همه که درآمد ندارند یا همه پس انداز ندارند، همه که نمی توانند دورکار باشند. همه اینها باعث می‌شود یک سری تنش در خانه به وجود بیاید؛ این تنشها هم برای حل شدنشان نیاز به یک سری مهارت‌ها دارند که البته خیلی وقت‌ها هم والدین فاقدش هستند و هم کودک و نوجوان. مثلا بعضی خانه‌ها خیلی کوچک است و پدر و مادر با چهار بچه در یک خانه ۶۰ متری زندگی می‌کنند، پس فضای امنیت فیزیکی کم است. ممکن است نوجوانی واقعا احتیاج داشته باشد یکی دو ساعت برای خودش باشد ولی الان آن فضا را ندارد و همه اینها باعث بروز خشونت می‌شود.»
دادور می گوید: «در حال حاضر در مهارت‌های فرزندپروری مشکل داریم؛ پدر و مادرها در روزهای قرنطینه خانگی نمی‌دانند اوقات بچه ها را چطور پر کنند، هم آنها عاصی‌اند و هم بچه‌ها. بچه‌های ما یاد نگرفته‌اند خودشان را سرگرم کند، پدر و مادرها هم یاد نگرفته‌اند که چطور می‌شود در خانه با بچه‌ها کار مشارکتی کرد. بیشتر تماس‌ها درباره مشکلات رفتاری بچه‌ها و پرخاشگری است که والدین در برابر آنها یا واکنش‌های اجتنابی دارند یا واکنش‌های پرخاشگرانه. از طرف دیگر درگیری بین خواهر و برادرها به ویژه در خانه‌های کوچک خیلی زیاد است که والدین را مستاصل می‌کند و آنها با ما تماس می‌گیرند. مثلا ممکن است بعضی از والدین خشونت فیزیکی انجام دهند یا خشونت کلامی داشته باشند و بچه را تهدید کنند و از ادبیات درست استفاده نکنند. مواقعی هم برعکس می‌شود آنقدر محبت زیاد به بچه در دوران قرنطینه بکنند مثلا یک سری وعده به بچه بدهند. اینها همه باعث این می‌شود که در روند تربیت و رشد بچه مشکل به وجود بیاید حالا به هر نحوی که باشد. قطعا برای مشاورهای ما هم این داستان زیاد پیش آمده که مثلا مواجه بودند با تماس‌های تلفنی‌ای که والدین نمی‌دانستند وقت بچه را چطور در خانه پر کنند و بچه دائم حوصله‌اش سر می‌رود.» او معتقد است اینها را باید کنار مسائلی گذاشت که پدر و مادرها این روزها با آن دست به گریبانند: «این چالش‌ها را باید کنار تعارضاتی دید که والدین با هم از قبل داشته‌اند و حالا به دلیل شرایط بحرانی بیشتر هم شده‌اند. معمولا در این شرایط زنان و کودکان بیشترین آسیب را می‌بینند. در ایران به صورت سنتی، کارهای خانه به عهده زن است و بنابراین اگر این روزها که همه خانه اند، کارها مشارکتی نباشد، این زن‌ها هستند که بار پختن و شستن و … را به دوش می‌کشند و این قطعا از لحاظ روانی برایشان فرساینده است.»
احوال کودکان کار و خیابان هم این روزها خود، حکایت دیگر است. چند هفته پس از نگرانی‌ها درباره در معرض بودن بیشتر این کودکان در برابر کرونا، حالا تعدادی از فعالان حقوق کودکان می‌گویند کم شدن درآمد آن‌ها در خیابان موجب شده آن‌ها در معرض خشونت بیشتری در خانه‌هایشان باشند. فاطمه قاسم‌زاده، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در این باره به «شهروند» می‌گوید اعضای این انجمن گزارش‌هایی را درباره افزایش خشونت‌ها علیه کودکان کار و خیابان دریافت کرده‌اند: «هنوز عده‌ای از این کودکان، مجبورند برای کار به خیابان‌ها بروند، به ویژه در بخش زباله‌گردی. پدر و مادرهای تعدادی از این کودکان آنها را مجبور به کار می کنند و وقتی آنها این روزها دست خالی به خانه برمیگردند، کتک میخورند و فحش می شنوند. پدری که عادت کرده که مثلا به علت اعتیاد یا به هر علت دیگری خانه باشد و بچه هایش کار بکنند حالا که اصلا برای بچه‌ها کاری پیدا نمی‌شود، چون دیگر کسی از آنها خرید نمی‌کند غیرممکن است که نسبت به بچه‌اش خشونت نشان ندهد؛ چون نزدیک‌تر از زن و بچه‌اش کسی در دسترسش نیست که خشونتش را به آنها نشان دهد. از طرف دیگر گزارش‌هایی هم به ما داده شده است که در خانواده‌های کم‌تر برخوردار، امکانات کمتری برای سرگرمی یا بازی بچه‌ها در فضای محدود خانه وجود دارد و این منجر به خشونت علیه کودکان شده است. من این خشونتها را به عنوان یک هشدار می‌بینم و زمینه خطر که در بین خانواده‌های متوسط و پایین‌تر و اقشار آسیب‌پذیر وجود دارد.»

خشونت در «حاشیه»

فعالان اجتماعی می‌گویند افزایش خشونت‌های خانگی در حاشیه شهرها و محلات آسیب‌خیز جدی‌تر است. مریم حبیب‌زاده، عضو جمعیت امام علی (ع) دراین‌باره به «شهروند» می‌گوید که میزان خشونت‌های خانگی برای زنانی که این خشونت را همیشه در خانه‌هایشان داشته‌اند، بیشتر شده است: «آنها بیرون خانه کار می‌کرده‌اند، حالا در خانه‌اند، برخی شوهران‌شان معتاد هستند. هرچند در محلات حاشیه، قرنطینه مانند دیگر مناطق شهری اتفاق نیفتاده است.؛ به این دلیل که بیشترشان کارگان روزمزدند یا دستفروشان و بچه های کار. آنها کار را تعطیل نکرده‌اند و در معرض ابتلا به کرونا هستند. اما به هرحال شرایط اخیر باعث می‌شود که ناخودآگاه آنها بیشتر در معرض خشونت باشند. در محلات حاشیه زندگی‌ها خیلی فشرده‌تر است، چندین خانواده با هم در یک خانه زندگی می‌کنند و قطعا بیشتر در کنار هم بودن، خشونت علیه زنان و کودکان در این خانه‌ها را افزایش می‌دهد. چون مثلا مرد خانه معتاد است و می‌خواهد مواد مصرف کند، در حالت عادی زن و بچه‌اش بیرون کار می‌کنند و او به کارش می رسد ولی حالا آنها دائم در خانه اند، تنش ایجاد می‌کند. اگر معتاد هم نباشد، مردانی که کارگران روزمرد بوده‌اند، حالا منبع درآمدشان را از دست داده اند؛ خود این تنش روحی و روانی ایجاد می‌کند و قطعا خشونت را افزایش می‌دهد.»

با وجود ۱۳ متولی در حوزه حقوق کودک، اما اطلاعاتی از آن در اختیار نداریم

کد خبر :  ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰  ۲۰:۳۳ کد خبر :  ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰  ۲۰:۳۳ با وجود ۱۳ متولی در حوزه حقوق کودک، اما اطلاعاتی از آن در اختیار ن...