۱۳۹۸ تیر ۲۲, شنبه

شب های بی ستاره کارگران کوچک

شماره 1737
منوی اصلی
اینستاگرامتویتر
۱۳۹۸ چهارشنبه ۱۹ تير - ١:صفحه نخست
گزارش «شهروند» از چند سکونتگاه کودکان کار در تهران که از ابتدایی‌ترین امکانات بهداشتی محرومند
شب‌های بی‌ستاره کارگران کوچک
زهرا جعفرزاده|  کوچه‌ها؛ تو در تو، تنگ و باریک که با تل‌های زباله نشانه‌گذاری شده‌اند. خانه‌ها؛ ‏چهاردیواری‌های چرکین و دودزده با درهای فلزی که هر بار باز و بسته‌شدن‌‌شان با جیغ ممتد در آهنی همراه ‏است. آدم‌ها؛ خسته از زندگی‌های ملال‌آور، وامانده و بی‌حوصله. کودکان؛ یا از سر و کول کوچه‌ها بالا می‌روند، ‏یا تازه از کار خیابان بازگشته‌اند یا گرداگرد سطل‌های زباله مشغول کارند. محله برای پرسه‌زنی‌های آنها به ‏غایت آلوده است. آنها در محله‌شان، در شوش و لب خط و اوراقچی‌‌ها و کوچه پس کوچه‌های اطرافش، بدترین ‏شرایط را دارند. شپش، عفونت‌های پوستی، زرد زخم، عفونت‌های گوش، سوءتغذیه و هپاتیت تنها بخشی از ‏مصایب‌شان است؛ مصایب کودکان کار. آنها شب‌ها، خسته از سختی‌های کار روز، به این محله‌ها برمی‌گردند. ‏ابوالفضل، یکی از آنهاست.‏
    خانه‌تان دستشویی دارد؟
داریم، اما خودت نگاه کن تمیز نیست.‏
    حمام چطور؟‏
حمام که نداریم، باید بریم حموم عمومی.‏
‏    حمام عمومی کجاست؟‏
اونجا. دوره. نزدیک نیست. یک وقتایی هم می‌ریم خونه فامیل.‏
    مریض نمی‌شوید؟ شپش؟ عفونت؟ مریضی پوستی؟
چرا زیاد؛ شپش که خیلی‌ها دارند، مریضی هست دیگه. (می‌خندد)‏
    موش چی؟ ‏
بیشتر خانه‌ها موش دارند، موش‌های بزرگ. ‏
‏ آنها یکی از 5مستاجرِ خانه در هم ریخته عباس آقا هستند. ‏
بوی ادرار با تعفن زباله‌ها که صبح تا بعدازظهر، چندین‌بار زیر هُرم آفتاب تموز، پخته می‌شوند و شیرابه‌شان ‏از لای کیسه‌های پاره، به بیرون می‌خزد، عجین شده و کودکان در همان نزدیکی، سوسکی را دنبال می‌کنند. ‏کوچه‌پس‌کوچه‌های خیابان جهانیان که به لب خط شهره است، پر از این قاب‌هاست. ‏
‏«یکی از شاگردانم از بس سرش را خارانده بود، زخم شده بود. روی گردنش هم ‏برآمدگی عجیبی داشت، حدس زدم شپش دارد، موهایش را که کوتاه کردم، هر لایه‌ای که برمی‌داشتم، شپش می‌دیدم، آن غده روی گردنش هم از همین شپش‌ها بود، هنوز تحت درمان است ‏و خوبِ خوب نشده.»‏
الهه تقی‌زاده یکی از مددکاران خانه علم جمعیت امام‌علی(ع) است و می‌گوید که بیشتر بچه‌هایی که کار ‏می‌کنند یا در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که حمام ندارند و خبری از بهداشت نیست، درگیر شپش‌اند: «ما ‏بچه‌هایی داریم که کار می‌کنند اما شپش ندارند، این جانور بیشتر در میان بچه‌هایی که با هم در ارتباط‌اند، ‏دیده می‌شود، آنها وقتی به خانه می‌روند، حمامی وجود ندارد تا نظافت کنند به همین دلیل احتمال انتقال ‏بیماری بیشتر هم می‌شود.»‏
بیشتر بچه‌های محله کار می‌کنند، آنها یا کارگر کارگاه‌های پرس‌کاری‌اند و به گفته اهالی در شرایط بدی کار ‏می کنند، یا زباله‌گردند یا در محله‌های دیگر گل می‌فروشند؛ اسپند دود می‌کنند، شیشه پاک می‌کنند و...‏‏. دختران پا به پای پسران کار می‌کنند تنها شانسی که می‌آورند گاهی چند کلاس مدرسه رفتن است و بعدش ‏رها می‌کنند، چون قرار است به خانه شوهر بروند. شوهر تنها چند ‌سال از خودشان بزرگتر است. آنهایی که ‏مهاجر خارجی‌اند، شناسنامه ندارند، خیلی از آنهایی هم که مهاجر ایرانی‌اند، بی‌شناسنامه‌اند.
اسم قدیم محله کوهگچی است، عباس آقا، از همان وقت‌ها، به حمام عمومی سر خیابان‌شان عادت داشت، ‏خانه یک دستشویی داشت که خدابیامرز همسرش، یک دوش هم به آن اضافه کرده و شده بود حمام؛ اما ‏خودش بیرون را ترجیح می‌داد. حمام زنانه و مردانه داشت؛ درِ سمت راست زنانه بود و سمت چپ مردانه. تا ‏همین چند‌ سال پیش هم نفری 4، 5‌هزار تومان پول می‌دانند و حمام می‌کردند، حالا ولی از آن حمام، یک ‏خرابه مانده که درش غل‌و زنجیرشده و از لای نرده‌های زنگ‌زده، یک عالم آشغال خودنمایی می‌کند: «پول ‏آبش زیاد شد، تعطیل کرد». مرتضی 17 ساله، پسر عباس است، از وقتی با سحر، دختر فامیل دورشان که ‏فقط 15‌سال دارد، نامزد کرده، بیشتر وقت‌ها خانه مادرزن‌اش است. آنها چند کوچه بالاترند و حمام و ‏دستشویی‌شان به راه است. خانه پدری مرتضی، نمور است و کثیف و چرکین که حالا چند روزی است دو ‏موش هم میهمان‌شان شده و دم به تله نمی‌دهند.‏
‏«قدیم‌ مردم حمام نداشتند، اما مرتب حمام بیرون می‌رفتند، روی سرشان حنا می‌گذاشتند، حالا ‏ولی این‌طور نیست، الان شپش خیلی زیاد شده، یک شامپوهایی هست از مشهد می‌آورند که شپش را می‌کشد.»
عباس آقا هر هفته خانه یکی از فامیل‌ می‌رود برای حمام.‏
‏«از وقتی همه چیز گران شد، قیمت حمام‌ هم بالا رفت، اگر مردم قبلا ماهی یک‌بار می‌رفتند ‏حمام، حالا دو ماه یک‌بار می‌روند. هزینه اضافی شده.» ‏
اهالی هنوز خاطرشان هست یک روز گروهی به محله آمدند و همه را مجانی بردند ‏حمام. عباس‌آقا می‌گوید آن روز، روز جشن محله بود، همه از سر و کول اتوبوس بالا می‌رفتند. یک‌بار ‏بیشتر نبود، دیگر نیامدند. خانه‌هایی که بازسازی شده‌اند، حمام دارند، قدیمی‌ها اما به سبک قدیم، بی‌حمام ‏مانده‌اند.‏
پنجره را که باز می‌کنند، بوی تعفن از سطل زباله و کیسه‌های اطرافش بالا می‌آید، زیر بیشتر پنجره‌ها، تلی از ‏زباله است و ابعادش به چند متر هم می‌رسد، اهالی می‌گویند شهرداری منطقه 15 باید زباله‌ها را جمع کند، ‏هر شب ماموران شهرداری می‌آیند اما زباله‌ها تمامی ندارد. کنار هر سطل، کودکی آویزان شده،  هر روز ‏تعداد زباله‌گردها بیشتر می‌شود؛ موضوعی که فعالان اجتماعی آن منطقه را متعجب کرده، این محله زباله‌‌گرد نداشت، اما حالا دارد و همه نگران شیوع بیماری‌ها هستند.‏
‏«مهدیه» کلاس چهارم است، آنها هم یکی از مستاجران خانه‌ سه طبقه بی‌بی است، بی‌بی مادر عباس آقاست ‏که آن روز در اتاقش را قفل کرده و به خانه یکی از اقوام رفته. اتاق خانواده مهدیه زیرزمین است: «هر طبقه ‏برای ساکنان آن طبقه دستشویی دارد، اما حمام نه. هر کس بخواهد می‌رود حمام عمومی.» یک حمام سر ‏کوچه بود که تعطیل شده، یک حمام در خیابان افضلی‌پور است و یکی هم خیابان منصور که خیلی هم به ‏محله دور است و باید سوار ماشین شد. حمامی که مهدیه و خانواده‌اش می‌روند همان منصور است، نفری 15 ‏هزار تومان پول می‌دهند، یعنی خانواده چهار نفره برای هر بار حمام کردن، باید 60‌هزار تومان هزینه‌کنند که ‏ماهی می‌شود 240‌هزار تومان. اینقدرها هم پول ندارند پای حمام کردن بگذارند.  ‏
بیشتر مستاجران اهل شهرهای دیگرند و طبقه بالا که اتاق‌های زهوار دررفته‌تری دارد، در قرق معتادان است. ‏دستشویی طبقه بالا، در هم ندارد. یکی از مستاجران در اوج نشئگی روی بساطش دولا شده و  بی‌حرکت ‏مانده. آنها اتاق‌ها را روزانه کرایه کرده‌اند. اجاره ماهانه بدون پول پیش 250‌هزار تومان است.
محله، خانه کودکان کار است، بیشتر مهاجر ایرانی و گروهی هم افغان‌اند. کودکان را همه جای این محله می‌شود دید که یا سر در زباله‌ها کرده‌اند یا درحال جابه‌جایی ‏گونی‌های سفیدند، همان تصویر همیشگی و آشنا برای پایتخت‌نشین‌ها؛ تصویر بچه‌های زباله گرد. ‏
کوچه افضلی‌پور، یک گرمابه دارد؛ گرمابه مهدی که محمد آقا هر روز ساعت 30:  7صبح درش را باز می‌کند. ‏یک حوله کنار آن آویزان می‌کند، یعنی شروع کار است و رأس ساعت
8:30 شب، در آهنی سفید را قفل ‏می‌زند. اتحادیه گرمابه‌داران، نرخ امسال را 18‌هزار تومان اعلام کرده. محمدآقا اما از اهالی 10‌هزار تومان ‏می‌گیرد. نگران مشتری‌هایش است که اگر گران شود، دیگر پیدایشان نشود و وقتی نیایند، خاطره چند‌سال ‏پیش شیوع زخم زرد تکرار ‌شود. گرمابه 9 دوش دارد که 4 تای آن برای زنان است و 5 تا برای مردان. ‏ماهانه بیشتر از یک‌میلیون تومان پول آب می‌آید و حدود 800‌هزار تومان پول گاز. گرمابه مال آقای ‏مخملباف است و آقا محمد 12‌سال است این‌جا به مشتری‌ها نوبت می‌دهد. ‏
‏    مشتری‌ها بیشتر چه کسانی‌اند؟
همه هستند، اما بیشتر بچه‌های کار، افغان‌ها و کلا کارگران‌اند. ‏
    روزی چند نفر می‌آیند؟
15، 20 نفری می‌آیند. روزهای تعطیل بیشتر می‌شوند.‏
‏    هنوز مثل قبل است؟‏
نه قطعا. وقتی گران می‌شود، مردم کمتر می‌آیند. مثلا اگر قبلا هفته‌ای یک بار می‌آمدند، حالا دو هفته یک ‏بار می‌آیند. ‏
«کوره» و «کانال»؛ سکونت‌گاه کودکان کار بلوچ
جای عجیبی است محله؛ خاک و خانه‌های گِلی کج و نامیزان که بی‌قاعده‌ از روی زمین بلند شده‌اند. آلونک‌ها، کنار یا دور از هم ساخته شده‌اند، میان‌شان نه کوچه‌ای است، نه خیابانی. محله روی بخشی از تپه خاکی که حتی پیاده رفتن از رویش هم سخت است و ناهموار، بالا رفته. اهالی هر قدمی که برمی‌دارند، گردوخاکی به هوا بلند می‌شود. «کوره» در شهرری، جای عجیبی است؛ جای بچه‌هایی که خود و خانواده‌هایشان کارگرند. کارگران بلوچ.
    اینجا چه خبر است؟
خیلی خبرها، پر از موش و سوسک است. موش‌ها و سوسک‌ها با ما زندگی می‌کنند، خیلی راحت وارد خانه‌مان می‌شوند و از در و دیوار بالا می‌روند. مار هم داریم.
    مار؟
آره، ما هفته‌ای یک مار می‌کُشیم. حالا هم که تابستان شده و هوا گرم است، بیشتر شده‌اند. حشره‌ها هم خیلی زیادند. از گرما، داخل خانه نمی‌توانیم بمانیم.
«علی»، بلوچ است، مثل تمام اهالی «کوره»،  6 سال پیش وقتی وارد خانه ایرانی جمعیت امام علی(ع) شد،  فارسی را به این خوبی نمی‌دانست. حالا 15 ساله است.
40‌سال پیش، بلوچ‌های مهاجر وقتی آلونک‌ها را ساختند، تنها دنبال سرپناه بودند؛ سرپناه، یک سقف بود و 4 دیوار که با کاهگل روی هم سوار شدند. نه از توالت خبری بود، نه حمام و نه حتی آشپزخانه. دستشویی، یک دشت وسیع  و خاکی بود و حمام هر جایی که می‌‌شد آبی ریخت و آشپزخانه، گوشه‌ای کنار همان اتاق تنگ و تاریک، با یک گاز پیک‌نیک و چند ظرف. بلوچ‌های کوچک مهاجر که خیلی‌هایشان را پشت چراغ قرمز، لابه‌لای جمعیت کوچه‌بازار و در میان واگن‌های سرد و بی‌روح واگن‌‌های مترو دیده‌ایم، از همین محله می‌آیند؛ از کوره. کوره شهرری.
    کجا دستشویی می‌روید؟
ما که بیابان. بقیه می‌روند داخل اتاقی که برای دستشویی درست کرده‌ایم.
    حمام را چه می‌کنید؟
یک جایی هست شبیه اتاق. از بیرون با حلبی روی آتش آب داغ می‌کنیم، می‌آوریم داخل اتاق و آن‌جا حمام می‌کنیم، خیلی وقت‌ها هم می‌آییم خانه علم جمعیت امام علی(ع). آن‌جا  دوش دارد.
«دیروز یک مار کشتیم، هر هفته یک مار می‌کشیم، موش هم داریم، وسایل ما را می‌خورد، بینی دخترعمویم را موش گاز گرفت، جایش مانده. از ترس این موش‌ها، چند شب نتوانستم بخوابم. پشه‌ها هم زیادند، اصلا نمی‌توانیم بخوابیم. اتاق‌ها گرم است، بیرون می‌خوابیم حشره‌ها اذیت می‌کنند.»
«علی» از این شرایط کلافه شده، می‌گوید دوست دارد تمام این خانه‌ها را خراب کند و دوباره بسازد. او عکاسی و فیلمبرداری می‌کند: «الان که درس می‌خوانیم خیلی چیزها یاد گرفته‌ایم و به پدر و مادرمان می‌گوییم.» محمد پسرخاله‌اش است، سقف خانه‌شان، همین چند ماه پیش از شدت باران لغزید و روی سر 5 بچه خراب شد، 3 نفر نجات پیدا کردند و 2 نفر جان دادند. برادران محمد بودند. مادر هنوز عزادار است: «یک حلبی فلزی داریم، پرِ آب می‌کنیم، روی آتش داغ می‌کنیم و می‌ریزیم سرمان.»
جنگل موهای تیره با قهوه‌ای چشمانش، صورت آفتاب سوخته‌اش را دل‌نشین‌تر کرده: «ما شپش نداریم، همسایه‌ها دارند. اما کلا خیلی عادی است اگر داشته باشند. معمولا هم دارند.» کودکان اغلب بیمارند، سر و پوست و بدن‌شان از حشره و آب آلوده و گرما عفونت دارد: «این‌جا چند خانواده با هم از یک حمام و دستشویی استفاده می‌کنند. هر خانه دستشویی و حمام ندارد.»
«زهرا پیمان» مسئول کمیته شناسایی خانه ایرانی شهرری جمعیت امام علی(ع) است و ششمین سالی است که با این بچه‌ها سروکار دارد، می‌گوید که اغلب این بچه‌ها بلوچ‌های پاکستان‌اند و در محله کوره عباس‌آباد و کانال زندگی می‌کنند، صبح‌ها کار می‌کنند و شب همه مسیرشان به جاده نظامی شهرری ختم می‌شود، کنار برج‌های سربه‌فلک‌کشیده که روزی کوره آجرپزی بودند و 40‌سال است دودی از آن بلند نشده، همین هم شده تا این‌جا به کوره شناخته شود. اهالی کنار همین کوره‌های خاموش زیر سقف آسمان طلوع را می‌بینند. کوره 200نفر جمعیت دارد؛ جمعیتی بدون یک برگه هویتی. بالاتر «کانال» است؛ کانال آب که اطرافش، خانه‌هایی روییده. آن‌جا بیشتر زمین‌های کشاورزی است که کنارشان آلونک‌هایی ساخته شده. آلونک‌های کانال، شباهت بیشتری با خانه دارند. آن‌جا بعضی خانه‌ها حمام هم دارند. سرجمع 35 خانواده در محله کانال زندگی می‌کنند که بیشتر کشاورزند و سبزی کاری می‌کنند؛ شلغم و بامیه و ... تعدادی هم نگهبان کارخانه‌هایند. از آنجا تا قلعه گبری یا همان شهرک علائین، یک ساعتی پیاده راه است. خانه علم در شهرک علائین است.
«بچه‌های این‌جا اغلب لباس زیر تن‌شان نمی‌کنند، اصولا در فرهنگ‌شان چنین چیزی وجود ندارد، ما ولی درحال فرهنگسازی هستیم، بهشان لباس زیر می‌دهیم. خانه‌هایشان حمام ندارد، اگر هم داشته باشد خیلی وضع بدی دارد و مدل حمام کردن‌شان فرق می‌کند. ما این‌جا در خانه علم، حمام داریم. یک روز هم مخصوص حمام کردن است.»
زهرا پیمان توضیح می‌دهد: «فرهنگ بلوچ‌ها با بقیه متفاوت است، ما آنها را از روی لباس‌هایشان سرچهارراه‌ها شناسایی می‌کنیم و می‌رویم سراغ‌شان. خیلی آسیب دارند، همین که جزو اتباع به شمار می‌روند و هیچ هویت رسمی ندارند، آنها را آسیب‌دیده می‌کند. آنها به دلیل همین موضوع کنار گذاشته می‌شوند و این پذیرفته نشدن، مشکل ایجاد می‌کند.» کودکان کار، سر چهارراه‌ها، بلا زیاد سرشان می‌آید. فعالان اجتماعی در این منطقه، خبرهای وحشتناکی از تعرض و دزدیده شدن کودکان می‌شنوند: «خیلی صحبت می‌شود که این بچه‌ها اعضای باند هستند. من که تا به حال ندیدم باندی در کار باشد.»
«دختران آسیب‌پذیرتر از پسرانند، آنها به دلیل عادت ماهانه در معرض بیماری‌های بیشتری قرار می‌گیرند. موهایشان بلند است و شپش دست از سرشان بر نمی‌دارد. در فرهنگ‌شان این‌طور نیست که موهای بلند دختران را کوتاه کنند. آنها آب به اندازه کافی ندارند، آبی هم که هست، آلوده است.»
دختران به صف ایستاده‌اند، فاصله سنی‌شان شاید یک‌سال و دو‌سال باشد. هر 8نفرشان فرزند یک زن 35‌ ساله‌اند. گوش‌ دختران پر از نخ و گوشواره‌های فلزی است، از بالا تا پایین. موها از روغنی که روی آن گذاشته‌اند، براق است، این‌جا رسم اینطور است. لباس‌ها سنتی بلوچ است، رنگ به رنگ، آبی و سبز و قرمز. سر ظهر است و همهمه. صدای جیغ بچه‌ها  و بلند بلند حرف زدن بزرگ‌ها. فارسی را خوب نمی‌دانند. آنها سه چهار روز یک بار حمام می‌روند و با دست، دبه‌های خالی را نشان می‌دهند.
کودکان بیمار شناسایی می‌شوند
خانه علم جمعیت امام علی(ع)، حمام دارد، بچه‌هایی که حمام ندارند و پول حمام بیرون ندارند، در همین خانه ‏حمام می‌کنند:   «وقتی ببینیم بچه‌ها شپش گرفته‌اند یا چند وقتی است حمام نرفته‌اند، یک روز خاص را برای ‏حمام کردن در نظر می‌گیریم و همه‌شان را حمام می‌کنیم، بعدش با شانه شپش‌ها را بیرون ‏می‌آوریم.» سوسن مازیارفر، مسئول خانه علم لب خط جمعیت امام علی(ع) است و نگران سلامتی بچه‌ها. تیم ‏بهداشت هر چند وقت یک بار به خانه علم می‌آید و ماجرای آمدنش به گوش اهالی می‌رسد. ‏
آنها تلاش زیادی کرده‌اند تا برای بچه‌ها حمام عمومی ساخته شود، اما بی‌فایده بود. مازیارفر، از فعالیت ‏تیم‌های درمانی که برای شناسایی بیماری‌ها به منطقه می‌آید، خبر می‌دهد؛ تیم‌هایی که موارد حاد بهداشتی ‏کودکان را خارج از نوبت پیگیری می‌کنند. زردزخم، هپاتیت‌آ، سوء تغذیه‌های شدید، کمبود ویتامین، فقر ‏آهن، عفونت‌های مختلف و مشکلات پوستی، بیماری‌هایی است که اغلب این بچه‌ها با آن درگیرند. به گفته او، ‏موردی مثل شپش جزو موارد حاد به شمار نمی‌رود و با آموزش و در اختیار قرار دادن شامپو، مشکل حل ‏می‌شود. ‏
وقتی بیماری‌هایی مثل شپش شایع می‌شود، بسیج می‌شوند، کار را تعطیل و شروع می‌کنند به ‏شپش‌زدایی، اما مشکل تنها آن کودک نیست. خانه و خانواده او هم آلوده‌اند و در خانه امکانات بهداشتی ‏ندارند:  «مادر می‌گوید، اگر روی سرمان چیزی نباشد، حوصله‌مان سر می‌رود.» آنها تجربه شایع شدن زرد زخم ‏را در میان کودکان داشته‌اند، آن هم در میان قومیت‌های مختلف. حالا دوباره نشانه‌هایی از آن را دیده‌اند. مشکل ‏دیگر، اما عفونت‌های گوش این کودکان است، آن‌قدر که منجر به از بین رفتن شنوایی‌ و پاره شدن گوش‌شان ‏می‌شود:  «مشکل شنوایی و عفونت گوش اپیدمی شده، الان در هر خانه علم، حداقل 10 مورد عفونت گوش ‏دیده می‌شود. یکی از دلایل مشکلات گفتاری بچه‌ها هم همین عفونت‌‌های گوشی است. آنها به دلیل عفونت، ‏شنوایی‌شان ضعیف می‌شود و در ادامه هم نمی‌توانند خوب حرف بزنند.»

کاهش موارد کودک آزاری در رفسنجان

موارد کودک آزاری در رفسنجان کاهش یافته است
رفسنجان - رئیس اداره بهزیستی رفسنجان گفت: موارد کودک آزاری در رفسنجان نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
به گزارش خبرنگار مهر، محمود حیدری چهارشنبه شب در نشست خبری به مناسبت هفته بهزیستی اظهار داشت: هفته بهزیستی از ۲۲ تا ۲۸ تیر ماه است و ۲۵ تیرماه روز ویژه بهزیستی است که باید شرح وظایف و توان خود را برای جامعه هدف به منصه ظهور بگذاریم.
وی شعار هفته بهزیستی را «بهزیستن در گام دوم، شفافیت، توانمند سازی و ارتقا سلامت اجتماعی» اعلام کرد و افزود: بهزیستی با چند هدف کمک به خانواده های بی سرپرست و بد سرپرست، دختران فراری، زنان آسیب دیده، کودک آزاری و همسرآزاری، سالمند آزاری و بحث هایی که خانواده ها را دچار تزلزل می کند تشکیل شد و در کنار آن بحث توانمندسازی معلولین و خدمت رسانی به آنان شکل گرفت.
وی بیان کرد: در بحث اورژانس اجتماعی مداخلات در بحران ها با همکاری واحد مددکاری اورژانس انجام شده و ساماندهی می شود و در کنار آن برخی آموزش ها نیز وجود دارد.
حیدری با بیان اینکه وظیفه بهزیستی تامین مسکن نیست بلکه وظیفه روان سازی روند کار را برای مددجویان داریم، یادآور شد: امسال جامعه هدف ما بسته به فعالیت های سازمان سنجیده می شود و در کنار آن نیاز به مشارکت های مردمی و فکری داریم.
رئیس اداره بهزیستی رفسنجان با بیان اینکه آمار کودک آزاری نسبت به سال گذشته کاهش یافته است، تصریح کرد: سال گذشته یک بحران جدی در این مورد داشتیم اما از ابتدای سال ۹۸ نزیک به پنج یا شش مورد کودک آزاری داشتیم که نیاز به مداخله داشته و ساماندهی شده اند بدین صورت که اگر عدم صلاحیت خانواده تایید شد کودک از خانواده جدا می شود و تا زمانی که دستور مراجع قضایی دال بر سلامت روان خانواده نباشد کودک به خانواده بازگردانده نمی شود.
حیدری با اشاره به حوزه توانبخشی بهزیستی عنوان کرد: این حوزه ویژه معلولان است که به آنها خدمات مستمر، غیر مستمر و حمایتی ارائه می شود. خدمات مستمر مانند بخش اجتماعی حقوق مستمری به فرد معلول واجد شرایط داده می شود و خدمات غیر مستمر همان خدمات شهروندی کلینیکی است که به معلولان داده می شود.
وی با اشاره به اینکه از هر ۱۰۰۰ نفر یک نفر معلول داریم که اصلاً خوب نیست و هزینه بسیار بالایی برای خانواده و جامعه دارد، یادآور شد: بهزیستی در این خصوص آموزش ها، آزمایشات ژنتیک و مشاوره ها را دارد.
رئیس اداره بهزیستی رفسنجان در ادامه ابراز داشت: بحث پرسشگری را از مدارس شروع کردیم و آموزش های مقدماتی را به دانش آموزان ۱۶ و ۱۷ ساله می دهیم و بعد دانش آموزان پرسشنامه ها را تکمیل کرده و در مرحله بعد به خانواده ها مشاوره داده می شود.
حیدری خاطرنشان کرد: در سال گذشته ۷۰۰ نفر در بحث فرزند پروری، ۳۰۰ نفر در آموزش های پیش از ازدواج و ۸۰۰ نفر در بحث مهارت های زندگی آموزش انجام شد.
رئیس اداره بهزیستی رفسنجان با اشاره به بیماری تنبلی چشم کودکان گفت: این طرح در ماه های آبان و آذر هرساله اجرا می شود و امسال جامعه هدف ما ۱۶ هزار نفر از کودکان سه تا شش ساله هستند که هر ساله نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ نفر این بیماری را دارند اگر کودک به مدت چهار هفته درمان نشد در سن بالاتر نابینا می شود.
حیدری با اشاره به این مطلب که در رفسنجان ۷ مرکز و دفتر مشاوره ای وجود دارد که با تعرفه های دولتی خدمات ارائه می دهند، افزود: در رفسنجان سه مرکز اقامت میان مدتی برای افراد معتاد بالای ۱۸ سال وجود دارد و در سن زیر ۱۸ سال این افراد تحت نظر دارویی قرار می گیرند. افراد به صورت خودمعرف به این مراکز مراجعه کرده و از ۲۱ روز تا یکماه تحت درمان قرار می گیرند.
کد خبر 4663813

فریاد بی صدای کودکانه

کد خبر: ۲۴۷۲۶۱۶
تاریخ انتشار: ۲۰ تير ۱۳۹۸ - ۱۲:۵۵
گزارش مکتوب

فریاد بی صدای کودکانه

بدترین نوع کار کودک کاری است که به سلامتی، ایمنی یا اخلاقیات کودکان زیان می رساند، اما خیرانی هستند که این کودکان را سر و سامان داده اند.
به گزارش خبرگزاری صداوسیما براساس بند چهارم ماده سوم قانون "ممنوعیت بدترین اشکال کار کودک" مصوب هشتم آبان ١٣٨٠ فریاد بی صدای کودکانهمجلس، بدترین نوع کار کودک شامل کاری است که به دلیل ماهیت آن یا شرایطی که در آن انجام می‌شود، به سلامتی، ایمنی یا اخلاقیات کودکان زیان می‌رساند.
کافی است در محل نگهداری زباله‌های شهر، گشت کوتاهی بزنید تا زندگی کودکان و نوجوانان شش تا ۱۸ ساله کیسه بدوش را ببینید که چگونه زیر تیغ آفتاب، قد خم کرده و به کام آنان که سودای طلای کثیف در سر دارند، لقمه‌ای نان به کف می‌آورند.
 زندگی این کودکان زباله گرد شبیه زندگی کودکان عادی نیست، آن‌ها در کارکرد ۱۹ساعته روزانه خود۶۰ کیلوگرم زباله جمع‌آوری می‌کنند و ماهانه ۳۰۰ تا  ۴۰۰ هزار تومان درآمد دارند.
افزایش قیمت پسماند‌های خشک و مشارکت ضعیف مردم در تفکیک زباله، شاید دلیلی باشد برای افزایش و رشد قارچ گونه زباله گردی در خراسان شمالی.
 
نقطه آغاز
فریاد بی صدای کودکانهیک سال قبل با یک شهروند دغدغه‌مند در همین زمینه آشنا شدم.
کارشناس فرهنگی اداره کل کتابخانه‌های عمومی خراسان شمالی همان شهروندی است که با قدم گذاشتن به پشت خاکریز‌های زباله می‌گوید: این صحنه‌ها را بسیار می‌دیدم، اما اصلا باورپذیر نبود که چرا باید رویا‌های کودکانه این گونه تعبیر شود؟
مهدی جنتی می‌افزاید: همیشه به این فکر می‌کردم که چگونه می‌توان به این بچه‌ها کمک و حال دلشان را بهتر کرد؛ باید همنشینشان می‌شدم.
پیشنهاد کردم با هم به منزل چند کودک کار برویم.
اعتیاد، سرقت و خشونت؛ مهم‌ترین آسیب‌های حاشیه نشینی در شهر‌ها
مهدی جنتی یک شب را مهمان محمود، ناصر و سعید شد، کودکان زباله گردی که در خیابان ناظرآباد- از خیابان‌های حاشیه شهر- زندگی می‌کنند.
سمت چپ کوچه، زمینی خالی است که سال‌ها پیش، محمود، قصر آرزوهایش را آنجا ساخته  بود.
 آن شب را تنها با فرش کردن چند تکه کارتن  برزمین سحر کردند. محمود از پدر و مادرش می‌گفت: بعد از فوت مادرم و زندانی شدن فریاد بی صدای کودکانهپدر، پرسه زدن در کوچه پس کوچه‌های شهر و جمع آوری زباله، پیشه ام شده است.  
ناصر گفت:: درآمدی که به دست می‌آوریم را خرج تهیه مواد مخدر می‌کنم.
آقای جنتی آن شب را با آنان صبح کرد و توانست نازهایشان را بشناسد و درصدد رفع آن‌ها برآمد.
فردای آن روز با من تماس گرفت و گفت:: این موضوع را حل می‌کنم و نتیجه اش را به شما اعلام می‌کنم.
 
دیداری دوباره
بعد از حدود یک سال به سراغ آقای جنتی رفتم.
او که حالا توانسته بود در مسیر خیرخواهی هایش قدم‌های بزرگی را بردارد از تلاش هایش در این مدت گفت:: به دنبال چاره‌ای برای حل این معضلات بودم، اما به تنهایی، واقعا کار سختی بود. این شدکه فریاد بی صدای کودکانهاز دوستانم محمد حسن زاده و علی رحیمی، که فارغ التحصیل رشته‌ی جامعه شناسی و روانشناسی هستند کمک گرفتم و کار را آغاز کردیم.
با محمد حسن زاده هم کلام شدم. او می‌گوید:  ابتدا آقای جنتی، ایده توانمندسازی خانواده‌های نیازمند را مطرح کرد و از آنجا که این ایده، برای من و علی جالب بود، همقدمش شدیم.
در قدم اول با کمک این خیران، سعید به جمع دوستانش در مدرسه بازگشت و هزینه تحصیلش داده شد. در کنار آن هم برخی از نیاز‌های ورزشی اش را هم حل کردیم. با شناخت توانمندی‌های مادر سعید در حرفه خیاطی یک چرخ خیاطی برایش خریداری شد.
 مادر سعید می‌گوید: سه سالی است که پدر سعید، زندانی و محکوم به حبس ابد شده. با چرخ خیاطی که آقای جنتی و دوستانش برایم خریدند، در همین مدت کوتاه چرخ زندگی را می‌چرخانم و سعید هم به درس هایش می‌رسد.فریاد بی صدای کودکانه
 
فراتر از یک رویا
آقای جنتی دعوتم کرد امروز همراهشان شوم.
صبح دوشنبه  ۱۲ تیر ۹۸ است، میهمان ناصر ۱۱ ساله شدیم در انتهای خیابان جوادیه بجنورد.
پدر و مادر ناصر می‌گویند قبل از آشنایی با آقای جنتی و دوستانش،   هر دو آلوده به مصرف مواد صنعتی بودند.
آقای رحیمی می‌گوید: بعد از آشنایی با خانواده ناصر و معرفی پدر و مادرش به کلینیک ترک اعتیاد، از استعداد فوق العاده ناصر در ورزش تکواندو با خبر شدیم.
پدر ناصر می‌گوید: من و همسرم قبل از ترک اعتیاد،   تنها فکر و ذکرمان، مصرف مواد بود و بس، اصلا از زندگی و بچه چیزی نمی‌فهمیدیم، اما امروز شاهد موفقیت‌های پسرمان ناصر هستیم.
ناصر که حالا یکی از بنام‌ترین ورزشکاران  نوجوان خراسان شمالی و دارنده مدال قهرمانی است، می‌گوید: با شرایط نامساعدی که فریاد بی صدای کودکانهداشتم هیچ گاه فکرش را نمی‌کردم که در میادین ورزشی بتوانم قهرمان کشوری شوم.
مهدی جنتی، محمد حسن زاده و علی رحیمی در یکسال گذشته با کمک به ۱۶ خانواده‌ی آسیب دیده و البته با کمک خودجوش خیّران، توانستند آن‌ها را به جاده‌ی زندگی بازگردانند.
اسماعیل قربانی مدیرکل بهزیستی خراسان شمالی در خصوص کار این سه جوان می‌گوید: تجربه نشان داده که وجود و فعالیت مشارکتی چنین گروه‌ها و افرادی، در واقع توسعه و برنامه ریزی از پایین به بالا  را نشان می‌دهد و یقینا می‌تواند در زمینه توسعه‌ی اجتماعی موثر باشد.فریاد بی صدای کودکانه
این تیم خیران محلی که وابستگی به جایی هم ندارند شناخت آسیب‌های اجتماعی را در رفع آن موثر می‌دانند و می‌گویند: فرهنگ سازی می‌تواند خانواده‌ها را از آسیب هایی، چون کار کودکان، مواد مخدر، اعتیاد، سرقت و خشونت دور کند.
در بین درمان شدگانی که با تلاش آقای جنتی به جامعه بازگشتند در همین یک سال ۵ نفر به جمع خیران پیوستند و حالا با درکی که از شرایط هم نوعانشان دارند تلاش می‌کنند آنان را هم به جامعه بازگردانند و از آسیب‌های اجتماعی دور کنند.
آقای جنتی قوانین محدود کننده  و ساختار معیوب اجتماع را از مشکلاتی عنوان می‌کند که در این مدت برایش مشکلاتی را ایجاد کرده است.
در دومین جلسه شورای پیشگیری از وقوع جرم خراسان شمالی در سال ۱۳۹۸  حجت الاسلام جعفری رئیس کل دادگستری استان با تشریح مبانی قانونی، جایگاه و وظایف قوه قضائیه در اصل ۱۵۶ قانون اساسی خاطرنشان کرد: به همه دادستان‌ها و مدیران قضائی ابلاغ شده، در تمامی سطوح با همه دستگاه‌های ذی ربط در رابطه با انجام وظایفشان در حوزه آسیب‌های اجتماعی مکاتبه شود، چرا که حجم قابل توجهی از علل افزایش ورودی پرونده به دستگاه قضائی به ضعف عملکردی و نظارتی برخی دستگاه‌ها بر می‌گردد که به درستی به وظایف قانونی و نظارتی خود در حوزه پیشگیری از وقوع جرم عمل نمی‌کنند.
فریاد بی صدای کودکانهبا این اوصاف آیا راه برای فعالیت بهتر افرادی، چون آقای جنتی هموارتر می‌شود؟ و یا گام‌های محکم او آرام آرام برداشته می‌شود؟ گام‌هایی که فریاد بی صدای کودکانه را نجوا می‌کند.
 
نویسنده : سمانه اکبرزاده
 

رها کردن نوزاد در خیابان به علت مشکلات اقتصادی خانواده ها

کد خبر ۶۷۸۲۰۴
تاریخ انتشار: ۱۴:۵۶ - ۲۰ تير ۱۳۹۸ - 11 July 2019
مأموران پلیس شب گذشته یک نوزاد پنج ماه را که در داخل کالسکه‌ای در شهرک غرب تهران رها شده، پیدا کردند.

به گزارش ایسنا، حوالی ساعت ۲۲:۳، چهارشنبه شب در تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ اعلام شد که نوزادی پنج ماهه در یک کالسکه مقابل مسجدی در خیابان فرحزادی رها شده و هیچ اثری از خانواده وی نیست.

با دریافت این گزارش مأموران کلانتری شهرک غرب به محل اعزام شده و تحقیقات خود را آغاز کردند که در جریان آن مشخص شد هیچ موردی مفقودی نوزاد به پلیس گزارش نشده است. همچنین در کنار نوزاد ظرف شیرخشکی نیز قرار داشت که همین موضوع احتمال رها شدن او را بیشتر می‌کرد.

مرکز اطلاع رسانی پلیس پیشگیری تهران بزرگ با تأیید این خبر اعلام کرد که هماهنگی‌های لازم با بهزیستی استان تهران انجام شد و این نوزاد پسر پنج ماهه پس از انتقال به کلانتری در اختیار عوامل بهزیستی قرار گرفت.

اعدام ۱۱۰ نفر در ایران که تعدادی از آنها کودک بوده اند

شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸ تهران ۱۶:۵۷

در شش ماه گذشته «۱۱۰نفر در ایران اعدام شده‌اند»

۱۲/تیر/۱۳۹۸
سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید، شمار اعدام‌های ثبت‌شده در ایران در سال ۲۰۱۸دست‌کم ۲۵۳ مورد بوده است.
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که در شش ماه اول سال ۲۰۱۹، حداقل ۱۱۰ نفر در زندان‌های ایران یا در ملاءعام اعدام شده‌اند.
بر اساس گزارش این سازمان، دو نوجوان هم از جمله این اعدام شدگان بودند. حکم این دو نوجوان در زندان مرکزی شیراز اجرا شد که واکنش های بین المللی را نیز در پی داشت.
مهدی سهرابی‌فر و امین صداقت، که هر دو ۱۷ ساله بودند، اوایل اردیبهشت اعدام شدند. پس از اجرای حکم اعدام، بر اجساد این دو نوجوان آثار شلاق دیده شد که حکایت از آن داشت که پیش از دار زدن آن دو، شلاق خورده بودند.
ایران همراه با عربستان سعودی، یمن و پاکستان تنها کشورهایی هستند که اقدام به اعدام «مجرمانی» می‌کنند که در سنین زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده‌اند اما شمار این گونه اعدام‌ها در ایران بیش از بقیه است.
به گفته محمود امیری مقدم، سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران: «در پنج سال گذشته، قریب به ۴۰ کودک‌مجرم در ایران اعدام شده‌اند که اکثر آنها در هنگام ارتکاب جرم بین ۱۵ تا ۱۸ سال سن داشتند و ایران بزرگ‌ترین اعدام‌کننده کودکان در جهان است».
میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، بارها این اقدامات را محکوم کرده و گفته است، اعدام نوجوانان و کودکان بر اساس قوانین بین المللی ممنوع است.
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران، از مجموع ۱۱۰ اعدام، ۸ اعدام در ملا‌ءعلام اجرا شده است. در هنگام اجرای این احکام، کودکان نیز به عنوان تماشاگر حضور داشته‌اند.
بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی مانند سازمان عفو بین‌الملل، شمار اعدام‌های ثبت‌شده در ایران در سال ۲۰۱۸دست‌کم ۲۵۳ مورد بوده است.
این تعداد اعدام نسبت به سال ۲۰۱۷ که ۵۰۷ نفر در ایران اعدام شدند، کاهش چشمگیری داشت. کاهش تعداد اعدامی‌ها در ایران پس از تعدیل مجازات‌های مربوط به مواد مخدر، صورت گرفت.

فروش کودک نوزاد در ایران


کد خبر: ۵۹۷۵۶۰
تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۹۸ - ۱۵:۴۸
فرمانده یگان انتظامی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور از دستگیری مردی خبر داد که قصد داشت با پرداخت مبلغ هفت میلیون تومان نوزادی را بخرد.
آفتاب‌‌نیوز :
اواخر هفته گذشته زن جوانی در یکی از بیمارستانهای جنوب تهران زایمان کرد و این در حالی بود که هیچ یک از اعضای خانواده زن جوان به بیمارستان مراجعه نکرده بود.
فرزند این زن به خاطر اعتیاد مادرش در شرایط سختی بود که به قسمت مراقبتهای ویژه منتقل شد.
در ادامه، مردی با در دست داشتن یک دفترچه بیمه برای پرداخت هزینه بیمارستان و کارهای ترخیص به بیمارستان مراجعه کرد.
بخش اداری بیمارستان متوجه جعلی بودن دفترچه بیمه شد و بررسی‌ها نشان داد مادر نوزاد از بیمارستان خارج شده و مرد جوان با جعل و جایگزین کردن عکس مادر نوزاد به جای صاحب دفترچه قصد داشته کارهای ترخیص نوزاد را انجام دهد.
با توجه به مرموز بودن این پرونده، مرد جوان به نام فریدون و مرد دیگری که همراه وی، دستگیر شدند که در تحقیقات مشخص شد فریدون با پرداخت مبلغ هفت میلیون تومان به مرد غریبه قصد خرید نوزاد را داشته است.
سرهنگ رضا جنتی؛ فرمانده یگان انتظامی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اعلام این خبر گفت: در تحقیقات مشخص شد فریدون به واسطه زن دیگری با مرد غریبه آشنا شده و با اطلاع از فروش بچه توسط مادر معتاد قصد خرید نوزاد را داشته است.
به گفته وی، تحقیقات برای دستگیری مادربچه و زن جوان (واسطه خرید و فروش نوزاد) ادامه دارد.

۱۳۹۸ تیر ۸, شنبه

آموزش تربیت جنسی کودکان مان را در چه سنی شروع کنیم


آموزش تربیت جنسی کودکان مان را در چه سنی شروع کنیم                               
        رضا ویسانیان (۲۵/خرداد/۹۸ & 15/6/2019)                                                                               

سند آموزشی یونسکو به عنوان《 دگرگون ساختن جهان ما: دستور کاربرای توسعه پایدار۲۰۳۰   》برای 《تضمین آموزش با کیفیت برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمربرای همه و اهداف  وابسته به آن》این سند در ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۵ در نیویورک به تصویب کشورهای عضو یونسکو رسید.در آن ۱۷ هدف تعیین شده که امضاء کنندگان  متعهد شده اند.تا سال ۲۰۳۰ به آنها دست یابند. در آذر ماه ۱۳۹۵ سند ملی آموزش ۲۰۳۰ را برای اعمال هدف‌های آموزشی این برنامه جهانی با حضور وزرای آموزش و پرورش و علوم ایران طی یک مراسم رونمایی کرد. گفته شد که این سند توسط کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل) یونسکو) در ایران در چارچوب عمل جهانی آموزش ۲۰۳۰ به عنوان سند ملی آموزش ملی ۲۰۳۰ ایران تهیه و تدوین شده‌است.
آغاز آموزش مسائل جنسی به کودکان همیشه یکی از دغدغه های والدین است، بعضی از پدرها و مادرها به اشتباه با تکیه بر واژه هایی مانند حجب و حیا کلا صورت مسئله را پاک می کنند در حالی که کودکان همین افراد ممکن است در آینده به دلیل نداشتن آگاهی در زمینه های مختلف جنسی نتوانند از خود محافظت کرده و مورد تجاوز قرار گیرند.  بازتاب رسانه ای حادثه غیراخلاقی دبیرستان پسرانه تهران تلنگری برای همه خانواده ها بود. این واقعه تلخ باعث شد تا حساسیت اجتماعی نسبت به مقوله آموزش تربیت جنسی کودکان بیشتر شود. در موضوع آزار جنسی کودکان، نقش والدین و نظام آموزشی در پیشگیری از وقوع کودک آزاری پر رنگ تر خود را نشان میدهد ولی متاسفانه به دلایل مختلف از جمله مسائل فرهنگی، والدین با وجود همه زحمت هایی که برای تربیت فرزندانشان می کشند، در مورد تربیت جنسی آنها برنامه ای ندارند. ایجاد فضای امن در خانواده و برقراری ارتباط دوستانه با فرزندان می تواند در جلوگیری از وقوع این حوادث بسیار موثر باشد و چه بسا اگر کودکان این موضوعات را بیان کنند از وقوع حوادث مشابه برای دیگران ممانعت می شود. از سوی دیگر از شدت آسیب دیدگی کودک کم می شود چون تکرار این مساله و دفعات آن در درمان و بهبود آسیب های ناشی از کودک آزاری موثر است. خانواده ها باید مراقب باشند که افراد متجاوز «در ارتباط مستقیم با کودک» قرار دارند. فرد متجاوز مشخصه ظاهری برای شناسایی ندارد بنابراین غفلت والدین می تواند موجب بروز تجربه تلخی برای کودک و همه اعضای خانواده باشد.  اقدامات والدین برای پیشگیری از وقوع کودک آزاری، سن شروع تربیت جنسی و نحوه آموزش، علائم هشدار دهنده به والدین که می توانند با توجه به آنها پی به آزار و اذیت کودکان خود ببرند همچنین وظایفی که پس از وقوع کودک آزاری دارند، اشاره می شود.آسیب های روانی به کودک قربانی آزار جنسی اختلالاتی بر او  شده زمانی که قربانی آزار جنسی این مساله را در ذهن خود مرور می کند با خود می گوید چرا من از خودم دفاع نکردم و احساس ناتوانی و بی عرضه بودن می کند و دچار عذاب وجدان می شود. و دچار کاهش عزت نفس در قربانیان آزار جنسی بوده و  بسیاری از قربانیان از خودبیزار، دچار اختلالاتی چون وسواس فکری و عملی، اضطراب و افسردگی می شوند. آزارهای کودکی می تواند مقدمه ای برای آلوده شدن افراد به مواد مخدر، الکل، قماربازی، بزهکاری، انحرافات اجتماعی و بروز رفتارهای پرخطر در جامعه شود. کسانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند بیشتر در معرض این هستند که با هدف انتقام در فکر آسیب رساندن به دیگران بر آیند و در واقع چرخه سوء استفاده های جنسی در جامعه باز تولید می شود و ادامه می یابد.
* شروع تربیت جنسی از 3 سالگی
به نقش آموزش در پیشگیری از وقوع کودک آزاری جنسی تاکید شده است  سن شروع تربیت جنسی کودکان سه سالگی است. از سه تا پنج سالگی والدین باید نام اعضای بدن کودک را به او آموزش دهند همچنین درباره اعضای خصوصی بدن، اینکه کسی حق ندارد به آن نقاط دست بزند و در خصوص رازداری نیز به او اطلاعات بدهند. وقتی کودک سوال می پرسد باید سوال او را حتما با گشاده رویی پاسخ داد و بهتر است که ابتدا سوال کودک با سوال جواب داده شود تا در واقع میزان اطلاعات او یا منظورش از طرح سوال مشخص شود؛ به عنوان نمونه گفته شود که خودت درباره این مساله چه فکر می کنی. والدین باید در دوران بلوغ در مورد بهداشت این دوران و احکام شرعی طهارت توضیحات لازم را به فرزندان خود ارائه بدهند که البته برای دختران و پسران متفاوت است تا از این طریق جوابگوی دغدغه های آنان باشند.  اگر به کودکان اطلاعات صحیح داده نشود آنان به دلیل کنجکاوی اطلاعات لازم را از منابع نادرست کسب می کنند چون معمولا با گروه همسالان دغدغه ها و پرسش های خود را در میان می گذارند که دانسته های آنها ناکافی و ناقص است و موجب شکل گیری باورهای غلط در کودک می شود. اگر کودک اشتباهی را مرتکب می شود یا شاهد انجام اشتباهی از سوی افراد دیگر است باید ضمن ارائه اطلاعات صحیح، ارزش های خانوادگی، آداب و رسوم و عرف به او آموزش داده شود تا باورها و عقاید نادرست در او نهادینه نشود.
* ایجاد فضای امن برای کودک در خانواده
اگر کودک بتواند سوالات خود را از پدر یا مادر بپرسد از بسیاری مشکلات پیشگیری می شود یا حتی اگر برای کودک اتفاقی رخ دهد در مراحل اولیه می توان از آسیب های جدی تر جلوگیری کرد. نمونه ای از آن به حادثه غیراخلاقی دبیرستان پسرانه در غرب تهران و یا تجاوز معلم مدرسه دخترانه نارکلا رامیان گلستان به یک دختر ابتدایی کلاس چهارم در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۹۸ یادآور این است. اگر از ابتدای وقوع این حادثه یکی از قربانیان موضوع را با والدین خود در میان می گذاشت چه بسا تعداد قربانیان بیشتر نمی شد و از سوی دیگر چون شدت آسیب دیدگی قربانی به طول زمان و تکرار آن مربوط است، روند درمان سریعتر انجام می گرفت. متاسفانه بسیاری از والدین مقوله تربیت جنسی را به کودکان خود آموزش نمی دهند چون چگونگی بیان این مساله را نمی دانند یا خجالت می کشند اما تحقیقات نشان داده است که افرادی که دارای آگاهی هستند رفتارهای پرخطر کمتری دارند، کمتر هم در معرض سوء استفاده و آسیب قرار می گیرند.
* متجاوزان در ارتباط نزدیک با فرد قربانی قرار دارند.
راه هایی که والدین می توانند به مساله آزار کودکان خود پی ببرند، این است که  متجاوزان در ارتباط نزدیک با فرد قربانی قرار دارند و با ترفندها و روش های مختلف به کودک نزدیک می شوند. فرد متجاوز با دادن هدیه، پول، ابراز علاقه و رفتارهای محبت آمیز سعی در جلب اعتماد اولیه کودک می کند و در واقع یکباره کودک را مورد تعرض قرار نمی دهد. بعد از آن ممکن است رفتارهای مشکوک و پرخطر رخ دهد. در این مرحله کودک معمولا از والدین سوالاتی در مورد رازداری و اینکه آیا هر کس هر چیز بگوید باید انجام دهم یا اینکه آیا ممکن است افراد نزدیک (فامیل، دوست، مربی و ...) دچار اشتباه شوند و از این قبیل سوالات را مطرح می کند. والدین باید هوشیار باشند که سوالات کودکان بی دلیل نیست.  مرحله وقوع رفتارهای پرخطر، با پرخاشگری کودک، تغییر خلق و خو و مقاومت در مورد رفتن به خانه یا محلی که فرد متجاوز قرار دارد، همراه می شود مثلا می گوید من خانه فلانی را دوست ندارم، ورزش نمی روم، سرویس مدرسه را دوست ندارم، مدرسه را دوست ندارم. کبودی برخی از قسمت های بدن بچه، دیدن کابوس، مشکلات خواب کودک، شب اداری و جویدن ناخن علائمی است که به والدین کمک می کند تا پی ببرند اتفاقی در حال وقوع است که آنها بی اطلاع هستند و باید به دنبال علت این رفتارها برآیند. متاسفانه امروز والدین گوش شنوا ندارند و با فرزندان خود ارتباط مناسب برقرار نمی کنند این در حالی است که برقراری ارتباط صحیح با کودکان و کمک به اجتماعی شدن فرزند کمک شایانی در کاهش این وقایع دارد زیرا متجاوزان در بیشتر مواقع در کمین کودکان ترسو و منزوی هستند.
*وظایف والدین در مرحله درمان
ارتباط دوستانه باعث می شود که اگر کودک مورد آزار قرار گرفت، در مراحل اولیه موضوع را ابراز کند. مساله مهم این است که پس از طرح آن والدین نباید عکس العمل شدیدی نشان دهند یا کودک را مقصر بدانند. برخی والدین به کودک می گویند حتما گفتار، رفتار یا لباس نامناسب خودت باعث وقوع این مساله شده است و او را سرزنش می کنند در حالی که حمایت از فرزند در میزان آسیبی که به او می رسد موثر است. والدین باید رفتارهای محبت آمیز داشته باشند، فرزند خود را در آغوش بگیرند، او را مقصر ندانند و بیان کنند که از او حمایت می کنند و در مورد فرد متجاوز هم بگویند که او خاطی و بیمار است و مجازات خواهد شد تا به کودکان بیشتری آزار نرساند. والدین حتما برای دریافت خدمات مشاوره روانشناختی کودک خود باید به سرعت اقدام کنند تا میزان آسیب ها و هیجانات را کاهش دهند.  در این میان، والدین هم نیاز به مشاوره دارند زیرا آنها خود را مقصر می دانند که نتوانسته اند حقوق کودک خود را به درستی ادا و از او مراقبت کنند، بنابراین خانواده قربانی هم باید خشم های خود را در اتاق درمان تخلیه کند تا تبعات آن در چرخه بازتولید خشونت در جامعه بروز نکند.
و از آنجایی که مسائلی مثل ایجاد امکانات آموزشی برابر برای همه کودکان و جوانان و به ویژه رفع تبعیض جنسیتی سخن ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌می رود. و ۱۷ هدف مطرح در سند ۲۰۳۰ یونسکو علت مخالفت علی خامنه ای با آن روشن می شود.مشکل بر سر حقوق بشر و رفع تبعیض است و چرایی اجرایی آن به اما و اگر کشیده شده است . و متاسفانه اجرا نمیگردد. خامنه‌ای همچنین از “شورای عالی انقلاب فرهنگی” انتقاد کرد که چرا به اندازه کافی به نفوذ دشمنان حساس نبوده. او گفت: «بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله‌مند هستم. آنها باید مراقبت میکردند و نباید می‌گذاشتند که کار به اینجا بکشد که ما بیاییم و جلوی این کار را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است.»

۱۳۹۸ تیر ۷, جمعه

ابهام در ماده قانون برای اعدام کودک مجرمان

ابهام در ماده‌ واحده‌ای برای اعدام کودک‌مجرمان
هفته گذشته مستندی با عنوان «بودن» به کارگردانی ونداد فلاح با حمایت انجمن حمایت از حقوق کودکان برای فعالان مدنی اکران شد. این مستند درباره کودک‌مجرمان محکوم به اعدام در ایران است.
به گزارش خبرآنلاین، اعدام کودکان بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی ممنوع شده اما این اعدام‌ها در برخی موارد در ایران همچنان ادامه دارد. به همین منظور ونداد فلاح به سراغ خانواده این کودکان رفته و به گفت‌وگو با آنها نشسته است. بعد از پایان این مستند هم عمادالدین باقی پژوهشگر به بیان رویکرد خود در این باره پرداخت.
 مجازات اعدام برای کودک‌مجرمان 
عمادالدین باقی با اشاره به اینکه اعدام‌های زیر ۱۸ سال از هر منظر (حقوقی، حقوق بشری، فقهی و جامعه‌شناسی) محل نقد است و رای تمام این رشته‌های علمی، نفی مجازات اعدام است، گفت: «ایران از بین کشورهای عضو سازمان ملل، تنها کشوری است که مجازات اعدام را اجرا می‌کند؛ با این حال بعد از سال‌ها قوه قضاییه و مجلس به این نتیجه رسیده‌اند که مجازات اعدام برای مجرمین زیر ۱۸ سال نه تنها کارآمد نیست که مضر هم هست. پیش از این در قانون آمده بود که سن بلوغ در دختران و پسران به ترتیب ۹ و ۱۵ سال قمری است و به استناد همین قانون دخترانی که در سن ۹ و ۱۰ سالگی و پسرانی که در ۱۵ سالگی مرتکب قتل می‌شدند، حکم قصاص می‌گرفتند. نمونه آن هم دختری ۱۳ ساله در رشت بود که به جرم قتل محکوم به قصاص شد و ۲۵ سال در زندان ماند تا بالاخره رضایت گرفت و آزاد شد. این قانون آنقدر مشکل‌دار بود که مسئولان هم نمی‌توانستند از آن دفاع کنند.»
ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی ابهام دارد
به گفته این پژوهشگر، در زمان آقای شاهرودی طرحی در همین خصوص به مجلس ارائه داده شد و قوه قضاییه هم به دنبال این بود که این قانون اصلاح شود. در قانون مجازات جدید که سال ۹۲ ابلاغ شد، ماده قبلی اصلاح شد و ماده جدیدی تحت عنوان ماده ۹۱ اضافه شد و قرار بر این شد که دست قضات باز گذاشته شود تا برای مجرمین زیر ۱۸ سال مجازات قصاص صادر نکنند. در این قانون آمده است: «در جرایم موجب حد یا قصاص هرگاه افراد بالغ کم‌تر از ۱۸ سال ماهیت جرم انجام‌شده را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنها شبهه وجود داشته باشد،  حسب مورد با توجه به سن آنها مجازات‌های پیش‌بینی شده در نظر گرفته می‌شود.» این قانون در اصل قرار بود با طرح شبهه قاعده  و بحث رشد و کمال عقل در مورد کودکان زیر ۱۸ سال، راه را باز کند تا قضات دیگر حکم قصاص صادر نکنند؛ اما مشکل این بود که ابهاماتی در این قانون وجود داشت و قضاتی که با این پرونده‌ها مواجه می‌شدند، درکی از رشد و سلامت عقلی نداشتند.
مخالفان رفع ابهام از ماده ۹۱، مسئول تمام خون‌های به ناحق ریخته‌اند
باقی در ادامه گفت: «پزشکی قانونی هم انتظار می‌رود طبق اخلاق حرفه‌ای تحقیقات گسترده انجام دهند تا به این نتیجه برسند که علی‌الاصول افراد زیر ۱۸ سال فاقد رشد و کمال عقلانی هستند؛ البته ممکن است موارد استثنایی هم وجود داشته باشد اما نمی‌شود بر مبنای استثناعات حکم صادر کرد. بنابراین این ماده نه تنها مشکلی را حل نکرد که ما در چند ماه گذشته شاهد ۵ مورد اعدام کودک‌مجرمان بودیم که دو مورد در سن ۱۵ سالگی مرتکب جرم شده بودند. این اشکال باعث شد یک طرح پیشنهادی از طرف انجمن حمایت از حقوق کودکان داده شود تا ماده ۹۱ از طریق یک استفاریه از آن رفع ابهام شود و چندین ماه است که در مجلس است اما به اشکال مختلفی نمی‌گذارند به جریان بیفتد. در واقع کسانی که با این استفساریه مخالفت می‌کنند، مسئول تمام خون‌های به ناحق ریخته‌اند. وقتی حکم اعدام و قصاصی به دلیل ابهام در قانون صادر و اجرا می‌شود، مسئول مستقیم آن مخالفان رفع ابهام از ماده ۹۱ هستند.»
*
با این حال با توجه به تغییرات قوه قضاییه و اظهارات و توجه رئیس جدید این قوه امید است تا روند مجازات کودک‌مجرمان شاهد تغییرات مثبتی باشد.
بیشتر بخوانید: 
۴۷۲۳۸
کد خبر 1272462

با وجود ۱۳ متولی در حوزه حقوق کودک، اما اطلاعاتی از آن در اختیار نداریم

کد خبر :  ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰  ۲۰:۳۳ کد خبر :  ۳۶,۸۳۶ ۲۵ آبان ۱۴۰۰  ۲۰:۳۳ با وجود ۱۳ متولی در حوزه حقوق کودک، اما اطلاعاتی از آن در اختیار ن...