ششمین خودکشی بین دانشآموزان رامهرمز در یک ماه

به گزارش خبرگزاری ایسنا، فرماندار رامهرمز روز دوشنبه ۲۶ آبان خبر خودکشی یک دختر دانشآموز در این شهرستان را تائید کرد و گفت تیمی برای بررسی علت این حادثه تشکیل شده است.
دویچه وله

به گزارش خبرگزاری ایسنا، فرماندار رامهرمز روز دوشنبه ۲۶ آبان خبر خودکشی یک دختر دانشآموز در این شهرستان را تائید کرد و گفت تیمی برای بررسی علت این حادثه تشکیل شده است.
دویچه وله
کد خبر: ۵۳۲۰۸۲
روزنامه ایران در گزارشی صدور نخستین شناسنامه برای فرزندانی با مادر ایرانی و پدر خارجی را بررسی کرده و از شناسنامهدار شدن ریحانه القطبی، که پدرش از شهدای مدافعین حرم بوده و اصلیت عراقی دارد خبر داده است.
وی با بیان اینکه این فرد، ویدیویی را که از دو کودک کار ضبط کرده بود در فضای اینستاگرام منتشر کرده بود، گفت: با اقدامات انجام شده که در هماهنگی با مقام قضایی انجام شد، این فرد شناسایی و روز گذشته در عملیاتی پلیس دستگیر و به مقر انتظامی منتقل شد.
گودرزی با اشاره به انجام بازجویی از متهم دستگیر شده، گفت: این فرد در بازجویی های اولیه هدف از تهیه و انتشار این ویدیو را سرگرمی اعلام کرده بود.
رییس پلیس فتای تهران بزرگ با اشاره به تشکیل پرونده برای متهم دستگیر شده، گفت: این فرد هم اکنون با پرونده تشکیل شده به دادسرا معرفی و از آنجا به زندان منتقل شده است.
وی با تاکید بر ضرورت رعایت حقوق کودکان، گفت: تمام کودکان از حقوقی برخوردارند که لازم است رعایت شود. مجبور کردن کودکان به انجام رفتارهای غیراخلاقی مجازاتی سخت درپی دارد.
روز گذشته ویدیویی در فضای مجازی منتشر شد که در آن فردی دو کودک کار را مجبور به رفتار غیر اخلاقی در برابر دوربین کرده و فیلم تهیه شده از آنان را درفضای مجازی منتشر کرده بود.
چهارشنبه 21 آبان 1399 :: 15:00
سرویس کردستان- نشستن پشت نیمکت مدرسه شاید برای خیلی ها به راحتی آب خوردن باشد اما هنوز در قرن 21 هستند کسانی که این نیمکت ها برایشان آرزو است و نمی توانند پشت آن بنشینند تعداد آنها کم هم نیست معاون وزیر کار از وجود 140 هزار کودک در کشور خبر می دهد که از تحصیل باز مانده اند.
به گزارش خبرگزاری کُردپرس، 140 هزار کودک در مقطع ابتدایی از تحصیل بازمانده اند؛ این آماری تلخ است که توسط معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام شده است. کودکانی که طعم شیرین سوادآموزی برایشان گس می شود و از رفتن به مدرسه باز می مانند. دلایل بسیاری برای بازماندن این کودکان از تحصیل وجود دارد برخی به دلیل فقر و برخی هم به دلایل فرهنگی . جمال ارشدی، جامعه شناس معتقد است: خانواده هایی هستند که تحصیل را برای دختران بی معنی می دانند و معتقدند که باید ازدواج کنند.
به گفته این جامعه شناس، همچنین «نابرابری در استقرار امکانات آموزشی در مکانهای مختلف هم از دیگر عوامل مهم موثر بر بازماندگاری این کودکان است، تمرکز امکانات در برخی نقاط و نبود آن در برخی نقاط دیگر سبب شده تا بسیاری از کودکان از تحصیل باز بمانند و خانوادههای بسیاری حاضر نیستند دختران خود را برای ادامه تحصیل به مناطق دیگر بفرستند.»
علاوه بر این آقای ارشدی، بُعد جمعیتی را در پدیده بازماندن و ترک تحصیل کودکان به ویژه دختران موثر می داند و می گوید: «در برخی از خانوادههای پرجمعیت که اقتصاد ضعیفی نیز دارند، تحصیل فرزندان اولویتبندی میشود، یعنی پسران در اولویت سوادآموزی قرار میگیرند و به تحصیل دختران بهای چندانی نمیدهند.»
اگرچه برای آن والدینی که مانع تحصیل فرزندانشان می شوند یک قانون وجود دارد که براساس این قانون، والدین متخلف که بدون دلیل منطقی که مانع ادامه تحصیل فرزندان خود میشوند، به ٣ تا ٦ماه زندان و ١ تا ١٠میلیون ریال پرداخت جریمه نقدی محکوم میشوند.» قانونی که هرچند بازدارنده نیست اما می تواند با اجرایی شدن آن تا حدودی کودکان بازمانده از تحصیل به دلیل مخالفت والدین را به مدرسه بازگرداند.
اما نکته جالب در کودکان بازمانده از تحصیل این است که از تعداد 140 هزار مورد ذکر شده توسط معاون وزیر کار، ادرس 60 هزار موردشان در دسترس نیست و 30 هزار نفر هم هیچ شماره تماسی ندارند، بنابراین آموزش و پرورش به آنها دسترسی ندارد تا بخواهد اگر والدین آنها مانع تحصیل شان می شوند، قانون را در موردشان اجرا کند.
آقای میدری البته عنوان کرده که 35 هزار نفرشان هم دارای معلولیت ذهنی هستند و نمی توانند مدرسه بروند و 10 هزار نفر هم در مضیقه مالی هستند که باید به آنها کمک شود.
اما مشکل اصلی آن 90 هزار کودکی هستند که آموزش و پرورش به آنها دسترسی ندارد که بخواهند قانون را در مورد آنها اجرا کنند.
معاون وزیر کار درباره علت نبود آدرس این کودکان می گوید: هنگامیکه آموزش و پرورش می خواهد از کودکان ثبت نام کند باید از آنها آدرسی را بخواهد که در ثبتاحوال ثبت شده است و مردم باید قادر باشند اطلاعات خود از طریق تلفن یا سایت خیلی ساده در ثبتاحوال ثبت کنند اما در ثبتنام آموزش و پرورش، آدرس را بر اساس شفاهی یا قبض برق اخذ می شود بنابراین وقتی میخواهیم بررسی کنیم چرا مدرسه نمیروند با آدرس غلط مراجعه می شویم و آن کودکان در آن محل زندگی نمیکنند چون آدرسها بروزرسانی نمیشود.
آقای احمد میدری عنوان کرده که هنگامیکه کدملی در پایگاه رفاه ایرانیان میزنیم با کمال تعجب می بینیم پنج آدرس برای یک خانواده ثبت شده و جالبتر آن است که حتی یک آدرس آنها هم درست نیست. هنگامیکه از دادگاه بازمی گردید که چکی وصول نشده است می گویند آدرس فرد کجاست گویا افراد موظف هستند آدرس پیدا کند و این مساله سیستم قضایی، تامین اجتماعی و آموزش و پرورش را ناکارآمد کرده است.
او راه حل رفع این مشکل را در این می داند که در ایران هم نقل و انتقال و سکونت افراد باید با اجازه شهرداری باشد و آدرسها ثبت شود.
بنابراین این عدم دسترسی به کودکان بازمانده از تحصیل قطعا مشکل بزرگی است که باید آموزش و پرورش فکری اساسی برای آن داشته باشد و این مسئله را حل کند چرا که سواد لازمه جامعه امروزی است و نبود آن آسیب های بسیاری را به دنبال دارد بنابراین این کودکان باید پیدا شوند و به چرخه تحصیل بازگردند.
۱۴ آبان ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۰

بیشترین میزان کودک آزاریهای امروز از سوی والدین صورت میگیرد که دلایل آن هم مواردی چون اعتیاد، مشکلات اقتصادی، فقر و مشکلات فرهنگی و بیاطلاعی والدین از برخوردهای صحیح با کودکان است هرچند بحرانهای اجتماعی هم در کودک آزاری بیتاثیر نیست و میتواند میزان کودک آزاری را افزایش دهد.
به گزارش خبرنگار ایمنا، کودکان از آسیب پذیرترین گروههای جامعه و در معرض خطرات بیشماری هستند که در اثر بیماریهای قابل پیشگیری یا درمان پذیر، حوادث قابل اجتناب و انواع بدرفتاریها و برخوردهای غیراخلاقی و سوءرفتار صدماتی دیدهاند که در بعضی موارد حتی به قیمت از دست دادن جان آنها تمام شده است. فقر و بیسوادی، سوءتغذیه، جنگ، شیوع بیماریها، بحرانهای اجتماعی و نداشتن امنیت از جمله خطراتی است که کودکان را به طور جدی تهدید میکند کودکانی که مورد کودک آزاری قرار میگیرند به کارهای غیرقانونی یا تکدیگری وادار میشوند و زمانی که مورد بیمهری و بدرفتاری والدین خود قرار میگیرند از نظر جسمی و روانی آسیبهای جدی و غیرقابل جبرانی میبینند.
قدرتالله خسروشاهی عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه اصفهان، با توضیح اینکه در قوانین کیفی والدین و سرپرستان کودک در قالب تنبیه و تربیت، رفتارهای خشونتآمیزی علیه کودکان دارند، میگوید: تنبیه بدنی کودک توسط والدین، مربی و سرپرست کودک قانونی نیست، اما در قانون تعریفی از اینکه چه اندازهای از تربیت بدنی مجاز است یا موارد این چنینی وجود ندارد و والدین نیز آموزشی در زمینه تربیت کودک نمیبینند.
وی با اشاره به اینکه مرحله دوم پیشگیری شناسایی خانوادههایی است که احتمال خشونت علیه کودکان در آنها وجود دارد، میافزاید: بسیاری از خانوادهها، به دلیل فقر فرهنگی، مشکلات مالی، کثرت تعداد فرزندان و محیطی که در آن زندگی میکنند، خشونت علیه کودکان در بین آنها وجود دارد که باید شناسایی شوند و آموزش ببینند تا با شناخت خشونت و آزار علیه کودکان در خانوادهها کمتر شاهد بروز این معضل اجتماعی باشیم.
خسروشاهی با تاکید بر اینکه مرحله سوم مربوط به خانوادههایی است که خشونت علیه کودکان در آن اتفاق افتاده و خانواده درگیر مسائل خشونت و آزار کودک است، تصریح میکند: در اینگونه خانوادهها باید آموزش و پیشگیری جایگزین استفاده از قوانین کیفری شود، چرا که این خانوادهها دچار فقر فرهنگی و ضعف آموزشی هستند که به جای امنیت دادن به کودک در حال آزار وی هستند، بنابراین باید مشکلات این خانوادهها شناسایی شده و حل شود، تنها مجازات کردن مشکلات را حل نمیکند.
وی آموزش کودکان در زمینه شناخت خشونت و آزار علیه آنها را مهم دانست و میگوید: خود کودک نیز باید بداند و تشخیص دهد که کدام رفتار خشونت و آزار محسوب میشود، گاهی هم کودکان توان گزارش دادن خشونتی که علیه آنها میشود را ندارند و موارد بسیاری از خشونت علیه کودکان پنهان میماند، چرا که کودکان درباره اطلاع دادن خشونت آموزش ندیدهاند.
عضو هیئت علمی گروه حقوق دانشگاه اصفهان خاطرنشان میکند: داشتن نیروهای تخصصی مانند پلیس ویژه کودک بسیار کارآمد است و در حوزه پیشگیری وضعی قرار میگیرد، در بسیاری از کشورها پلیس ویژه کودک وجود دارد و کودک میتواند خشونت و آزاری که علیه وی انجام شده را به پلیس اطلاع دهد، در زمینه پیشگیری وضعی بسیار ضعیف عمل کردهایم.
سمیه یخچالی مؤسس جمعیت حمایت از حقوق کودکان مهر زندهرود، در گفت وگو با خبرنگار ایمنا، اظهار میکند: کودکان با آسیبهایی به طور مستقیم و غیرمستقیم روبرو هستند که این آسیبها را میتوان به آسیبهای مدرن و سنتی نیز تقسیم کرد که کودکان با آن مواجه میشوند. آسیبهای سنتی شامل کودک آزاری، کار کودکان، اعتیاد کودک، بدسرپرستی و بیسرپرستی که این موارد میتواند باعث به بزهکاری و بزه دیدگی کودکان و در آخر عقب ماندگی آنان از تحصیل شود.
وی میافزاید: بحرانهای اجتماعی جدید همچون کرونا که در وضعیت خانوادهها تأثیر میگذارد یا آسیبهای مدرن امروزی به واسطه دنیای مدرن و فضای مجازی به کودکان تحمیل میشود و میتواند شامل قاچاق کودکان، سواستفاده از کودکان در صنعت مد و لباس و حتی پورنوگرافی باشد. این موارد مصادیق آسیبهایی هستند که کودکان را در دنیای فعلی تهدید میکند.
مؤسس جمعیت حمایت از حقوق کودکان مهر زندهرود در خصوص سیاستگذاریهایی که صورت گرفته است، افزود: در حال حاضر قانونی تحت عنوان قانون حمایت از اطفال و نوجوانان به تصویب رسیده است که با وجود نقایصی که دارد اما گام بزرگی برای حمایت از این اقشار و تحقق حقوق کودکان برداشته شده است. سیاست گذاران اجتماعی نباید برای به رسمیت شناختن حقوق انسانها شرط سنی قائل شوند، یعنی همان طور که حقوق یک انسان بزرگسال تعیین میشود برای حقوق کودک و نوجوان هم باید حقوقی را قائل شوند.
این فعال حقوق کودکان تصریح میکند: اخیراً با خبرهایی روبرو هستیم که کودکان توسط نزدیکان خود آزار دیده یا به قتل رسانده میشوند، قانون برای حمایت از اطفال و نوجوانان مجازاتهایی برای خاطیان پیشبینی کرده اما اگر کودک آزار والدین وی باشند این مجازات به حداقل میرسد، همین مورد باعث اهمال کاری والدین میشود و سیاست گذاری اجتماعی به سمت و سوی خوبی نمیرود.
وی میافزاید: در واقع این سیاست گذاری باید به دور از شعار زدگی در راستای تحقق منافع کودکان باشد، بدین صورت که آموزشهای ابتدایی نیز با توجه به این موارد پیگیری شود، حتی پیشنهاد میشود واحدی تحت عنوان حقوق کودک در مقطع پیش دبستانی و ابتدایی وجود داشته باشد و آموزش و پرورش، بهزیستی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله ارگانهای متولی امر آموزش حقوق کودک در جامعه هستند.

سعید رحیمی، روانشناس کودک و استاد دانشگاه در گفت وگو با خبرنگار ایمنا، اظهار میکند: آمارهای سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد به طور متوسط از ۴۰ میلیون کودکی که متولد میشوند، حدود ۱۷ درصد از همین کودکان آزار دیده و جان خود را از دست میدهند و حدود نیمی از کودکان آزار دیده به دلیل ترس از آبرو و برخورد نامناسب والدین از افشای مسائل سر باز میزنند.
وی با اشاره با آمار کودک آزاری در کشورمان، میافزاید: در کشورمان نیز بر اساس آخرین پژوهشی که توسط آقای مفاخری و همکارانشان صورت گرفته از هر ۸ هزار خشونت خانگی هزار مورد مربوط به کودک آزاری است که بیشتر آسیبها مربوط به دختران است. رفتارهای استثمار گونه منجر به آسیبهای هیجانی، جنسی، جسمی، اجتماعی، شغلی و تحصیلی برای کودک میشود. این آسیبها باعث شده ارزشهای انسانی کودک زیر سوال رفته و آسیبهای بسیاری متوجه کودک شود.
رحیمی تصریح میکند: کودک آزاری جسمی باعث آسیبهای فیزیکی به فرد میشود، آسیبهای جنسی نیز مورد بعدی سو رفتارهاست که به شکلهای مختلفی از کودکان سواستفاده میشود، آسیبهای هیجانی شامل آزارهای زبانی، تحقیر و طرد کودک، تنبیه کردن، همسر آزاری در حضور کودکان، بی احترامی به حریم کودکان، وادار کردن آنان به ازدواجهای زودهنگام، به کارگیری آنان در مشاغل و همین طور سواستفاده از کودکان در فضای مجازی است.
وی میافزاید: سو رفتار دیگر غفلت است، بیتوجهی والدین به آموزش، تحصیل و بازی کودک، بیتوجهی به یادگیری مهارتها در خصوص ارتباط با کودک، عدم مراقبتهای بهداشتی و تغذیه و عدم توجه به امنیت کودک و دلبستگی به مادر از جمله غفلتهای والدین نسبت به کودک آزاری است.
این روانشناس حوزه کودک و خانواده اظهار میکند: از پیامدهای کودک آزاری، آسیب به مراکز عصبی است که این آسیبها در قالب رفتارهای نابهنجار و در تصمیم گیری و ارتباطهای بین فردی بروز پیدا میکند، گفتنی است این آسیبها در قالب رفتارهای بزه در افراد نمایان میشود که از پیامدهای آزار به کودکان است.
رحیمی در خصوص راهکارهای کاهش کودک آزاری، میافزاید: راهکارهایی که برای کاهش بدرفتاری با کودکان میتوان ارائه داد این است که باید در سطح جامعه فقر اقتصادی و فرهنگی را کاهش دهیم و خانوادهها دارای درآمد کافی باشند، این باعث انگیزه یادگیری در مهارتهای فرزندپروری میشود و قطعاً آسیبها کاهش پیدا میکند، آموزش مهارتهای فرزند پروری برای زوجین باعث آشنایی والدین با کنوانسیون حقوق کودک شده و آشنایی آنان با انواع کودک آزاری میشود، در واقع این آگاهیها میتواند زمینه بدرفتاری با کودکان را بسیار کاهش دهد.
وی میگوید: کمک سازمانهای دستگاههای اجرایی و مردم نهاد مانند بهزیستی، کمیته امداد، آموزش و پرورش و خیریهها نیز در این زمینه احساس میشود، برگزاری کارگاهها یا آموزشهایی در این زمینه قطعاً میتواند اثر بخش باشد.
این روانشناس کودک و خانواده در پایان تصریح میکند: ارزیابی و غربالگری کودکان نیز باید در مدارس انجام شود تا با مشاهده هرگونه ناهنجاری با اقدامات مؤثر، درمانها صورت گیرد، همچنین ایجاد نهادی برای نظارت بر ساختار و عملکرد خانواده میتواند راهکار مؤثری باشد تا این نظارت روانشناختی بتواند تربیت بهتری برای کودکان در معرض آسیب رقم بزند و مجموعاً مهارتهایی را به والدین آموزش دهد تا از گسترش کودک آزاری کاسته شود، البته این نیاز به یک بسیج همگانی داشته تا توجه دولت و ارگانهای ذیربط معطوف به نسلی شود که آینده کشورمان را میسازد.
درآمد شبانه ۱۰ میلیون تومانی از کودکان کار در مشهد

سینماپرس: شدت و گستره حضور روابط جنسی و انگاره سازی از روابط عاشقانه میان دختران و پسران، آن هم به عنوان بستر تعلیق درام در عموم آثار و تولیدات سینمایی از آنچنان ظرفیت مخربی برای کودکان و نوجوانان برخوردار است که قطعا اختلال پرخاشگری (Aggression) تنها نمودی بسیار کوچک از بروز آسیب های آن به شمار خواهد آمد!
شمس الدین حمیدیان/ بلوغ (Puberty) عنوانی جامع برای مرحلهای از رشد انسان میباشد که تحت عنوان پایان کودکی شناخته می شود. مرحله ای که دگرگونیهایی در اندام و احساسات و اندیشه کودک پدیدار گردیده و مجموع این دگرگونی ها سبب می شود تا انسان از مرحله کودکی فاصله گرفته و دوره جدیدی از زندگی خود را تجربه کند که همراه با فعال شدن غدههای جنسی می باشد. دوره ای ویژه که با افزایش ترشح هورمون و در نتیجه تحریکهای غیرارادی نسبت به جنس مخالف همراه بوده و اسباب گذار از کودکی و رسیدن به جوانی و بزرگسالی را موجب می شود. دوره ای به شدت حساس که نحوه گذار از آن در قاعده یک ملت، آینده یک اجتماع و تمدن را تعیین و مشخص می سازد.
از این جهت می توان بلوغ را به عنوان شاخصه دوران نوجوانی (Adolescence) معرفی نمود ... شاخصه ای بسیار حساس که مقطع گذار از دوران کودکی (Childhood) و رسیدن به دوران جوانی (Youth) را شامل شده و در تمامی جوامع از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد و به تبع همین اهمیت است که ضوابط تربیتی گوناگونی توسط حاکمیت های مختلف برای این مقطع بسیار حساس پیگیری می شود. ضوابطی که برپایه سبک زندگی و هنجارهای نهادینه در آن اجتماع تببین شده و از کامل بودن و جامعیت خاصی به منظور تربیت یک نسل اجتماعی در هر سرزمین و تمدنی برخوردار می باشد.
البته باید توجه داشت که سن رسیدن به بلوغ در جوامع متفاوت است و از این جهت است که بلوغ میتواند در بازه ای ده ساله و از میانگین سنی ۹ تا ۱۹ سالگی اتفاق بیافتد. با این همه متوسط سن بلوغ در دختران از ۸ تا ۱۲ سالگی است و پسران یک یا دو سال بعد از آن به سن بلوغ میرسند و این در شرایطی است که شروع سن بلوغ به معنی آغاز دوران نوجوانی را می بایست شامل سه مقطع بلوغ جسمی و بلوغ عقلی و بلوغ اجتماعی دانست. سه مقطعی که عبور از آن به معنی ورود به دوران جوانی می باشد و عموما دو عامل تهدید کننده برای این دوران گذار شناخته می شود که نخست از این عوامل بلوغ زودرس بوده و دیگری گذر از دوران نوجوانی مبتنی بر آموزه های سبک زندگی غیر بومی و وارداتی می باشد.
بلوغ جسمی عنوان پدیده ای کاملا فیزیکی است که در انتهای مقطع کودکی و از سن ۱۰ تا ۱۲ سالگی آغاز و در انتهای دوران نوجوانی به نهایت کمال خود رسیده و در پایان این دوران است که بدن کودک تبدیل به بدن بزرگسال میشود.
بلوغ عقلی عنوان پدیده ای غیر فیزیکی است که در رفتار و کردار فرد ظهور پیدا نموده و از ابتدای دوران نوجوانی و تقریباً ۲ تا ۴ سال بعداز بلوغ جسمی آغاز می شود و اسباب داشتن انتظارات منطقی و معقول، عدم پافشاری بر افکار نادرست، تجزیه و تحلیل مسائل، انتخاب درست، مسؤولیت پذیری در قبال رفتار و کردار، کنترل زبان و ... را در فرد برای رسیدن به دوران جوانی پدید می آورد.
بلوغ اجتماعی آخرین گام برای گذار از دوران نوجوانی و رسیدن به دوران جوانی است. گامی ویژه که هویت اجتماعی (Identity) را برای فرد رقم زده و مبتنی بر آن مسئولیت پذیری اجتماعی را برای ایشان به ارمغان می آورد و عموما دو سال پس از آغاز بلوغ عقلی برای نوجوان موضوعیت پیدا می نماید.
اما نخستین تهدید بلوغ زودرس (Premature puberty) است که عموما به صورت یک پدیده کاراندامی و فیزیولوژیک (Physiologie) در دوران کودکی ظهور پیدا نموده و هر دو جنس پسر و دختر را شامل می شود. در این حالت، کودک زودتر از هم سالان خود به دوران نوجوانی میرسد و یا دوران نوجوانی را به سرعت پشت سر می گذارد و یا این دوران را به صورت نامتوازن طی می نماید. در این راستا شاخصه اصلی عدم توازن در طی این دوران حساس را می توان در غیر هم وزن بودن بلوغ جنسی و بلوغ عقلی مورد توجه قرار داد.
شایع ترین سن بلوغ زودرس در دختران قبل از هشت سالگی و در پسران ده تا یازده سالگی است. در این حالت، علایم بلوغ در کودک زودتر از هم سالانش ظاهر میشود. به طور قابل ملاحظهای مشخص میشود که کودک با افراد هم سن خود فرق دارد. به علاوه این که رشد سریع جسمانی در کودک دیده میشود اما تناسب ظاهری که در افراد بالغ طبیعی به چشم میآید، در این افراد دیده نمیشود. این در حالی است که تحقیقات نشان دهنده آن است که ۷۵ درصد این قبیل از کودکان از نظر هوشی با افراد هم سن خود تفاوتی ندارند.
سوای نظر از موضوع بلوغ زودرس که شرح و بسط آن مجال مخصوص به خود را طلب می کند؛ عامل تهدید کننده دیگر را می بایست تمرکز امور تربیتی نوجوانان مبتنی بر آموزه های سبک زندگی غیر بومی و وارداتی قلمداد نمود. آموزه هایی که با ابزارهای نوین رسانه ای و بالاخص به واسطه صنعت فیلمسازی در میان جوامع مختلف بسط داده می شوند.
از زمانی که هالیوود با رونمایی از شرلی تمپل (Shirley Temple)، به صورت دختربچه ای با لباس و آرایش زنانه، به حوزه ی الگوسازی برای کودکان و نوجوانان وارد شد، این گروه سنی جایگاه منحصر به فردی جهت پیاده سازی اهداف و برنامه های بلند مدت و آخرین نسخه ی سبک زندگی مد نظر اربابان رسانه پیدا کرد و این در حالی بود که کودکان از یکسو به علت خصوصیات ذاتی شان و از سوی دیگر مبتنی بر آموزش هایی که سینما در طول زمان به آنها داد، پذیرای الگوهای طراحی شده توسط این رسانه بوده و به سهولت می توان نتیجه ی این فرایند اثرگذاری رسانه ای را در کودکان و نوجوانان به شکل تغییر مدل زندگی و تقلید از سبک پوشش، گفتار و رفتار بازیگران و در کل شبیه کردن خود به کاراکترهای مورد علاقه مشاهده کرد.
اثرپذیری بالای کودکان و نوجوانان باعث شد تا صنعت سینما برای نابود کردن و هضم فرهنگ های بومی و تسخیر نرم سایر جوامع در دراز مدت به ابزارعی کارآمد مبدل گردد. ابزار رسانه ای قدرتمندی که که می توانست پیام خود را در قالب موجه سبک زندگی غربی و با تمرکز بر سبک زندگی آمریکایی به جوامع مختلف حقنه نموده و از این مسیر با تمرکز بر دوران نوجوانی، مقدمات فروپاشی فرهنگی و تسلیم شدن کشورهای مختلف را در آینده تمدنی ایشان فراهم کند، کشورهایی که در ظاهر استقلال فیزیکی دارند اما در باطن قلب و فکر جوانان آینده ساز ایشان به تسخیر سبک زندگی غربی درآمده و دچار بی هویتی شده و رسما به مستعمره های فکری و فرهنگی تمدن های بیگانه مبدل شده اند.
مرور کلی سیوسومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به وضوح نشان می دهد که چگونه این دو عامل تهدید کننده در صنعت سینمای ایران غالب گردیده و سینمای کودک و نوجوان را به صورتی کاملا بومی سازی شده در خدمت بسط و گسترش این عوامل تهدید کننده قرار داده است.
بر این اساس تمرکز افراطی تولیدات سینمای کودک و نوجوان بر تصویرسازی های جنسی و ایجاد بسترهای تعلیق در روایت های داستانی این قبیل از تولیدات، حول روابط و تمایلات جنسی دختر و پسری را می بایست یکی از مخرب ترین اقداماتی قلمداد نمود که به تشدید بلوغ زودرس در میان کودکان و نوجوانان منجر گردیده و سبب می شود تا این تهدید شاخص به صورتی کیان برانداز اقدام به سلب آرامش روحی کودک نموده و منشاء ایجاد انواع مشکلات جسمی و روانی در نسل آینده سازان ایران اسلامی گردد.
پس باید توجه داشت که شدت و گستره حضور روابط جنسی و انگاره سازی از روابط عاشقانه میان دختران و پسران، آن هم به عنوان بستر تعلیق درام در عموم آثار و تولیدات سینمایی از آنچنان ظرفیت مخربی برای کودکان و نوجوانان برخوردار است که قطعا اختلال پرخاشگری (Aggression) تنها نمودی بسیار کوچک از بروز آسیب های آن به شمار خواهد آمد و متاسفانه این مهم با تمامی مستندات علمی و پژوهشی خود، امروزه به یکی از مغفول ترین موضوعات در امر سیاست گذاری فیلمهای کودکان و نوجوانان مبدل گردیده است.
بر این اساس غفلت از جوانب تهدید کننده بلوغ زودرس و ندانستن بدیهیات آموزشی مورد نیاز به منظور هدایت بلوغ جسمی و بلوع عقلی و بلوغ اجتماعی در گروه سنی نوجوانان و همچنین نداشتن نگرش تربیتی جامع و متوازن به منظور راهبری این سه گام بالغ شدن از کودکی به جوانی که در دوران نوجوانی رقم می خورد و ... سبب شد تا مخاطب فیلمهای کودکان و نوجوانان در جشنواره سیوسوم با تعداد قابل توجهی از تولیدات مبتذل و به شدت پُر ایرادی مواجه شود. تولیداتی که بعضا با ارتزاق از بودجه عمومی کشور به عنوان دارایی های مردم مسلمان ایران تهیه شود. تولیداتی که برخی متاسفانه از کارکردی کیان برانداز تمدنی برخوردار بوده و رسما به عنوان عامل تهدید کننده عاقبت بخیری آینده سازان ایران اسلامی عمل می نمایند.
کد خبر : ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۳۳ کد خبر : ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰ ۲۰:۳۳ با وجود ۱۳ متولی در حوزه حقوق کودک، اما اطلاعاتی از آن در اختیار ن...