۱۳۹۹ آبان ۱۴, چهارشنبه

درآمد شبانه ۱۰ میلیون تومانی از کودکان کار در مشهد

 درآمد شبانه ۱۰ میلیون تومانی از کودکان کار در مشهد

  • کد خبر: ۴۸۷۵۰
  • ۱۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۹
درآمد شبانه ۱۰ میلیون تومانی از کودکان کار در مشهد
معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد خبر داد: باند‌های بهره‌کش اقتصادی ۸۵ کودک را در چهارراه‌های مشهد به کار گماشته بودند
لاله‌سادات کوثری | شهرآرانیوز؛ در یک ماه اخیر، هرازگاهی لابه‌لای پیام‌های ستون «حرف مردم»، حرفی هم از کودکان کار سر چهارراه‌های مشهد می‌شد؛ نحوه فعالیت این کودکان به‌صورتی بود که اغلب شهروندان را به ظن مشترکی می‌رساند؛ سامان‌دهی کودکان از جانب شخص یا گروهی خاص. همین پیام‌ها و حساسیت مسئولان قضایی مشهد سبب شد که طرح شناسایی کودکان کار در سر چهارراه‌های مشهد از هفته پیش کلید بخورد و به‌این‌ترتیب ۸۵کودک شامل ۲دختر و ۸۳پسر شناسایی شوند. شناسایی این کودکان، پرده از فعالیت باند‌ها و افرادی برداشت که از کودکان بهره‌کشی اقتصادی می‌کردند؛ سرباند‌هایی که به گفته نیره عابدین‌زاده، معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد، شبانه تا ۱۰میلیون تومان از کار کودکان سر چهارراه‌های مشهد درآمد داشتند.


هر چهارراه، پاتوق یک باند

معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد در تشریح گستردگی فعالیت این باند‌ها در نشستی خبری می‌گوید: سرباند‌ها همه از اتباع خارجی بوده‌اند و از ۲۴‌کودک ایرانی و ۶۱‌کودک تبعه خارجی بهره‌کشی اقتصادی می‌کردند.
او در توضیح طرح شناسایی کودکان کار اضافه می‌کند: با اجرای این طرح، طی چند روز ۸۵ کودک بین ۵ تا ۱۵سال شناسایی شدند و مشخص شد که توسط باند‌های بهره‌کشی از کودکان هدایت می‌شوند.

او ادامه می‌دهد: هر چهارراه مشهد، پاتوق یک سرباند یا لیدر بود که تعدادی کودک را که در اصطلاح خودشان به آن‌ها «شاگرد» می‌گویند، برای کار در آنجا می‌گماشت.
این مقام مسئول به‌صراحت می‌گوید که «سرباند‌ها چهارراه‌های شهر را پاتوق خود کرده‌اند. شاگردان هر فرد و چهارراه محل کار آن‌ها مشخص است. خودشان هم از دور بر کار بچه‌ها نظارت می‌کنند.»


کودکانی با یک‌میلیون تومان در جیب

آن‌طور‌که سرپرست دادسرای‌۵ مشهد می‌گوید، لیدر در پایان شب، پول بچه‌ها و حتی خوراکی‌ای را که مردم به آن‌ها داده بوده‌اند، با کتک از آن‌ها می‌گرفته است و فقط مبلغ ناچیزی، به کودک می‌داده است.
او می‌گوید: از جیب بچه‌های سر چهارراه‌ها مبالغی بین ۵۰۰‌هزار تا یک‌میلیون تومان هم در‌آوردیم، اما همه این پول سهم سرباند می‌شد. به عبارتی سرباند تنها ۲۰ تا۵۰هزار تومان به کارگر خود یعنی کودک کار می‌داده و بقیه درآمد او را با زور از وی می‌گرفته است. به دو نفر از بچه‌ها حتی دستگاه پوز بانکی داده بودند تا از این طریق از مردم پول بگیرند.
به گفته عابدین‌زاده این کودکان نه‌تن‌ها مشکل تغذیه و کم‌خوابی دارند، که حتی مورد کودک‌آزاری قرار گرفته و بار‌ها کتک‌خورده‌اند.


دستگیرشدن ۵ سرباند؛ به‌دنبال ۱۰ لیدر

معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد از دستگیری و بازداشت برخی سرتیم‌های بهره‌کش اقتصادی از کودکان کار در قالب طرح شناسایی صورت‌گرفته نیز خبر می‌دهد و می‌گوید: تاکنون پنج رئیس باند را دستگیر کرده‌ایم و با دستور قضایی، پنج یا شش خودرو هم که این کودکان را به محل کار مورد‌نظرشان می‌برد، شناسایی و توقیف شده است.

به گفته او مقامات انتظامی و قضایی شناسایی ۱۰ لیدر دیگر را نیز در دستور‌کار خود دارند.
نیره عابدین‌زاده در توضیح سرنوشت این کودکان نیز می‌گوید: ۹۰‌درصد این کودکان از منطقه «ساختمان» مشهد هستند. ۶۳نفر از این کودکان تحویل خانواده‌هایشان شدند و برایشان پرونده قضایی تشکیل داده‌ایم تا حمایت‌های لازم از کودک و خانواده صورت گیرد.۱۰‌کودک هم در قرنطینه هستند و حتی خانواده هایشان برای تحویلشان مراجعه نکرده‌اند.


اعلام جرم در انتظار مدیران اهمال‌کار

سرپرست دادسرای ناحیه۵ مشهد، نبود متولی مشخص برای موضوع آسیب‌های اجتماعی را یک آسیب می‌داند و می‌گوید: با دستورالعمل جدید رئیس قوه در‌مورد ترک فعل و اهمال مدیران، تصمیم گرفتیم در کنار مدیران دستگاه‌های متولی آسیب‌های اجتماعی با نقش حمایتگرانه حضور داشته باشیم، اما اگر ترک فعل مدیران این دستگاه‌ها برایمان محرز شود، درباره آن اعلام جرم می‌کنیم.

او توضیح می‌دهد: طی یک ماه گذشته با همه دستگاه‌های متولی حوزه کودکان کار گفتگو کرده‌ایم. در گام اول، وظایف قانونی هر دستگاه را در کنترل آسیب‌های اجتماعی مشخص کردیم و مدیریت انجام وظیفه درست دستگاه‌ها را برعهده گرفتیم تا ترک فعل و اهمالی صورت نگیرد، لذا الان دقیقا می‌دانیم کدام دستگاه‌ها در انجام وظایفشان کوتاهی کرده‌اند و کدام دستگاه‌ها بودجه مربوطه را دریافت، اما هزینه نکرده‌اند.


کودکان سر چهارراه‌ها کم شده‌اند، اما ...

معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد تأکید می‌کند: با اقدامات انجام‌شده، تعداد کودکان سر چهارراه‌ها کم شده است، اما اگر اقدام اصولی انجام نشود، شاهد سرازیر‌شدن این کودکان به کارخانه‌ها و کارگاه‌های زیرزمینی خواهیم بود.
او با تقدیر از عملکرد خوب شهرداری مشهد در‌این زمینه می‌گوید: در این حوزه برخی ارگان‌ها مثل شهرداری خوب پای کار هستند، اما برخی دیگر باید بیشتر تلاش کنند تا وظایف خود را انجام دهند.

عابدین‌زاده توضیح می‌دهد که با همراهی شهرداری مشهد، ون‌هایی برای بچه‌های کار طراحی شده است؛ «می‌خواستیم متفاوت باشد تا کودکان نترسند. داخل این خودرو‌ها تزئینات متناسب با سن کودکان، اسباب بازی و حتی خوراکی وجود دارد.»
این مقام مسئول در تشریح روند کار به طرح اخیر اشاره می‌کند و می‌گوید: بعد از شناسایی کودکان کار، آن‌ها را برای غربالگری به یکی از هتل‌های مشهد می‌فرستیم و مرحله سوم، شامل فراخوان خانواده‌هاست.


توانمندسازی خانواده کودکان کار

او با تأکید بر اینکه توانمندسازی خانواده‌ها نیز جزو سرفصل‌های اقدامات آتی خواهد بود، توضیح می‌دهد: در طرحی با نام «سایبان مهر» به‌دنبال پیدا‌کردن یک نفر در خانواده کودکان کار هستیم که بتواند بعد از توانمندسازی، نان‌آور خانواده باشد تا کودک مجبور به کار سر چهارراه یا جای دیگر نباشد.

عابدین‌زاده در همین خصوص و برای اجرای بهتر طرح، از فرمانده انتظامی خراسان رضوی درخواست دارد که نیرو‌های پلیس زن را در این حوزه بیشتر به کار گیرد، چراکه «برخورد با آسیب‌های اجتماعی و به‌ویژه کودکان کار، ظرافت‌هایی دارد که یک زن بهتر می‌تواند آن‌ها را رعایت کند.»

«سایبان امید» دیگر طرحی است که معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد برای حمایت از کودکان به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: در مورد کودکانی که مورد آزار جنسی زنا به عنف و لواط به عنف قرار گرفته‌اند و خانواده‌شان در دادگاه کیفری طرح شکایت کرده‌اند نیز موضوع روان‌درمانی برای کودک و سپس مادر اولویت گرفته است؛ چرا‌که آسیبی که به لحاظ روحی به بچه‌های آزار‌دیده وارد می‌شود جدی است و حتی با اعدام مجرم هم برطرف نمی‌شود.

به گفته او در طرح «سایبان امید» ۳۰کودک که مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند، با رضایت خانواده خود، تحت آموزش‌های روان‌درمانی، گروه‌درمانی و بازی‌درمانی قرار گرفته‌اند. آن‌طور‌که عابدین‌زاده می‌گوید این شکل از رسیدگی به پرونده‌ها بناست درباره کودک‌آزاری‌های جسمی و روحی هم دنبال شود.


رفع مشکل تحصیل کودکان مشکوک‌التابعه

معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد در بخش دیگری از سخنان خود به تحصیل کودکان مشکوک‌التابعه که بخش زیادی از جمعیت کودکان کار مشهد را تشکیل می‌دهند، نیز می‌پردازد و می‌گوید: سال تحصیلی گذشته، با مکاتبه با آموزش‌و‌پرورش، ۴۰۰نفر و سال تحصیلی جاری، ۳۵۰‌دانش‌آموز مشکوک‌التابعه از تحصیل بهره‌مند شدند.
او از مدرک‌دار شدن این کودکان در آینده نزدیک خبر می‌دهد و اضافه می‌کند: برای سال تحصیلی بعد تلاش می‌کنیم این مشکل را برای کودکان بی‌شناسنامه به‌کلی رفع کنیم.


۸۰ تا ۹۰ درصد کودکان کار استان در مشهد هستند

دکتر غلامحسین حقدادی
معاون امور اجتماعی اداره‌کل بهزیستی خراسان رضوی
قانون نانوشته‌ای وجود دارد که اگر بچه به همراه پدر یا مادرش کار کند، انگار دلسوزترین فرد به این کودک، همان مادر یا پدر است، پس ایرادی ندارد. از یک‌سو عده‌ای می‌گویند کار کودک موجب پختگی او می‌شود، اما بحثی وجود دارد و آن اینکه اگر کودک آزار ببیند و موضوع بهره‌کشی اقتصادی مطرح باشد، درواقع خانواده به او ظلم کرده است و باید به‌سراغ آن برویم، در مقابل اگر کودک را مجبور نمی‌کنند و همزمان با تحصیل و تنها برای مهارت‌آموزی به سر کار می‌رود، قضیه متفاوت است. با چنین افرادی نمی‌شود برخورد قهری کرد. این تشخیص سخت است، اما اگر به این نتیجه برسیم که بهره‌کشی اقتصادی رخ می‌دهد، از حق کودک دفاع می‌کنیم.
 

در مجموع، به‌کارگیری کودکان زیر ۱۵ سال غیرقانونی است، زیرا در آن سنین، کودک باید بازی و تحصیل کند. وادار کردن کودک به کار سخت و بهره‌کشی اقتصادی، به‌هیچ وجه درست نیست. درصورتی‌که کار کودکان در کارگاه‌ها صورت بگیرد، باید بازرسان اداره کار گزارش دهند و برخورد کنند، اما در غیر این صورت ازطریق ۱۲۳، ۱۳۷ و ۱۱۰ یا سایر مبادی به ما اطلاع داده می‌شود.
 
با این حال متاسفانه آمار دقیقی از کودکان کار نداریم؛ به این خاطر که ممکن است هر روز تعداد آن‌ها کم و زیاد شود یا در کارگاه‌های زیرزمینی مشغول کار باشند و آماری رسمی از آن‌ها ثبت نشده باشد. اما تعدادی در سال که از واحد‌های مختلف به ما به‌عنوان سازمان بهزیستی ارجاع داده می‌شوند، ۱۰۰۰ کودک در استان است که ۸۰ تا ۹۰ درصد آن‌ها در مشهد هستند. از این تعداد درمورد ۴۰۰ نفرشان روزانه به خانواده‌هایشان مراجعه می‌شود تا مشکل حل شود.
۶۰۰ نفر باقی‌مانده نیز به‌طور موقت نگهداری می‌شوند که حدود ۱۵۰ کودک از این تعداد نیز وارد حوزه شبه‌خانواده می‌شوند.

تهدید کودک و نوجوان ایرانی با سلاحی به نام سینمای کودک و نوجوان

 


چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۱ 

مروری کلی بر سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

تهدید کودک و نوجوان ایرانی با سلاحی به نام سینمای کودک و نوجوان

حاشیه آخرین روز سی‌ودومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

سینماپرس: شدت و گستره حضور روابط جنسی و انگاره سازی از روابط عاشقانه میان دختران و پسران، آن هم به عنوان بستر تعلیق درام در عموم آثار و تولیدات سینمایی از آنچنان ظرفیت مخربی برای کودکان و نوجوانان برخوردار است که قطعا اختلال پرخاشگری (Aggression) تنها نمودی بسیار کوچک از بروز آسیب های آن به شمار خواهد آمد!

شمس الدین حمیدیان/ بلوغ (Puberty) عنوانی جامع برای مرحله‌ای از رشد انسان می‌باشد که تحت عنوان پایان کودکی شناخته می شود. مرحله ای که دگرگونی‌هایی در اندام و احساسات و اندیشه‌ کودک پدیدار گردیده و مجموع این دگرگونی ها سبب می شود تا انسان از مرحله کودکی فاصله گرفته و دوره جدیدی از زندگی خود را تجربه کند که همراه با فعال شدن غده‌های جنسی می باشد. دوره ای ویژه که با افزایش ترشح هورمون  و در نتیجه تحریک‌های غیرارادی نسبت به جنس مخالف همراه بوده و اسباب ‌گذار از کودکی و رسیدن به جوانی و بزرگسالی را موجب می شود. دوره ای به شدت حساس که نحوه گذار از آن در قاعده یک ملت، آینده یک اجتماع و تمدن را تعیین و مشخص می سازد.

از این جهت می توان بلوغ را به عنوان شاخصه دوران نوجوانی (Adolescence) معرفی نمود ... شاخصه ای بسیار حساس که مقطع گذار از دوران کودکی (Childhood) و رسیدن به دوران جوانی (Youth) را شامل شده و در تمامی جوامع از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و به تبع همین اهمیت است که ضوابط تربیتی گوناگونی توسط حاکمیت های مختلف برای این مقطع بسیار حساس پیگیری می شود. ضوابطی که برپایه سبک زندگی و هنجارهای نهادینه در آن اجتماع تببین شده و از کامل بودن و جامعیت خاصی به منظور تربیت یک نسل اجتماعی در هر سرزمین و تمدنی برخوردار می باشد.

البته باید توجه داشت که سن رسیدن به بلوغ در جوامع متفاوت است و از این جهت است که بلوغ می‌تواند در بازه ای ده ساله و از میانگین سنی ۹ تا ۱۹ سالگی اتفاق بیافتد. با این همه متوسط سن بلوغ در دختران از ۸ تا ۱۲ سالگی است و پسران یک یا دو سال بعد از آن به سن بلوغ می‌رسند و این در شرایطی است که شروع سن بلوغ به معنی آغاز دوران نوجوانی را می بایست شامل سه مقطع بلوغ جسمی و بلوغ عقلی و بلوغ اجتماعی دانست. سه مقطعی که عبور از آن به معنی ورود به دوران جوانی می باشد و عموما دو عامل تهدید کننده برای این دوران گذار شناخته می شود که نخست از این عوامل بلوغ زودرس بوده و دیگری گذر از دوران نوجوانی مبتنی بر آموزه های سبک زندگی غیر بومی و وارداتی می باشد.

بلوغ جسمی عنوان پدیده ای کاملا فیزیکی است که در انتهای مقطع کودکی و از سن ۱۰ تا ۱۲ سالگی آغاز و در انتهای دوران نوجوانی به نهایت کمال خود رسیده و در پایان این دوران است که بدن کودک تبدیل به بدن بزرگسال می‌شود.
بلوغ عقلی عنوان پدیده ای غیر فیزیکی است که در رفتار و کردار فرد ظهور پیدا نموده و از ابتدای دوران نوجوانی و تقریباً ۲ تا ۴ سال بعداز بلوغ جسمی آغاز می شود و اسباب داشتن انتظارات منطقی و معقول، عدم پافشاری بر افکار نادرست، تجزیه و تحلیل مسائل، انتخاب درست، مسؤولیت پذیری در قبال رفتار و کردار، کنترل زبان و ... را در فرد برای رسیدن به دوران جوانی پدید می آورد.
بلوغ اجتماعی آخرین گام برای گذار از دوران نوجوانی و رسیدن به دوران جوانی است. گامی ویژه که هویت اجتماعی (Identity) را برای فرد رقم زده و مبتنی بر آن مسئولیت پذیری اجتماعی را برای ایشان به ارمغان می آورد و عموما دو سال پس از آغاز بلوغ عقلی برای نوجوان موضوعیت پیدا می نماید.

اما نخستین تهدید بلوغ زودرس (Premature puberty) است که عموما به صورت یک پدیده کاراندامی  و فیزیولوژیک (Physiologie) در دوران کودکی ظهور پیدا نموده و هر دو جنس پسر و دختر را شامل می شود. در این حالت، کودک زودتر از هم سالان خود به دوران نوجوانی می‌رسد و یا دوران نوجوانی را به سرعت پشت سر می گذارد و یا این دوران را به صورت نامتوازن طی می نماید. در این راستا شاخصه اصلی عدم توازن در طی این دوران حساس را می توان در غیر هم وزن بودن بلوغ جنسی و بلوغ عقلی مورد توجه قرار داد.

شایع ترین سن بلوغ زودرس در دختران قبل از هشت سالگی و در پسران ده تا یازده سالگی است. در این حالت، علایم بلوغ در کودک زودتر از هم سالانش ظاهر می‌شود. به طور قابل ملاحظه‌ای مشخص می‌شود که کودک با افراد هم سن خود فرق دارد. به علاوه این که رشد سریع جسمانی در کودک دیده می‌شود اما تناسب ظاهری که در افراد بالغ طبیعی به چشم می‌آید، در این افراد دیده نمی‌شود. این در حالی است که تحقیقات نشان دهنده آن است که ۷۵ درصد این قبیل از کودکان از نظر هوشی با افراد هم سن خود تفاوتی ندارند.

سوای نظر از موضوع بلوغ زودرس که شرح و بسط آن مجال مخصوص به خود را طلب می کند؛ عامل تهدید کننده دیگر را می بایست تمرکز امور تربیتی نوجوانان مبتنی بر آموزه های سبک زندگی غیر بومی و وارداتی قلمداد نمود. آموزه هایی که با ابزارهای نوین رسانه ای و بالاخص به واسطه صنعت فیلمسازی در میان جوامع مختلف بسط داده می شوند.

از زمانی که هالیوود با رونمایی از شرلی تمپل (Shirley Temple)، به صورت دختربچه ای با لباس و آرایش زنانه، به حوزه ی الگوسازی برای کودکان و نوجوانان وارد شد، این گروه سنی جایگاه منحصر به فردی جهت پیاده سازی اهداف و برنامه های بلند مدت و آخرین نسخه ی سبک زندگی مد نظر اربابان رسانه پیدا کرد و این در حالی بود که کودکان از یکسو به علت خصوصیات ذاتی شان و از سوی دیگر مبتنی بر آموزش هایی که سینما در طول زمان به آنها داد، پذیرای الگوهای طراحی شده توسط این رسانه بوده و به سهولت می توان نتیجه ی این فرایند اثرگذاری رسانه ای را در کودکان و نوجوانان به شکل تغییر مدل زندگی و تقلید از سبک پوشش، گفتار و رفتار بازیگران و در کل شبیه کردن خود به کاراکترهای مورد علاقه مشاهده کرد.

اثرپذیری بالای کودکان و نوجوانان باعث شد تا صنعت سینما برای نابود کردن و هضم فرهنگ های بومی و تسخیر نرم سایر جوامع در دراز مدت به ابزارعی کارآمد مبدل گردد. ابزار رسانه ای قدرتمندی که که می توانست پیام خود را در قالب موجه سبک زندگی غربی و با تمرکز بر سبک زندگی آمریکایی به جوامع مختلف حقنه نموده و از این مسیر با تمرکز بر دوران نوجوانی، مقدمات فروپاشی فرهنگی و تسلیم شدن کشورهای مختلف را در آینده تمدنی ایشان فراهم کند، کشورهایی که در ظاهر استقلال فیزیکی دارند اما در باطن قلب و فکر جوانان آینده ساز ایشان به تسخیر سبک زندگی غربی درآمده و دچار بی هویتی شده و رسما به مستعمره های فکری و فرهنگی تمدن های بیگانه مبدل شده اند.

مرور کلی سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان به وضوح نشان می دهد که چگونه این دو عامل تهدید کننده در صنعت سینمای ایران غالب گردیده و سینمای کودک و نوجوان را به صورتی کاملا بومی سازی شده در خدمت بسط و گسترش این عوامل تهدید کننده قرار داده است.

بر این اساس تمرکز افراطی تولیدات سینمای کودک و نوجوان بر تصویرسازی های جنسی و ایجاد بسترهای تعلیق در روایت های داستانی این قبیل از تولیدات، حول روابط و تمایلات جنسی دختر و پسری را می بایست یکی از مخرب ترین اقداماتی قلمداد نمود که به تشدید بلوغ زودرس در میان کودکان و نوجوانان منجر گردیده و سبب می شود تا این تهدید شاخص به صورتی کیان برانداز اقدام به سلب آرامش روحی کودک نموده و منشاء ایجاد انواع مشکلات جسمی و روانی در نسل آینده سازان ایران اسلامی گردد.

پس باید توجه داشت که شدت و گستره حضور روابط جنسی و انگاره سازی از روابط عاشقانه میان دختران و پسران، آن هم به عنوان بستر تعلیق درام در عموم آثار و تولیدات سینمایی از آنچنان ظرفیت مخربی برای کودکان و نوجوانان برخوردار است که قطعا اختلال پرخاشگری (Aggression) تنها نمودی بسیار کوچک از بروز آسیب های آن به شمار خواهد آمد و متاسفانه این مهم با تمامی مستندات علمی و پژوهشی خود، امروزه به یکی از مغفول ترین موضوعات در امر سیاست گذاری فیلم‌های کودکان و نوجوانان مبدل گردیده است.

بر این اساس غفلت از جوانب تهدید کننده بلوغ زودرس و ندانستن بدیهیات آموزشی مورد نیاز به منظور هدایت بلوغ جسمی و بلوع عقلی و بلوغ اجتماعی در گروه سنی نوجوانان و همچنین نداشتن نگرش تربیتی جامع و متوازن به منظور راهبری این سه گام بالغ شدن از کودکی به جوانی که در دوران نوجوانی رقم می خورد و ... سبب شد تا مخاطب فیلم‌های کودکان و نوجوانان در جشنواره سی‌وسوم با تعداد قابل توجهی از تولیدات مبتذل و به شدت پُر ایرادی مواجه شود. تولیداتی که بعضا با ارتزاق از بودجه عمومی کشور به عنوان دارایی های مردم مسلمان ایران تهیه شود. تولیداتی که برخی متاسفانه از کارکردی کیان برانداز تمدنی برخوردار بوده و رسما به عنوان عامل تهدید کننده عاقبت بخیری آینده سازان ایران اسلامی عمل می نمایند.

۱۳۹۹ مهر ۲۰, یکشنبه

تجاوز داماد به خواهرزن 15 ساله / راز شوم بارداری در نامه خودکشی!

 تجاوز داماد به خواهرزن 15 ساله / راز شوم بارداری در نامه خودکشی!

دختر 15 ساله به خاطر عشق آلوده دامادشان خود را حلق آویز کرد.

پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

عشق کثیف مرد متاهل به خواهر همسرش دختر 15 ساله را به کام مرگ کشاند.

آصف 32 ساله  طی یک سناریوی عاشقانه رزیتا 15 ساله را وارد رابطه کرده و با وعده عاشقانه که با یکدیگر زندگی رویایی را در آینده خواهند داشت و از خواهر او جدا می شود قربانی را وارد رابطه پنهانی کرده و در آخر بارداری ناخواسته رزیتا از دامادشان او را وادار به خودکشی و دار زدن خود کرد.

به گفته خانواده دختر نوجوان، آن ها صبح روزی که با جسد آویزان دخترشان مواجه شدند با نامه ای رو به رو شدند که در آن رابطه پنهانی و نیازهای کثیف آصف پرده برداری شده بود و قربانی دامادشان را متهم کرده بود.با شکایت خانواده به اداره پلیس و بازگشایی پرونده تجاوز آصف متهم تحت بازجویی قرار گرفت و بدون قرار وثیقه راهی زندان شد تا به زودی مجازاتی برایش در نظر گرفته شود.

خودکشی دانش‌آموز ۱۱ساله به دلیل نداشتن گوشی

 

  • انتشار خبر : یکشنبه ۲۰ مهر, ۱۳۹۹ | کد خبر : 119389 | نویسنده : sajad |
  •   
  • گروه جامعه: کانال تلگرامی بوشهری‌ها نوشت: دانش آموز ۱۱ ساله در بندر دیر به دلیل نداشتن گوشی موبایل خودکشی کرد. این دانش آموز ۱۱ ساله ساکن شهرستان دیر در جنوب استان بوشهر که در خانواده‌ای بی‌بضاعت زندگی می‌کرد به دلیل نداشتن گوشی همراه و عدم امکان حضور در کلاس‌های آنلاین، خود را با طناب حلق […]
  • فانوس زاگرس؛

    گروه جامعه: کانال تلگرامی بوشهری‌ها نوشت: دانش آموز ۱۱ ساله در بندر دیر به دلیل نداشتن گوشی موبایل خودکشی کرد.

    این دانش آموز ۱۱ ساله ساکن شهرستان دیر در جنوب استان بوشهر که در خانواده‌ای بی‌بضاعت زندگی می‌کرد به دلیل نداشتن گوشی همراه و عدم امکان حضور در کلاس‌های آنلاین، خود را با طناب حلق آویز کرده است.

    خودکشی دانش‌آموز ۱۱ساله به دلیل نداشتن گوشی

    سالانه حدود ۳۰ هزار دختر زیر ۱۴ سال ازدواج می‌کنند

     

    معصومه ابتکار: سالانه حدود ۳۰ هزار دختر زیر ۱۴ سال ازدواج می‌کنند

     

    معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهور ایران در امور زنان و خانواده، اعلام کرد سالانه حدود ۳۰ هزار دختر زیر ۱۴ سال در کشور ازدواج می‌کنند.

    ابتکار روز یکشنبه ۲۰ مهرماه در وبینار حقوق کودک در نظام حقوقی ایران گفت: «طبق آمار،‌ ازدواج دختران زیر ۱۴ سال حدود ۳۰ هزار در سال بیان شده است.»

    او درباره ازدواج کودکان افزود: «ازدواج دختر ۱۵ یا ۱۶ ساله‌ای که به بلوغ فکری و جسمی رسیده باشد ایرادی ندارد، اما حقیقتا دختران زیر سن ۱۳ سال کودک محسوب می‌شوند و مشکلات متعددی را نظیر خرید و فروش دختران به همراه خواهد داشت.»

    این مقام دولت در ادامه به لایحه حمایت از اطفال و نوجوانان اشاره کرد و گفت: «به دنبال افزایش سن ازدواج نیستیم.»

    پیش از این معاون وزارت ورزش و جوانان هم نسبت به افزایش «چهار برابری» ازدواج کودکان در پی افزایش وام ازدواج خبر داده و گفته بود: «از وام ازدواج برای معامله کودکان زیر ۱۵ سال استفاده می‌شود.»

    ۱۳۹۹ مهر ۱۶, چهارشنبه

    قرآن مبنای تربیت کودکان باشد

     

    • کد خبر: 116766
    • چهارشنبه / ۱۶ مهر ۱۳۹۹ / ۱۸:۱۹
    • ۰ نظر

    آل‌هاشم: قرآن مبنای تربیت کودکان باشد

    آل‌هاشم: قرآن مبنای تربیت کودکان باشد
    امام جمعه تبریز گفت: به علت اهمیت و حساسیت آموزش و پرورش در سنین ابتدایی باید مبنای تربیت کودکان در مهدکودک‌ها و پیش دبستانی‌ها قرآنی باشد.

    به گزارش عصرتبریز، حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمدعلی آل‌هاشم روز چهارشنبه در افتتاح ساختمان مرکز آموزش قرآن روستای مایان سفلی تبریز، اظهار داشت: به علت اهمیت و حساسیت آموزش و پرورش در سنین ابتدایی باید مبنای تربیت کودکان در مهدکودک‌ها و پیش دبستانی‌ها قرآنی باشد.

    وی افزود: تربیت غلط، پرورش دادن سرباز برای غرب است و مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با روسای آموزش و پرورش کشور بر توجه جدی به مهدکودک‌ها تاکید کردند.

    امام جمعه تبریز با اشاره به سند خفت‌بار ۲۰۳۰ گفت: این نگرانی قبلا هم با فراگیر شدن این سند منحوس بیان شده بود، اینکه اگر مهدکودک‌ها و پیش دبستانی‌ها را به حال خود رها کنیم دیگران به بچه‌های مردم تربیت‌های غلط خواهند داد.

    وی با تاکید بر ضرورت ارتباط مستمر اولیا و مربیان در طول سال تحصیلی ادامه داد: والدین باید به موضوع آموزش فرزندان خود توجه جدی داشته و در انتخاب محل تحصیل آن‌ها حساس باشند تا مبادا محور آموزش‌ها خلاف تربیت اسلامی باشد.

    نماینده ولی فقیه در آذربایجان‌شرقی با بیان اینکه انقلاب اسلامی قرآن را از مهجوریت در آورده است، گفت: به برکت توجه به فرهنگ قرآنی جوانان و نوجوانان ایرانی نه تنها در داخل بلکه در عرصه بین‌المللی با عنوان قرآن برای کشور افتخار آفرینی می‌کنند.

    امام جمعه تبریز در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از کوتاهی‌ها و موازی‌کاری‌های صورت گرفته در حوزه آموزش قرآن، تصریح کرد: رهبر معظم انقلاب راهبرد قرآنی کشور را به تربیت ۱۰ میلیون حافظ کل رهنمون کرده بودند، اما متاسفانه به دلیل کثرت دستگاه‌های متولی هنوز سهم استان‌ها از این تعداد حافظ کل مشخص نیست.

    آل‌هاشم خاطرنشان کرد: برای استمرار فعالیت‌های قرآنی باید از شیوه آموزش سنتی فاصله بگیریم و با بروزترین امکانات فرزندان قرآنی تربیت کنیم.

    كودكان كار و خيابان کودکان کار یا کار کودک

     کد خبر: ۳۰۴۴۰۲ تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۱ اجتماعی » 

    كودكان كار و خيابان کودکان کار یا کار کودک؛



     مسئله این است پنج کودک کار هفت تا ۱۵ساله که تجربه دستگیر شدن توسط ماموران سازمان بهزیستی را دارند، در گزارش «اعتمادآنلاین» روایت خود را بازگو می‌کنند؛ از شیوه برخورد ماموران بهزیستی، مراکزی که محل نگهداری‌شان بوده و وضعیتی که پس از بیرون آمدن از بهزیستی پیدا کرده‌اند. ترس از دستگیری دوباره هر کدام از آن‌ها را به نحوی روانه شغل دیگری کرده است. اما، هر پنج نفرشان، هنوز هم کودک کار هستند. شعار سال: بیش از سه دهه از نخستین روزی که سازمان بهزیستی در صدد جمع‌آوری کودکان کار برآمده می‌گذرد. این سازمان تنها ابزار مقابله با کودکان کار را در جمع‌آوری آن‌ها از سطح شهر خلاصه کرد و از آن روز تاکنون هم هر سال این طرح‌ها با عناوین متفاوت اجرا می‌شود آن هم در شرایطی که انجمن‌ها و فعالان حقوق کودک و نوجوان بار‌ها چنین اقداماتی را زیر سوال برده و اثربخشی آن را در جهت ریشه‌کن شدن این مساله نفی کرده‌اند. به گفته معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی، بیش از ۷۰ هزار کودک کار که در خیابان‌ها فعالیت می‌کنند در کشور وجود دارد و همین آمار هم به خوبی نشان می‌دهد که طرح‌های این‌چنینی تا چه اندازه عبث بوده‌اند. نحوه برخورد سازمان بهزیستی برای جمع‌آوری این کودکان و نگهداری آن‌ها در مراکز هم خود پرونده دیگری است. ۱۶ شهریورماه بود که اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه ۱۰ کودک و نوجوان محبوس در زیرزمین اداره بهزیستی شاهین‌شهر کودکان سر چهارراه‌ها بوده‌اند که از قرار معلوم توسط ماموران جمع‌آوری و تحویل این اداره شده بودند، اما اداره بهزیستی شاهین‌شهر آن‌ها را بدون مراقب و کوچک‌ترین امکاناتی در این زیرزمین حبس کرده بود؛ اتفاقی که منجر به عزل رئیس و معاون این اداره شد. از سوی دیگر، ضحی امیری مسئول کمیته حقوقی انجمن حمایت از حقوق کودکان همین هفته گذشته در وصف اثرپذیری طرح‌های سازمان بهزیستی با هدف مبارزه با آسیب اجتماعی به اسم کودکان کار در سال‌های اخیر به اعتمادآنلاین گفت: «به گواه کودکانی که در مراکز ساماندهی حضور دارند، آنان یا با توسل به زور و قوه قهریه سوار ماشین شده‌اند یا با وعده دادن یک غذای گرم و لباس که هیچ ارتباطی با آیین‌نامه ساماندهی کودکان خیابانی ندارد.» با وجود این، هنوز اظهارنظراتی شنیده می‌شود که وجود کودکان کار را صرفاً به دست‌های پشت پرده و باند‌های زیرزمینی محدود می‌کند. حتی برخی مسئولان پا را از این مساله هم فراتر گذاشته و از پدیده‌ای جدید صحبت کرده‌اند. مالک حسینی، سرپرست سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های مردمی شهرداری تهران ۲۲ شهریور امسال به پدیده‌ای جدید در حوزه کار کودک اشاره کرد و گفت: «پدیده نوظهور، کودکانی هستند که به سبب عدم نظارت مناسب خانواده‌هایشان و تحت تاثیر سایر کودکان کار خیابانی بدون نیاز مالی خانواده و مبتنی بر اثرپذیری از همسالان خود در خیابان‌ها به ویژه چهارراه‌ها کار می‌کنند.» این خبرگزاری برای بررسی این اظهارنظر‌ها گزینه‌ای بهتر از خود این کودکان نیافت. کودکانی که فقر باعث شده تا به خاطر پدر و مادر معتاد، بیمار یا بیکارشان، قبای بزرگ‌تری به تن کنند و وارد خیابان‌ها شوند. یکی برای تامین هزینه جراحی مادرش، دیگری برای پرداخت اجاره خانه. یکی هم تنها جرمش این است که دوست دارد درس بخواند. پنج کودک کار هفت تا ۱۵ساله که تجربه دستگیر شدن توسط ماموران سازمان بهزیستی را دارند، در این گزارش روایت خود را بازگو می‌کنند؛ از شیوه برخورد ماموران بهزیستی، مراکزی که محل نگهداری‌شان بوده و وضعیتی که پس از بیرون آمدن از بهزیستی پیدا کرده‌اند. ترس از دستگیری دوباره هر کدام از آن‌ها را به نحوی روانه شغل دیگری کرده است. اما، هر پنج نفرشان، هنوز هم کودک کار هستند.

    ۱۳۹۹ مهر ۱۱, جمعه

    تنبیه بدنی و شکستگی عضو یک دانش آموز در چابهار

     

    تنبیه بدنی و شکستگی عضو یک دانش آموز در چابهار

    خبرگزاری هرانا – روز سه شنبه ۸ مهرماه، یک دانش آموز مقطع ششم در روستای تیس از شهرستان چابهار، توسط معلم خود مورد ضرب‌و شتم قرار گرفت. در پی این تنبیه بدنی، دانش آموز مذکور از ناحیه پهلو دچار شکستگی شد. مطابق ماده ۷۷ آیین نامه انضباطی مدارس، اعمال هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است.

    به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین فعالین بلوچ، روز سه شنبه ۸ مهرماه ۹۹، یک دانش آموز به نام “موسی ساده” فرزند فتحی محمد اهل روستای تیس از شهرستان چابهار، توسط معلم خود به نام “شیرزایی” اهل زابل به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت که در پی این تنبیه بدنی این دانش آموز دچار شکستگی از ناحیه پهلو شد.

    یکی از نزدیکان این دانش آموز پایه ششم مدرسه طالقانی گفت: ”محمد پس از به صدا در آمدن زنگ تفریح قصد خروج از کلاس برای خوردن آب را داشته که شیرزایی معلم مربوطه به وی اجازه نداده و پس از خروج دیگر دانش آموزان او را مورد ضرب و شتم قرار داده و یک لگد به پهلوی او وارد کرده است.“

    وی افزود: ”محمد در مدرسه متوجه شکستگی پهلو نشده و پس از تعطیل شدن مدرسه به منزل بازگشته و به خانواده نیز از این ماجرا اطلاعی نداده بود، تا این که شب هنگام خواب از شدت درد با گریه بیدار شده و ماجرای ضرب و شتم توسط معلم را به خانواده اطلاع داده است.“

    منبع مطلع ادامه داد: ”خانواده او را به بیمارستان انتقال داده و پس از عکسبرداری متوجه شکستگی یکی از دنده های پهلوی کودک می شوند؛ با شکایت خانواده نامبرده به حراست آموزش و پرورش، مسئولین شهرستان قول رسیدگی و اخراج شیرزایی را داده اند.“

    مطابق ماده ۷۷ آیین نامه انضباطی مدارس، اعمال هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است.

    گرانی تحصیل در شرایط کرونایی/ زنگ خطر ترک تحصیل در خراسان جنوبی به صدا درآمد

     

    گرانی تحصیل در شرایط کرونایی/ زنگ خطر ترک تحصیل در خراسان جنوبی به صدا درآمد.

    ۰۸ مهر ۱۳۹۹

    گروه استان‌ها- با آغاز سال تحصیلی متفاوت قیمت گوشی و لپ‌تاب روند صعودی در پیش گرفته و گرانی‌هایی که هم برای معلم و هم برای دانش آموزان و اولیا دردسرهایی ایجاد کرده و در برخی مناطق روستایی که توان خرید گوشی پیشرفته نیست خطر ترک تحصیل پیش بینی می‌شود.

    به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، همه چیز با آمدن کرونا تغیر کرده است. تا قبل از آمدن این ویروس ناخوانده دانش‌آموزان با حضور در کلاس درس از آموزش حضوری بهره می‌گرفتند اما از وقتی کرونا آمده است شرایط ادامه تحصیل سخت شده است.

    دغدغه‌های دانش ‌آموزان و والدین برای تامین لوازم الکترونیکی مورد نیاز از جمله تلفن همراه پیشرفته، تبلت و لپ تاپ بیشتر از گذشته شده و آن چه این روزها مانع و سد بزرگی برای تامین این وسایل و برخورداری از آموزش مجازی است گرانی افسار گسیخته و تغییر قیمت لحظه‌ای این ابزار ارتباطی است.

    یکی از والدین دانش آموزان نقاط مرزی خراسان جنوبی که معتقد است همه درامد زندگیمان از محل فروش محصولات کشاورزی است و در سال‌های خشکسالی درآمد آنچنانی نداریم چه برسد تا اینکه بتوانیم گوشی گران برای فرزندان خود بخریم گفت: در نقاط روستایی و مرزی زندگی می‌کنیم سرمان از گوشی پیشرفته در نمی‌آید وقتی برای گرفتن گوشی به شهر مراجعه کردیم گفتن باید حداقل 4 میلیون تومان هزینه کنید و این مبلغ برای ما خیلی زیاد است.یکی دیگر از والدین دانش اموز نیز با بیان اینکه خرید یک گوشی هوشمند و چند دفتر و خودکار سه میلیون تومان می‌شود بیان کرد: حقوق ماهیانه‌ام دو میلیون تومان است و با گرانی مایحتاج زندگی و اجاره بهای مسکن چگونه می‌توانم زمینه تحصیل فرزندم را فراهم کنم؟ دو فرزند محصل دارم که خودتان حساب کنید باید چقدر هزینه کنم.

    در کنار همه این مسائل گران بودن بسته‌های اینترنتی که حتی برای یک خانواده معمولی و متوسط جامعه نیز هزینه زیادی به همراه دارد، نیز مزید بر علت شده و به‌صورت طبیعی برای خانواده‌های محروم و مستضعف جامعه مشکل‌ساز شده است.

    یکی دیگر از والدین بیرجندی گفت: تدریس حضوری معلم هم بسیار با سرعت انجام می‌شود و فرزندم گلایه دارد که هنوز درس را یاد نگرفته‌ایم درس بعدی تدریس می‌شود.

    یکی از معلمانی که در روستاهای استان مشغول کار آموزش است با گلایه از افزایش قیمت لپ تاپ به خبرنگار تسنیم گفت: گرانی‌ها در بازار موبایل و لپ تاپ نه تنها برای دانش آموزان بلکه برای ما معلمان مشکل است چرا که باید هم حضوری کلاسهای درس را برگزار کنیم و هم با درست کردن کلیپ در سامانه شاد برای دانش اموزان اقدام به آموزش کنیم و با این گرانی‌ها در بازار موبایل و لپ تاپ کار را برای معلمان هم سخت کرده است.

    یک فروشنده موبایل و لپ تاپ نیز با بیان اینکه قیمت تبلت به صورت روزانه در حال تغییر است گفت: افزایش قیمتها در بازار تلفن همراه هم دیده می‌شود.

    وی اظهار داشت: از 15 شهریورماه تا کنون لپ تاپ هم روند افزایشی داشته آن طور که لپ تاپی که تا قبل از این با قیمت 8 میلیون تومان فروخته می‌شد حال به 22 میلیون تومان رسیده است.

    رئیس اتحادیه تلفن همراه و لوازم الکترونیک نیز در گفتگو با خبرنگار تسنیم ضمن تایید افزایش قیمت موبایل و لپ تاب گفت: از 15 شهریورماه تاکنون شاهد افزایش 50 درصدی قیمت گوشی موبایل بوده‌ایم.

    موسوی افزود: قیمت تلفن همراه و لپ تاپ در نواسان است اما از زمان بازگشایی مدارس تاکنون روند صعودی به خود گرفته است.

    قتل ناموسی؛ دختر دانش آموز توسط برادر به قتل رسید

     

    قتل ناموسی؛ دختر دانش آموز توسط برادر به قتل رسید

    ۱۰ مهر ۱۳۹۹

    خبرگزاری هرانا – طی روزهای گذشته یک دختر دانش آموز در شهر بنک از توابع شهرستان کنگان در استان بوشهر توسط برادرش تحت عنوان اقدام ناموسی به قتل رسید. در قوانین ایران مواردی در نظر گرفته شده تا افرادی که مرتکب “قتل‌های ناموسی” می‌شوند را از مجازات‌های سنگین معاف کند.

    به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی روزهای گذشته یک دختر دانش آموز در شهر کنگان از توابع استان بوشهر توسط برادرش تحت عنوان اقدام ناموسی به قتل رسید.

    هویت این دختر دانش آموز “زهرا نصوری” توسط هرانا احراز شده است.
    زهرا نصوری در دبیرستان دخترانه دوره اول شهید محمد تشانی کنگان (شهر بنک) مشغول به تحصیل بوده است.

    یک منبع مطلع در خصوص قتل این دختر نوجوان به هرانا گفت: «زهرا نصوری چند روز پیش با انگیزه ناموسی توسط برادرش کشته شد. در گزارش پزشکی قانونی هم آمده است که او خفه شده است. متاسفانه قتل‌های مشابه قتل زهرا پیش از این نیز در این منطقه رخ داده است. عموی همین خانواده چند سال پیش دختر خود را در چاه انداخت و پس از چند روز جنازه او را پیدا کردند. اقدام به خودکشی در بین دانش آموزان این منطقه هم متاسفانه شایع است.»

    بَنَک، شهری از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگان در استان بوشهر و در جنوب غربی ایران قرار دارد.

    جنایت‌های ناموسی یا قتل ناموسی به ارتکاب خشونت و اغلب قتل زنان یک خانواده به دست مردان خویشاوند خود گفته می‌شود.
    این زنان به علت «ننگین کردن شرافت خانواده خود» مجازات می‌شوند. این ننگ موارد گوناگونی را شامل می‌شود از جمله خودداری از ازدواج اجباری، قربانی یک تجاوز جنسی بودن، طلاق گرفتن (حتی از یک شوهر ناشایست)، رابطه با جنس مخالف، یا ارتکاب زنا. برای اینکه فردی قربانی جنایت‌های ناموسی شود، فقط اینکه گمان برده شود او آبروی خانواده را بر باد داده است کافی‌ست.

    در قوانین ایران مواردی در نظر گرفته شده تا افرادی که مرتکب “قتل‌های ناموسی” می‌شوند را از مجازات‌های سنگین معاف کند.

    با وجود ۱۳ متولی در حوزه حقوق کودک، اما اطلاعاتی از آن در اختیار نداریم

    کد خبر :  ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰  ۲۰:۳۳ کد خبر :  ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰  ۲۰:۳۳ با وجود ۱۳ متولی در حوزه حقوق کودک، اما اطلاعاتی از آن در اختیار ن...